جامعه نو

مسئولان هم به هفته وحدت احترام بگذارند
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٦
 
وحدت راهبرد انقلاب بود و هست و ان شاءا... خواهد بود چه هر وقت و هر جا یک پارچه عمل کردیم، موفقیت هم حاصل شد و هر جا حرف مان دوتا و عمل مان ده تا شد ، توفیق ، رفاقت از یاد برد و رقابت ها در شکست، زمین گیر شد. تاریخ همین چهار دهه عمر انقلاب ، پر است از فراز و نشیب ها. فراز هایی که با وحدت دینی و ملی، شکل گرفت و فرود هایی که نتیجه تفرق و اختلاف و منیت ها بود اما عجیب این که درس نمی گیریم انگار. درس نمی گیرند آنانی که هر کدام باید معلم وحدت باشند. خب، درس که نگرفتی، ضرورت ها را که فهم نکردی، مردود خواهی شد. این حداقل ماجراست. خدا هم با کسی تعارف ندارد. درس که نگیریم و راه اختلاف را که در پیش گیریم ، فقط خود زمین نخواهیم خورد که دین و ملک و ملت هم زخم برخواهد داشت و تراشیده خواهد شد چنان که رسول وحدت، حضرت محمد( ص) می فرمایند، اختلاف باعث تراشیده شدن دین می شود و امروز تراشیده شدن منافع ملی را هم به آن اضافه کنیم.
 این همه هزینه سنگین را پای چه می خواهیم بگذاریم، حواس مان هست؟ روی سخن در این نوشتار نه با شیعیان و اهل سنت  که با مسئولان سابق و لاحق است والا به لطف خدای حکیم و طراحی امام امت و مهندسی مقام ولایت، شیعه و سنی در این دیار، برادرند و اخوت آنان روز افزون هم خواهد بود. آن قدر باهم هستیم که شانه هامان کنار هم بنیان مرصوص می سازد که دشمنان را راه عبور نمی دهد و امنیت حداکثری ما نشان از تعمیق وحدت دارد. اما این مسئولان اند که یادشان می رود ضرورت وحدت. فراموش می کنند که دشمنان قسم خورده ملک و ملت، به دنبال ایجاد رخنه در میان کارگزاران نظام هستند. می کوشند تا رخنه ایجاد کنند، رخنه را آن قدر بشکافند تا جایی که دیگر امکان رفع شکاف نباشد. من نمی خواهم ذهن شما را و قلم را و کلمه را به بازگو کردن ماجرا ها، عذاب دهم. در این فضای « رسانه روان» در کسری از ثانیه، به مدد شبکه های اجتماعی، همه چیز به همه کس می رسد و گاه یک کلاغ، چهل کلاغ هم می شود. اما می خواهم هرکس را صدای این قلم به گوشش می رسد هشدار دهم که اگر صدایش به مسئولان می رسد، آنان را به مدار وحدت بخواند و بگوید این سخنانی که بر زبان می آورند، این رفتار های متفاوتی که در پیش می گیرند، این رو ترش کردن ها و مچ گرفتن ها و یقه دراندن ها، برای امروز و فردای وطن ، هزینه های سنگینی دارد. اگر اعتقاد هم نباشد، عقل حسابگر هم قطعا، فتوی به ضرورت حفظ وحدت و ارتقای یکپارچگی خواهد داد و حکم خواهد کرد بایستگی همدلی و همراهی را پس به احترام حضرت ولی، به پاس جان های تابناکی که پای انقلاب، خون دادند،مهربان تر به هم نگاه کنید تا مهر و محبت، دامن گستر شود در دیاری که به مهربانی شهره بود! کلمات تان را قبل از این که بر زبان جاری شود، بسنجید که کلمه از دهان خارج شده چون گلوله ای که شلیک شد، بی بازگشت است. هفته وحدت را آغاز کنید برای همگرایی افزون تر ملی که امروز و فردای ایران، رفتاری این چنین می طلبد.
 
خراسان / شماره : 19697 -/ یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶/ صفحه 16/ بدون موضوع
 
 http://khorasannews.com/?nid=19697&pid=16&type=0

 
 
وحدت در جغرافیای برادری
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٦
 

قرآن را، احادیث را، سیره را، سنت را، همه را خط به خط بخوانید و لحظه لحظه تامل کنید، حتی یک خط نخواهید دید که بر جدایی نظر داشته باشد، چه رسد به تفرقه و چه رسد به چشم در چشم به خشم ایستادن و دندان بر هم ساییدن. چه رسد به مرافعه و منازعه و چه رسد به جنگ، آن هم جنگی چنین ددمنشانه که داعشیان به راه انداختند و آبرو از مسلمانی بردند.
 سر بریدند و آتش زدند و جنایت را معنایی تمام شدند. همه قرآن را که بخوانیم، اهل لااله الاا... را به همراهی و وحدت خوانده است پس محکم می توان گفت داعشیان و مسلمان کشان و آنانی که تیغ در میان وحدت مسلمانان می گذارند، از اسلام هزاران کیلومتر فاصله دارند حتی اگر نام خود را مسلمان بگذارند. اینان وحشیانی صهیونیست هستند حتی اگر نام خدا را بر زبان داشته باشند.
ریش این جماعت هم ریشه در باد دارد و در نگاه شان، دیو می دود و در باورشان شیطان. مسلمان اما اهل برادری است، اهل همراهی و همدلی، آن گونه که ما خود در دیار خویش، خراسان جنوبی، شاهد آن هستیم. ما شیعه باشیم یا سنی، برادران خونی و دینی هم هستیم. محکم ترین بنیان های خانوادگی و اجتماعی ما با هم است.
ما از سفره هم نان و نمک می خوریم و حرمت می نهیم این نان و نمک و سفره و صاحب سفره را. ما با هم دیارمان را می سازیم، با هم به سربازی وطن می رویم، با هم علیه دشمن می جنگیم. ما خون مان برای دفاع از وطن عزیز بارها در هم آمیخته است. ما اخوت خود را با خون پاک شهیدان مان امضا کرده ایم. ما در کنار هم گنجینه معارف نبوی را به رفتار در می آوریم.
 ما یکپارچه و یک پیکریم و اهل یک روزگاریم که به درد آوردن یک عضو از آن، همه ما را بی قرار می کند. ما با هم هستیم و این را چنان روشن و آشکار می کنیم که هیچ دشمن خناسی، هیچ شیطان وسواسی، هیچ نفس اماره ای نتواند ما را به سوء رفتار وحدت شکنی ببرد. ما با حفظ نگاه و باور خویش، رنگین کمان همدلی می سازیم و نگهبان دین و وطن می شویم چه از پیامبر خویش شنیده ایم این حقیقت را که؛ ألا إن فی التباغض الحالقة لا أعنی حالقة الشعر و لکن حالقة الدین. پس باز هم به گوش جان می شنویم معنای کلام رسول وحدت را که؛ آگاه باشید که در دشمنی ها، ستردن و تراشیدن نهفته است، اما نه تراشیدن مو، بلکه ستردن دین. (1)
پس برای تقویت بنیان دین، برای استحکام وحدت ملی، برای زندگی بهتر، برای روزهای امن تر، برای توسعه خوبی ها، ما کنار هم می مانیم و از هر کس، به نام هر مذهب که بخواهد وحدت مسلمانان را زخم بزند، به نام رسول خدا و به نام کلام خدا دادخواهی می کنیم و یقه می گیریم و حق دین خود را باز می ستانیم. ما همیشه، با هم می مانیم. ان شاءا...
پی نوشت:
1 - کافی، جلد 2، ص 346

 خراسان جنوبی / شماره : 2591 /  یکشنبه ۱۲ آذر-۱۳۹۶/ صفحه 2/ اخبار

 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19697&pid=2&type=0

 
 
سلام، آدم را بزرگ می کند
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٦
 

ما در باره مسلمانی که سخن می گوییم در کلیات می مانیم حال آنکه مسلمانی را باید با جز به جز رفتار کامل کرد، مثل هر بنای دیگر که نمی شود به یک باره کلیات آن را مستقر کرد. باید خشت به خشت روی هم نهاد. باید پیچ و مهره ها را درست و سر جای خود گذاشت و.... در حوزه رفتار مسلمانی هم این نگاه را عملیاتی کرد. مثلا بیاییم برای توسعه تواضع و برای تعالی اخلاق، از « سلام» شروع کنیم همانی که پیامبر اعظم( ص) در آن همیشه، پیش قدم بود و هیچ کس نتوانست در این باره بر ایشان پیشی بگیرد. حتی کودکان را نیز به سلام خویش تکریم می فرمودند. حال باید در رفتار خویش مطالعه کنیم که در این حوزه، رفتار ما چقدر به رسول خدا که در قرآن به عنوان « اسوه حسنه» معرفی شده است، شبیه است؟ آیا حاضریم این داروی تکبر کش را بنوشیم؟ آیا حاضریم با « افشای سلام» به توسعه سلامتی جامعه کمک کنیم؟ آیا حاضریم رفتاری نبوی داشته باشیم؟ این پرسش ها را نه به زبان که با عمل باید پاسخ داد. باید زندگی را در هندسه کلام نبوت تعریف کرد تا بهشت خدا در زندگی ما تعریف شود و یکی از آن مولفه ها سلام است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: وَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لاتَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّى تُؤْمِنُوا، وَلاتُؤْمِنُونَ حَتّى تَحابُّوا، اَفَلا اَدُلُّکُمْ عَلى عَمَلٍ اِذا عَمِلْتُمُوهُ تَحابَبْتُمْ؟ قالُوا: بَلى یا رَسُولَ اللّهِ، قالَ: اَفْشُوا السَّلامَ بَیْنَکُمْ. به این معنای روشن که ؛ قسم به کسى که جانم در دست اوست(خدا)، وارد بهشت نمى شوید تا ایمان بیاورید و ایمان نمى آورید تا اینکه همدیگر را دوست داشته باشید، آیا راهنمائى کنم شما را به کارى که وقتى انجام دهید همدیگر را دوست خواهید داشت؟ گفتند: بله یا رسول اللّه، حضرت فرمود: سلام را در میان خودتان افشاء (علنى) کنید. با افشای سلام، غرور، این خوی شیطانی، می میرد. بنیان تکبر ، ترک برمی دارد و راه برای گسترش مهربانی آماده می شود. با سلام، به خرمن ثواب و صواب، توامان می رسیم چه به فرموده حضرت علی( ع) سلام، ۷۰ حسنه دارد که ۶۹ تای آن به سلام کننده می رسد و هم در صواب سلامت سازی جامعه، نقش آفرین می شویم که کاری است شایسته که نتایج آن را در همین دنیا می بینیم، چه مردم، متواضع را بزرگ می دارند و برای شکستن متکبر ، ابراهیم بت شکن می شوند و دقیقا عکس رفتار آدم ها اتفاق نی افتد؛ متکبر که می خواهد بزرگی خویش را به دیگران تحمیل کند با واکنش جامعه، تحقیر می شود و اتسان متواضع که بر اساس آموزه رضوی، دیگران را برتر از خود می شنارد و تعظیم می کند، با تکریم و بزرگداشت آحاد جامعه، خود تعظیم می شود...

 ب / شماره 3502 /   یکشنبه 12 آذر 1396/ صفحه اول و 3/


 
 
روزنامه جمهوری اسلامی: آقای مصباح! مگر شما نبودید که اطاعت از احمدی‌نژاد را اطاع
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٦
 

 برای به قدرت نشاندنش، پای همه مقدسات را به میان کشاندند. از همه ارزش‌ها خرج کردند. از زبان فلان فرد اهوازی، ذات مقدس حضرت امام زمان(عج) را به دعاگویی او نشاندند، به قدرت که رسید، اطاعت از او را اطاعت از خدا خواندند و به خورد مردم دادند حالا اما خیلی راحت می‌فر مایند؛ اعمال و رفتار امروز او را تایید نمی‌کنند چون اکنون« یک حالت انحرافی در او » می‌بینند!!

 

تازه باز هم خود را در موضع حق مطلق می‌بینند و می‌فرمایند؛ هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند، حمایت می‎کنیم، طرفداری‎اش می‌کنیم، هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم!

یاللعجب، مگر شمایان نخبگان و برجستگان و قله‌های فکری نبودید و نیستید که می‌خواستید و می‌خواهید مردم به شما نگاه کنند و راه از بی‌راهه باز شناسند؟ مگر شمایان برای همین منظور بزرگ نمی‌شوید که دست آدم‌های کوچکی چون ما را بگیرید و به مقصد برسانید؟ وقتی در شناخت فردی، چنین به دچار خطای محاسبات می‌شوید چطور حالا باید مردم نظر امروز تان را بپذیرند؟

مگر شما اطاعت از او را اطاعت از خدا نخواندید؟ نفرمایید که چون تایید و تنفیذ مقام ولایت را داشت چنین گفتم چون رفتار شما با روسای جمهور پیشین و پسین که هر دو چون « او» تنفیذ مقام ولایت را داشتند و همه به خاطر دارند که با رئیس‌جمهور پیش از « او» چه کردید و در پیش خطبه‌ها چه‌ها که نمی‌فرمودید، با مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که پیشتر بود و تا آخر هم تنفیذ و حکم از مقام ولایت داشت چگونه بودید و امروز را هم که کودکان دبستانی هم می‌بیینند و می‌توانند تحلیل کنند رفتار تان را با رئیس‌جمهور مورد تنفیذ مقام ولایت!

کاش بزرگان حوزه علم و فلسفه می‌دانستند سیاست هم برای خود علمی مجزاست و ظرافت‌های خود را دارد و نمی‌شود بدون توجه به آن، طرح ریخت و به نتیجه رسید. در این حوزه نمی‌توان مثل عبادات، الاعمال بالنیات خواند، در حوزه سیاست و جامعه، الاعمال، بالنتایج است و نتیجه اعمال شمایان را امروز می‌بینیم اما نه چنانکه می‌نمودید و می‌فرمودید بلکه چنانکه انقلابیون استخوان خرد کرده می‌دیدند و همان زمان می‌گفتند.

انتخاب / کد خبر: ۳۸۰۷۹۴ / تاریخ انتشار: ۴۰ : ۰۸ - ۱۱ آذر ۱۳۹۶

http://entekhab.ir/fa/news/380794

تیتر اول /

http://etitr.com/n/849161

اعتماد آنلاین / کد 147677  |  خبر  |  سیاسی  |  احزاب و شخصیت ها  |  110901396

http://tnews.ir/news/dc4a99957492.html

خرداد / کد خبر: ۲۴۹۶۶۱/ تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۳

http://khordadnews.ir/fa/news/249661/

عصر ایران / کد خبر: ۵۷۶۱۸۵/ تاریخ انتشار: ۰۸:۵۴ - ۱۱ آذر ۱۳۹۶ - 02 December 2017

http://www.asriran.com/fa/news/576185

اخبار فارسی/ خبر لند/ دی نتز و....


 
 
اطاعت از « او» دیگر اطاعت از خدا نیست؟!!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٦
 

برای به قدرت نشاندنش، پای همه مقدسات را به میان کشاندند. از همه ارزش‌ها خرج کردند. از زبان فلان فرد اهوازی، ذات مقدس حضرت امام زمان(عج) را به دعاگویی او نشاندند، به قدرت که رسید، اطاعت از او را اطاعت از خدا خواندند و به خورد مردم دادند حالا اما خیلی راحت می‌فر مایند؛ اعمال و رفتار امروز او را تایید نمی‌کنند چون اکنون« یک حالت انحرافی در او » می‌بینند!!! تازه باز هم خود را در موضع حق مطلق می‌بینند و می‌فرمایند؛ هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند، حمایت می‎کنیم، طرفداری‎اش می‌کنیم، هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم!!!! یاللعجب، مگر شمایان نخبگان و برجستگان و قله‌های فکری نبودید و نیستید که می‌خواستید و می‌خواهید مردم به شما نگاه کنند و راه از بی‌راهه باز شناسند؟ مگر شمایان برای همین منظور بزرگ نمی‌شوید که دست آدم‌های کوچکی چون ما را بگیرید و به مقصد برسانید؟ وقتی در شناخت فردی، چنین دچار خطای محاسبات می‌شوید چطور حالا باید مردم نظر امروز تان را بپذیرند؟ مگر شما اطاعت از او را اطاعت از خدا نخواندید؟ نفرمایید که چون تایید و تنفیذ مقام ولایت را داشت چنین گفتم چون رفتار شما با روسای جمهور پیشین و پسین که هر دو چون « او» تنفیذ مقام ولایت را داشتند و همه به خاطر دارند که با رئیس‌جمهور پیش از « او» چه کردید و در پیش خطبه‌ها چه‌ها که نمی‌فرمودید، با مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که پیشتر بود و تا آخر هم تنفیذ و حکم از مقام ولایت داشت چگونه بودید و امروز را هم که کودکان دبستانی هم می‌بیینند و می‌توانند تحلیل کنند رفتار تان را با رئیس‌جمهور مورد تنفیذ مقام ولایت! کاش بزرگان حوزه علم و فلسفه می‌دانستند سیاست هم برای خود علمی مجزاست و ظرافت‌های خود را دارد و نمی‌شود بدون توجه به آن، طرح ریخت و به نتیجه رسید. در این حوزه نمی‌توان مثل عبادات، الاعمال بالنیات خواند، در حوزه سیاست و جامعه، الاعمال، بالنتایج است و نتیجه اعمال شمایان را امروز می‌بینیم اما نه چنانکه می‌نمودید و می‌فرمودید بلکه چنانکه انقلابیون استخوان خرد کرده می‌دیدند و همان زمان می‌گفتند. چنانکه بزرگ مرد سیاست انقلاب، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌دید و می‌گفت. سند صحبت‌های همه هم موجود است و کسی نمی‌تواند به انکار بنشیند یا به تمذیب برخیزد. انصاف هم حکم می‌کند، هرکس مسئولیت‌های گفته‌ها و موضع گیری‌های خود را در گرانیگاه‌هایی چون انتخابات بپذیرد وهمان‌طور که فردای قیامت باید پاسخ بگوید، افکار عمومی را هم توحیه کند نسبت به آنچه گفته و کرده است. شاید بخشی از مردم پذیرفتند و« بحل » کردند کسانی را که «او» را به قدرت رساندند، به همین اندازه هم ذمه آدم سبک شود خود غنیمتی ارزشمند است. اقرار به زبان آنچه در قلب می‌گذرد و نقش آفرینی برای اصلاح امور، تکلیفی است که داریم همه ما که به هر شکل در رویداد‌های اجتماعی نقش داریم. ما بزرگان مان را محترم و عزیز می‌خواهیم و مطالبه ما از خود بزرگواران، مراقبت بر حریم خویش و صیانت از شخصیت خویش و مراقبت در تایید‌ها و تکذیب هاست. می‌دانیم که حوزه‌ها و کشور، کم هزینه نمی‌کنند تا افرادی از میان جمعی به قله علم برسند و این خودشان هستند که باید مراقب باشند به بهایی اندک و ثمن بخس، پایین نیایند....

 

جمهوری اسلامی / شماره 11032/ شنبه 11 آذر 1396/ صفحه 3/ خبر

http://jomhourieslami.net/index.php?year=1396&month=09&day=11&category=3&#


 
 
عاشورا خوانی "حسان" و نوستالوژی دفاع مقدس
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٦
 

نام عاشورا که به میان می آید، نسل من ناگهان دل شان هوای جبهه می کند. جایی که خود ، قطعه ای از کربلا بود حتی با صدها کیلومتر فاصله. روز ها مان، عطر عاشورا می گرفت حتی با 14 قرن فاصله. چنین بود که هر کس برای عاشورا می خواند، حس می کردیم برای ما می خواند. از شهیدان ما هم اگر خوانده می شد، شور کربلا برمی خواست که هر چه بود، عشق بود و هرکه بود حسین بود و جز حسین ، هیچ کس نبود! شاعران هم که می سرودند یا سروده می شدند توسط شعر، شکوه شهادت می گرفت تا پیام حق را به اهل حق و جستجوگران حقیقت برساند چنین است که برخی شعر ها فراتر از عناصر شعری، جوهره ای ماندگار در حرف به حرف خود دارند که اگر هزار بار هم خوانده شوند باز در مرتبه یک هزار و یکم، حرف تازه و شور تازه و شکوهی تازه دارند مثل همین شعر که به دارزای عمر برخی از ما ، در شب عاشورا خوانده شده است و دریا دریا اشک از مردم گرفته است.

من حتم داردم، اگر به رغم بخل آسمان، زمین هنوز بارور می شود به برکت این چشمه های آبشار شده است که خود را با عاشورا تعریف کرده اند و درشب عاشورا فراوان خوانده و بر سر و سینه زده اند که ؛

امشب شهادت نامۀ عشاق امضا می‌شود .

 فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود....

 خوانده ایم و خویش را در کربلای تکلیف یافته ایم. خوانده ایم و در حماسه دفاع مقدس در شب های عملیات آن حس عاشورایی را تازه کرده ایم. خوانده ایم و به درک جاودان از شهادتی رسیده ایم که ما را به مانایی می رساند. خوانده ایم و انرژی متراکم یک تاریخ را در بازوان خویش رها کرده ایم به گاه یورش بر دشمن. خوانده ایم و به هر خوانش، لبیک گفته ایم به هل من ناصر سید الشهدا. خوانده ایم و از جبهه راهی گشوده ایم به کربلای سال 61 هجری که امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی  

 فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود....

 خوانده ایم و از فراز گودال قتلگاه، این بلند ترین نقطه هستی، خود را به مدینه رسانده ایم و پریشان خاطری حضرت مادر را دیده ایم که در سوگ پدر و فرداهای تلخی که پیش روی امت است می گرید. فرداهایی که یک روزش، می شود عاشورا و ماجراهایی که با به نیزه شدن سر حسین(ع) به اوجی چنان می رسد که بر همه روز ها می تابد و آنان را به دنبال خویش می کشاند  و همه ما را مقیم همیشه کربلا می کند تا گواهان حقیقت سرخ باشیم که ؛

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی       

فردا صدای الامان، زین دشت بر پا می شود....

 الامان هم باید خواند که وقتی قرآن بر لبان حجت خدا به خون کشیده می شود، قرآن خواندن های آن جماعت "قرآن کش" جز نعره های بی روح نیست و می توان گفت در آن دشت پر بلا، در آن زمان و مردمان بی حیا، قرآن، بسته شد حتی اگر هزار بار آن دست ها آن را صفحه به صفحه خوانده باشند. من مطمئنم، قرآن، به فغان آمد آن روز سرخ در عزای حجت بالغه الهی. این را شعر در شعور آدمی، حک می کند و به تماشای جلوه ای می برد که برای حقانیت حسین(ع) سند معتبر و برای بطلان یزید هم مدرکی جهان پسند و همیشه افشاگر است که؛

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است       

فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می شود....

 باری، سخن و نگاه که  به این جا که می رسد دیگر حبیب چایچیان نیست که  شعر می خواند، بلکه این شعر است که حبیب را شروه می کند. این شعر است که الهام غیبی را در مجرای خویش جاری می کند تا به گوش همه برسد. این احسان حضرت ارباب است به " حسان" که احساس عرشیان را بسراید و مردمان را مقیم کربلا کند؛

امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان       

فردا کنار علقمه، بی دست، سقا می شود...

 شعر به پایان می رسد در کلام حسان اما، کیست که نداند کربلا پایانی ندارد و عاشورا در رگ همه زمان ها جاری است؟ کیست که نداند همه ایمان آدمی به محک این تک بیت کشیده می شود که باید تکلیف خود را در برابر امام خویش به انجام رساند؛ در برابر تنها ماندن حضرت وتر موتورا؛

امشب گرفته در میان، اصحاب، ثار الله را       

فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها می شود....

  و ما بچه های خمینی، این شعر را زندگی کردیم. به مفهوم وسیع آن. ما خون دادیم تا حجت خدا در قرن ما غریب نماند. ما شهادت را انتخاب کردیم تا تاریخ به انتخاب قرن 14 افتخار کند. ما  شهادت نامه خود را به نام مولا حسین(ع) آغاز کردیم تا آخرش را خود به مهر امضا فرماید....

حیات / تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ | شناسه مطلب:136526

http://hayat.ir/fa/136526


 
 
ما و تیغ های آخته تفرقه!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٦
 

هوشیاری ضروری است؛

 تیغ در میان ما نهاده اند آنانی که  اتحاد ما را باعث شکست خود می دانند. ما را به سر خط کشتن و انفجار و انتحار می خواهند بکشانند کسانی که موفقیت زندگی خود را در مرگ ما می جویند و دریغ و افسوس می بینیم در گوشه هایی از جهان اسلام، این وسوسه ها چونان ویروس بیماری زا در رگ و پیه جهان اسلام می دود و فاجعه می آفریند حال آنکه باید یادمان بیاید و بماند ، وقتی به یک قبله نماز می خوانیم، وقتی زبان دعا و مناجات مان یکی است، وقتی به یک سبک عبادت می کنیم ، وقتی حلال و حرام و حتی واجب و مستحب مان یک جور است، وقتی به پیروی از یک پیامبر، مفتخر می شویم، وقتی سبک زندگی مان یک سان است ، نمی دانم چه چیزی باعث می شود کنار یکدیگر نمانیم جز توطئه شیطانی آنانی که منافع شان را در تفرقه ما می جویند؟ من معتقدم به همان اندازه که در جاده تفرقه حرکت می کنیم و از یکدیگر دور می شویم، از اسلام و هندسه نبوی هم فاصله می گیریم و به جغرافیای شیطان نزدیک می شویم. جغرافیایی که با جهنم تفاوتی ندارد! اگر از جهنم گریزانیم، که باید باشیم، وقت است تا تغییر مسیر دهیم به سمت همگرایی که پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: من فارق الجماعة مات میتة جاهلیة. یعنی ؛ هر کس از گروه «مسلمانان» جدا شود بر مرگ جاهلیت بمیرد.(1) و حال باید پرسید آنانی که تیغ می شوند و در وحدت ملی و وحدت دینی می نشینند، چه پاسخی دارند برای پیامبر رحمت که رحمت او نیز در وحدت، متجلی می شود؟ مگر نمی بینیم که از دل تفرق ما، منافع دشمن مشترک بیرون می آید؟ مگر در نمی یابیم که از این جدایی، دشمنی می روید و از این دشمنی هم تیغی ساخته می شود برای تراشیدن. این سخن صریح پیامبر اکرم(ص) است که در گوش زمین و زمان می پیچد تا مردمان را هشدار دهد که ؛ ألا إن فی التباغض الحالقة لا أعنی حالقة الشعر و لکن حالقة الدین. یعنی؛ آگاه باشید که در دشمنی ها، ستردن و تراشیدن نهفته است، اما نه تراشیدن مو، بلکه ستردن دین.(2) این را امروزه به عینه می توانیم ببینیم که آن تیغ به تفرقه بلند شده ، برای دفاع خواسته یا ناخواسته و غافلانه از منافع صهیونیزم بین المللی ، بر حلقومی می نشیند که به فریاد علیه اسرائیل است. راستی چه شده است که چنین پنجه در چهره هم می کشیم ؟ حواس مان هست که خون برادر خود را به خون می شوییم تا استکبار جهانی، آب گوارا بنوشد؟ شده ایم تیغ عریان در دست زنگی مست صهیونیزم غافل از اینکه بر سر شاخه نشسته ایم و از خود و دین خویش" بن" می بریم و از یاد برده ایم انگار این سخن امام علی ( علیه السلام) که فرمود: دست خدا بر سر جماعت است، از تفرقه بپرهیزید، زیرا شخص تکرو، شکار شیطان است همانگونه که گوسفند تکرو، طعمه گرگ است.(3) پس هوشیاری افزون کنیم و در مسیر وحدت، یکدلی افزون کنیم که برای رسیدن به فردای بهتر همه مسلمانان باید همراه باشند و همراه باشیم و همدل و یک پارچه  و مجتمع و متراکم که دست خدا و قدرت فائقه حضرت حق در میان جماعت است چنانکه پیامبر وحدت می فرمایند؛ عَلَیْکُمْ بِالْجَمَاعَةِ؛ فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ عَلَى الْفُسْطَاط  یعنی،  به جماعت (یکپارچگى) روى آرید همانا دست خدا با جماعات است. (4) همین دست است که دست ما را بالتر می برد. همین دست است که به ما قدرت می بخشد و همین دست است که ما را به نصرت و فهم " وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى..."(5) می رساند. همین فهم هم هست که ما را به ایستادگی می خواندبر مدار حق و حقیقت. اما واقعیت این است که تیغ تفرقه همواره در زبان برخی جاهلان، خون می طلبد و خون می ریزد. واقعیت تلخ این است که تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی دولبه قیچی شده اند تا ببرند اما نه دست دشمن را که گلوی دوست را غافلند انگار و یا خائنند انگار که کلام رسول وحدت را نمی شنوند که برای مردمان همیشه تاریخ می خوانند ؛ألجماعة رحمة و الفرقه عذاب. و این بیدار باش است برای همه ما مسلمانان به هر مذهب که بدانیم؛ جماعت «وحدت» ، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است. (6)  پس اگر سرفرازی دو دنیا را می خواهیم، اگر اهتزاز پرچم عزت اسلام را می خواهیم، باید از تفرقه روی برگردانیم. باید به وسوسه های شیاطین هزار رنگ که ما را دور از هم و حتی رو در روی هم می خواهند، نه بگوئیم و به سر خط وحدت برگردیم...

پینوشت:
1 - نهج الفصاحة، .2855
2 - کافی، جلد 2، ص .346
3 - شرح نهج البلاغه، جلد 8، ص 112
4 - مجازات النبویه ص34
5 – انفال، آیه 17
6 - نهج الفصاحه، حدیث .1323


 خبرگزاری رضوی /  شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶/ ساعت۰۸:۵۳

http://www.farhangrazavi.ir/fa/doc/note/21778/


 
 
سرباز دشمن نشویم!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٦
 

وحدت، یک هدف راهبردی است. برای رسیدن به این هدف بزرگ باید هر آنچه که با این هدف در تضاد است را از میان برداشت. باید کوچه هایی که فرصت "گریز از وحدت" و گریز از مرکز را فراهم می کند بست. با مهندسی نبوت و ولایت و عصمت هم باید بست. من از این منظر می خواهم همه مان را به حدیث خوانی دعوت کنم. احادیثی که ما را بر طی طریق وحدت، مصر تر می کند و نه فقط از منظر یک راهبرد ملی و استراتژی اقتدار که از سویه نگاه دینی هم ما را سر این خط می آورد. اجازه دهید از کلام معیار حضرت رسول وحدت  ( صلی الله علیه و آله و سلم) :، بخوانیم که؛ ما اختلف أمة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها علی اهل حقها. یعنی، هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حق گرایان چیره شدند .(1) کنز العمال، حدیث .929 این سر انجام همه  اختلافات است چه این رفتار خواسته و ناخواسته، در زمین کسانی انجام می شود که از پیش نقشه راه قدرت خویش را طراحی کرده اند و از میان وحدت مردم عبور داده اند. آنان برای هر کاری، طرحی مخصوص دارند و در برابر هر شرایطی آماده اند تا آن را به نفع خود رقم زنند. پس طبیعی است که منفعت اختلاف امت اسلام هم به کسانی خواهد رسید که نه می خواهند از اسلام خبری باشد و نه از مسلمان، نشانی. آنان می دانند تا ما " با هم " باشیم، می توانیم " باشیم" و اسلام هم " باشد" اما خوب دریافته اند که ما را فقط با خود ما می توان شکست. با تفرقه ای که از قدیم راهبرد روباه پیر بود که می انداخت و حکومت می کرد و دریغ که آن راهبرد هنوز هم به جد کارایی خود را حفظ کرده است و دامن هم گسترانده است به پهنه جغرافیای جهان اسلام و ما از خود نمی پرسیم چرا همیشه، تنفگ ها مان، قلب یکدیگر را نشانه می رود؟ فکر نمی کنیم چرا همدیگر را سر می بریم و از آن سو، دشمن صهیونیستی، به لبخند ، سر فراز می کند؟ آنان به هدف می رسند و ما هم به جایی می رسیم که هدف آنان است! خب، چنین هم می شود چون گاه اختلاف، هنگام تدبیر هم نیست، تا بیاندیشیم  که امام علی  ( علیه السلام) ، می فرمایند: ألخلاف یهدم الرأی، اختلاف، بنیاد «اندیشه درست» را درهم می ریزد.(2) نهج البلاغه حکمت .215 اختلاف انیاد های اندیشه را نا بود می کند که اگر نبود تفرق ، اگر به بنیان های فکری سلامی مراجعه می کردیم که امکان اتحاد شکنی نبود. دشمن با اختلاف افکندن میان ما، نمی گذارد به بنیان های فکری اسلامی توجه کنیم که اگر این رجوع، اتفاق افتد، از میانه جنگ با یکدیگر، کنار هم قرار خواهیم گرفت و پنجه بر حلقوم دشمن خواهیم گذاشت اما حیف که به هزار حیلت، ما را از مراجعه به مبانی دینی دور می کنند و ما هم نخواسته با آنان همراه می شویم...

 ب / شماره 3501 /   شنبه  11 آذر 1396/ صفحه اول و 3/


 
 
به مدینةالنبی وحدت برگردیم
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩٦
 

ما برادرانیم. این برادری را حضرت خداوند به «إنما المؤمنون إخوة» تأیید فرموده است تا همه ما که خدای واحد، قبله واحد، پیامبر واحد و کتاب واحد داریم و سبک زندگی ما در دایره حلال و حرام نیز یگانه است، پا به یک راه بگذاریم که ذیل «‌صراط مستقیم» تعریف می‌شود و ما را، همه ما را، به صلاح و فلاح و رستگاری می‌رساند، راهی که اگر به کید و مکر دشمنان از آن پا بیرون نگذاریم‌، به بهشت در زندگی می‌رسد. پیامبر اکرم(‌ص) که قبله نگاه ما هستند، ما را در این برادری، پابرجا می‌خواهند و می‌فرمایند: مسلمانان برادرند و هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد جز به تقوا؛ یعنی رسول اعظم الهی هم برادری را به یاد می‌آورند که برابری را هم در خود دارد، و بایسته است که تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و مجریان به این نکته ظریف توجه کنند که در خدمت‌رسانی، همه آحاد جامعه را باید به یک چشم ببینند و بر مدار عدالت خدمت کنند. امام صادق(ع) نیز باز همین نگاه را با تأکید بر پیوستگی، حدیث می‌کنند که «همان‌گونه که خداوند به شما دستور داده است، با هم پیوند داشته باشید و به یکدیگر نیکی کنید.»؛ یعنی برادری و پیوند را باید با نیکی کردن به یکدیگر تعمیق، و روح هم‌گرایی را ارتقا بخشید. این یک مأموریت دینی است در کنار دیگر واجبات تشریع‌شده که اگر از سوی جامعه مؤمنان «‌اتیان» شود، مشکلات به وجود نخواهد آمد که بخواهیم برای رفع آن، زمین را به آسمان بدوزیم. مشکلاتی که از پی هم در زندگی مسلمانان به وجود می‌آید دقیقا از همین روست که برادری را از یاد می‌برند، و می‌توان نزدیکی مشکلات را با مساحت دوری از یکدیگر سنجید. به دیگر عبارت، مشکلات به اندازه دوری ما از یکدیگر است اما اگر کنار هم باشیم و اخوت قرآنی را به زندگی درآوریم‌، خواهیم دید که نسیم هم نمی‌تواند میان ما فاصله ایجاد کند و راه را برای تند‌بادهای تفرقه باز کند. اگر به مدینةالنبی معرفتی برگردیم، همه در کنار هم خواهیم بود و راه‌های بسته را باز خواهیم کرد. فکر می‌کنم برای کم کردن فاصله‌ها باید به گفت‌وگو بپردازیم.
همه ما برادرانی که از هم دورمان می‌خواهد دشمن، باید کنار هم بنشینیم و با گفت‌وگو، هم‌کلامی مستظهر به همدلی‌مان را نشان دهیم به‌ویژه ما مشهدی‌ها که در پایتخت معنوی ایران عزیز و پایتخت فرهنگی جهان اسلام، تجربه گران‌سنگ سبک زندگی رضوی و گنج معارف اهل‌بیت(ع) را در میان داریم. ما که در شهر امام اخلاق و گفت‌و‌گو زندگی می‌کنیم، باید به اخلاق و سیره اماممان تمسک کنیم و با همکلامی و همراهی، «وحدت مسلمین» را نمادی عینی باشیم. توجه داشته باشیم که تفرقه از زبان هرکس برخیزد بذر شیطان است و بر هر دلی که بنشیند، جز گیاه ابلیس نخواهد رویید و جز تلخ‌کامی ثمری نخواهد داشت، هم برای ما و هم دین ما که تیغ تفرقه فقط به نفع دشمن، مؤمنان را و ایمان را و دین را می‌تراشد. این را پیامبر حکمت به صد زبان فرموده است و اهل‌بیت(ع) نیز به تشریح هندسه دینی و اجتماعی نبوی، فراوان، سخن حدیث کرده‌اند تا نوبه‌نو ما را به سر خط وحدت برگردانند. تکلیف مسلمانان در همیشه دوران هم «لبیک» عملی به وحدت است تا دست قدرت خداوند را در میان خویش داشته باشند و بر همه دشمنان قدرقدرت پیروز شوند که این وعده صادق است: «ید ا... مع الجماعة».

 شهرآرا / شماره 2422 / پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶/ صفحه اول و 2


 
 
همدلانیم در سپهر نگاه رسول وحدت
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩٦
 
در مبارک آغاز هفته وحدت؛ 
 
 یک خداست و یک رسول و یک کتاب و قبله ای که نماز همه ما را به سوی خویش می خواند. نماز هایی  که  کتاب «اقم» را برای اقامه شان تحریر فرموده و رسولی که به اقامه آن پرداخته است و خدایی که «اقم» را به « الصلاة لذکری» کمال بخشیده تا ما ، همه باورمندان رسول آخرین در صفی واحد تکبیرة الاحرام بخوانیم نماز را که نماد تکامل یافته وحدت است. وحدت میان همه باورمندان یک حقیقت اما...اما شیطان که این نماز را تاب نتواند آورد، به تیغ آخته اختلاف که به دست سربازان خویش داده، بر وحدت ما هجوم آورده است ولی ما در سپر ایمان، در سنگر توحید، به یک دلی و یک رایی ، برمی خیزیم تا دشمن را در زمین شکست، بنشانیم. ما کنار هم می ایستیم تا از پا بیفتند همه آنانی که ما را خار در پای خلیده می خواهند. تا کور شوند همه آنانی که برادری ما را نمی توانند دید. ما بر مدار وحدت می ایستیم تا همه احادیث ، تازه تر از همیشه در رفتار ما شکوفه دهند و تفسیر «ید ا... مع الجماعه»  جماعت را از چنگ ابلیسیان تفرقه افکن بیرون کشد. ما کنار هم می ایستیم تا زخم اصحاب تفرق که زبان به تکفیر مومنان داشتند و تیغ برگلوی شان می کشیدند التیام یابد. کنار هم می ایستیم تا ببیند دنیا که پیروان پیامبر آخرین خود را با نگاه رسول خویش تنظیم می کنند تا جهان را به نظم نوین ایمانی، تعالی بخشند...

 خراسان / شماره : 19695 /  پنج شنبه ۹ آذر-۱۳۹۶ / صفحه اول و 2/ اخبار

http://khorasannews.com/?nid=19695&pid=2&type=0


 
 
← صفحه بعد