ما به دریافت‌های روزآمد از کلام و مدرسه فکری امامت نیازمندیم و به این باور که ام
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

ما به دریافت‌های روزآمد از کلام و مدرسه فکری امامت نیازمندیم و به این باور که امامت، یک جریان مدام روشنی است که در هر قطعه‌اش، امامی پرچم را به شانه می‌کشد نیز هم. تعبیر زیبای" کلهم نور واحد" مبین این حقیقت است تا ما نه با افراد که با جریان و با انسانی 250 ساله، مواجه باشیم که بر همه قرون و اعصار نور می‌پاشند و راه را نشان می‌دهند. اگر به احادیث و روایات حضرات ائمه (ع) نگاه کنیم می‌بینیم در یک راستا و برای یک راه است لذاست که مشابهت فراوانی هم بین سخنان حضرات می‌بینیم.
البته سرچشمه همه احادیث به دریافت وحی توسط رسول مکرم (ص) برمی‌گردد و خوانش عملی احادیث هم گام نهادن در مسیر رسول‌الله است. همین سرچشمه واحد ما را به فهم واحد در کلام معصومان می‌رساند چنانکه در حدیث جامعه‌ساز از حضرت مجتبی (ع) می‌خوانیم: وَ اعْمَلْ لِدُنْیاک کأَنـَّک تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِک کأَنـَّک تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلی عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ./ برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی می‌کنی، و برای آخرتت به‌گونه‌ای کارکن که گویا فردا خواهی مُرد، و اگر عزّتی بدون بستگان و شکوهی بدون سلطنت خواهی، از معصیت و نافرمانی خدا به طاعت و فرمانبری خداوند عزّوجلَّ درآی. (1)
این رویکرد را که امروز و فردای ما را می‌سازد در بیان حضرت رضا (ع) هم می‌بینیم که با تبیینشان و منزلت کار، کارگر را هم در جایگاهی شایسته می‌نشاند؛ کسی که دنبال روزی می‌رود تا آبروی خود و خانواده‌اش را حفظ کند، اجر و پاداشش از رزمنده‌ای که در راه خدا جنگ می‌کند بیشتر است. (2) با نگاه به رویه دیگر سخن حضرت که؛ (عرق کارگر معادل خون شهید است.)، می‌توان گفت، کار و تلاش در دیدگاه امام رضا (ع)، آن‌قدر باارزش است که آن را بالاتر از جهاد در راه خدا اعلام نمودند.
در سخن امام مجتبی نیز رویکرد برنامه محوری را مشاهده کردیم که باید برای کار چنان اندیشید که عمر، ابدی است و به پهنای ابدیت باید برای کار برنامه‌ریزی کرد، سویه دیگر این نگاه را در کلام امام رضا می‌خوانیم که می‌فرمایند: اندیشیدن و تأمل قبل از شروع هر کار تو را از پشیمانی ایمن می‌سازد. (3) امام مجتبی هم به تلاش و اعتماد و توکل می‌خوانند به این بیان که؛ لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّکلْ عَلَی الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ./ چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم‌شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکل به خداوند، کار کن]. (4)
 از امام رضا نیز در حدیثی می‌آموزیم که؛ ما باید به خدا توکل کنیم و هیچ‌گاه یاد او را از ذهن خود بیرون نکنیم، اما توکلی که همراه عمل است، چنان‌که حضرت (ع) می‌فرمایند: هر کس از خداوند، توفیق بطلبد ولی تلاش نکند، خود را مسخره کرده است. (5) بله، کسی که توفیق می‌طلبد باید به عمل هم برخیزد و خط سیر سخن امام مجتبی و امام رضا (علیهما‌السلام) ما را به سر خط تکلیف انقلابی و ملی می‌آورد تا بیش از همیشه برای اقتصاد مقاومتی تلاش کنیم و با برنامه‌ریزی به‌سوی "اشتغال و تولید" که نقشه راه موفقیت سال جاری هم هست، گام برداریم.
این دریافت و درس‌آموزی در مکتب امامت هم ما را و هم کشور ما را به سرفرازی می‌رساند و هم ایمانمان را در مسیر ولایت، تعالی می‌بخشد لذا سزاوار است در عید میلاد مجتبوی، با اهتمام به کار بیشتر، شکرانه نعمت امامت را به‌جا آوریم.
پی‌نوشت:
1 - بحارالانوار (ط-بیروت) ج 44، ص 139
2- وسائل الشیعه، ج 17، ص 67
3- تحف‌العقول - کتاب سخنان گهربار (درر‌الکلام)
4 - تحف‌العقول ص 233
5- کتاب دیدار یار

فرهنگ رضوی / شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ / ساعت ۱۳:۱۵

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/12698


 
درس امام مجتبی (ع) برای زندگی اجتماعی امروز
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
گز نکرده، پاره می کنیم حال آنکه متر و معیار و الگو داریم! خب معلوم است که نه پارچه  گز نکرده و  پاره شده، به قواره ای که باید ، تبدیل می شود و نه رفتاری که به رفتار الگو شبیه نباشد می تواند ما را از شبهه ها نجات دهد و به یقین و ایمان برساند. 
اینکه حضرت خداوند، با ارسال رسل و ادامه نبوت در امامت، ما را به پیروی از الگوها امر فرموده است، خود لطفی است که لطافت های بهشت را در پی دارد و امام مجتبی(ع) به عنوان هادی و یکی از «سیدا شباب اهل الجنه» پرچم هدایت ما را ، حدیث به حدیث در اهتزاز دارد. در این ساحت است که می توانیم سر، فراز کنیم به ایمان و به خوب زندگی کردن چه هر حدیث مثل دارویی معجزه آسا، جانی دوباره می بخشد ما را  از جمله این حدیث که در روابط اجتماعی بین افراد و حتی روابط ملت – دولت می تواند نقش ویژه ایفا کند تا هم درست بیندیشیم و به قضاوت درست هم برسیم.
حضرت ایشان(ع) درباره فاصله میان حقّ و باطل می فرمایند: بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابعَ، ما رَأَیتَ بعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا./ بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینی حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیاری را بشنوی.(1) 
این روایت فراوان هم برما خوانده شده و شاید خود ما هم برای دیگران خوانده ایم و به ضرب المثل هم تبدیل شده است اما چقدر بدان اهتمام داریم مسئله ای است که باید به جد بدان توجه کنیم. 
واقعیت این است که برای اجرای آن ، همتی در ما نیست. واقعیت این است که از حقیقت این کلام روشن، کمتر برای روشنایی کوچه های باور، بهره برده ایم و مدام هم به چاه شک و چاله گمان گناه آلود افتاده ایم. از این روست که شایعه، خیلی راحت بالا تا پایین جامعه را در می نوردد و گاه دروغ چنان راست نما می شود که دیگر کسی خبر درست را باور نمی کند! 
شایعه، مثل آتش در پلاسکوی باور جامعه می پیچد و در اندک زمانی آن را فرو می ریزد و گاه بازگرداندن ذهن و فکر مردم به قبل از شایعه ، عملا غیر ممکن می شود حال آنکه اگر به جای شنیده ها، بنیان باور را بر دیده ها می گذاشتیم، ماجرا این نبود که مدام به چاه و چاله بیفتیم.  اگر سواد شنیدن را ارتقا می دادیم و توان تشخیص سره از ناسره را در خود تقویت می کردیم و به «سواد رسانه ای « می رسیدیم هم چنین شکار شایعات نمی شدیم و گناه دیگران را به ذمه نمی گرفتیم بر اساس شنیده ها کبریت در خرمن اعتماد عمومی نمی زدیم.  این حدیث نمی خواهد گوش ما را ببندد تا بگوئیم قرار نیست همه چیز را خودمان ببینیم بلکه می خواهد ما را به فهم کمال یافته برساند که مراقب دیده ها و شنیده ها باشیم به ویژه در دنیای مونتاژ و فتوشاپ امروز که به دیده ها هم اعتمادی نیست. 
در این حوزه حرف زیاد است اما همین یک روایت حسنی برای امروز و فردای بهتر کافی است. بسان الفی که برای مردم صاحب خبر، راه گشاست...
پی نوشت: 1- تحف العقول ص 229
خراسان جنوبی / شماره : 2449 / شنبه ۲۰ خرداد-۱۳۹۶/ صفحه  2/اخبار
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19555&pid=2&type=0

 
مرا به فروتنی سرافراز فرما
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
فروتنی، نعمتی است که بندگان خاص خدا بدان مفتخر می شوند تا شکوه خلیفه الهی را به تماشای ملائک بگذارند و جلوه ای از إِنِّی‌َّ أَعْلَم‌ُ مَا لاَ تَعْلَمُون‌ را چونان چراغ روشن در ملک و ملکوت برافروزند. 
فروتنی، انسان را بزرگ می کند چنانکه غرور، زیبایی کش است و عبادت سوز. طرفه اینکه؛ خدایی که شیطان را به خاطر غرور از بهشت رانده است، انسان متصف به این رذیله را هم راه نخواهد داد...
روز پانزدهم:
اللهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ طَاعَةَ الْخَاشِعِینَ وَ اشْرَحْ فِیهِ صَدْرِی بإِنَابَةِ الْمُخْبتِینَ بأَمَانِکَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ
خدایا در  این ماه طاعت فروتنان را نصیبم کن  و سینه ام را برای انابه همانند بازگشت خاضعان باز کن به امان دادنت ای امان ده هراسندگان.
مناجات:
خدایا! مرا به خضوع و خشوع  و رکوع در برابر خویش چنان بیارای که در برابر بندگانت نیز همواره فروتن باشم. 
مرا از غرور دور بدار و مگذار «غرور عبادت» مرا از عبودیت دور کند.
روز شانزدهم :
اللهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَةِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَةَ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِی فِیهِ برَحْمَتِکَ إِلَی [فِی] دَارِ الْقَرَارِ بإِلَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ
خدایا مرا در این ماه به همراهی و همسویی با نیکان توفیق ده  و از همنشینی با بدان دور بدار و به حق رحمتت به خانه آرامش جایم ده و به پرستیدگی ات ای پرستیده جهانیان.
مناجات:
خدایا!به حرمت رمضان الکریم، مرا در هر دو دنیا با کریمان محشور فرما و از لئیمان دور گردان که به اولی بسیار مشتاقم و از دومی سخت گریزانم. 
مرا از این وارهان و با آن همنشین فرما تا لذت بندگی را به تمامی بچشم و چشم در این روشنای جان افزا بگشایم.
خراسان جنوبی / شماره : 2449 / شنبه ۲۰ خرداد-۱۳۹۶/ صفحه 5/ فرهنگی
 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19555&pid=5&type=0

 
حسن، امام شکیبایی و زیبایی
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

اخلاق و سبک زندگی، دغدغه ای است که همیشه با آدم هست. همیشه می خواهیم بهترین باشیم و بهترین شرایط زندگی را داشته باشیم اما این خواسته ، بایستگی هایی هم لازم دارد از این روست که می گوییم ، جامعه برای سامان یافتن به انسان های خویشتن دار نیاز دارد و آدم ها برای تعالی اخلاقی و افزایش صبوری و خویشتن داری به الگویی کمال یافته محتاج اند که همواره در اوج باشد و همه نگاه ها را در تماشای خویش بر سر ذوق آورد. الگویی که این ذوق را به شوق چون او شدن گره بزند و همواره چراغ راه باشد. چراغی که انسان ها را از افتادن به چاه و چاله های افراط و تفریط پرهیز دهد که افراط و تفریط اگر چه دو سوی ماجرایند اما نتیجه ای واحد دارند و آن هلاکت است. ما، اما، در زندگی الگوهای بزرگی داریم که ما را به ایستادن در میانه می خوانند. پیشوایانی که هندسه زندگی ما را بر سبیل عدالت و حق می نویسند و امروز، زادروز امامی بزرگ است که ما را به بزرگی می خواند و در این راه عظمتی دارد که دست های دخیل بسته فراوانی را تا عرش برمی کشد. آری، امروز چشم جهان به جمال عالم تاب امام مجتبی علیه السلام روشن می شود که اسوه خویشتن داری شجاعانه بود و کلامش در همه زمان ها، درس آموز این راز بزرگ «زیست مومنانه» است. ایشان با به دست دادن تعریف دقیق و راهگشای مفاهیم بلند، شاهراه رسیدن به تعالی اخلاقی فردی و اجتماعی را به ما نشان می دهند و «مدیریت خشم»را یکی از بایستگی های اخلاقی انسان می شمارند و در پاسخ کسی که درباره «بردباری» از ایشان پرسید، می فرمایند:«بردباری عبارت از فرو بردن خشم و اختیار خود داشتن است.» چون خشم یکی از قوای انسان است اما باید با مدیریت آن، از این قوه، نیرویی در خدمت کمال ساخت چنان که نمونه اعلای آن را در رفتار امام سجاد علیه السلام با غلامی که «ابریقش» بر سر ایشان خورد می بینیم که به آیه خوانی غلام که لب به «والکاظمین الغیض و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین» می گشاید، امام سجاد (ع) خشم خویش فرو می خورند، از او در می گذرند و آزادش می کنند. آن خویشتن داری که امام مجتبی(ع)می فرمایند به این جا می رسد و باز امام مجتبی(ع) در فرازی دیگر از جوانمردی، چنین رونمایی می کنند که؛ جوانمردی عبارت است از حراست دین، عزت نفس و با نرمش برخورد کردن و بررسی عملکرد خویش و پرداخت حقوق و دوستی با مرد» ...آری اگر ما فقط همین یک درس را از مکتب امام مجتبی(ع) به رفتار درآوریم بسیاری از نابه سامانی ها شکل نخواهد گرفت تا برای رفع آن به هزار شکل برخوریم. اگر «خویشتن داری» شیوه زندگی ما شود رفتار ما مزرعه ای برای افشاندن و رویش بذر پرخاش نخواهد شد تا به بار بنشیند و ما را به عصیان بکشاند. اگر مهارت شکیبایی داشته باشیم، این همه پرونده قضایی شکل نخواهد گرفت تا هزاران پیامد ناصواب هم داشته باشد و... این روزها که جان به قرار روزه می آید و امروز که به تولد امام مجتبی(ع) تکریم شده ایم با خود عهد ببندیم، کمی شکیباتر باشیم آن وقت نتیجه حداکثری آن را چنان خواهیم دید که راغب شویم این «کمی» را به «خیلی» تبدیل کنیم و خود به الگوی صبوری تبدیل شویم.غایت بندگی بر درگاه حضرت خداوند این است که همانی شویم که می خواهیم با ما آنگونه رفتار کند....

ب / شماره 3361/ شنبه 20 خرداد 1396/ صفحه اول و 3/ چ2


 
ما وارث شهیدانیم
ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

تروریسم را کمر می شکنیم

ما با گلوله بیگانه نیستیم که 240 هزار شهید را در دفاع مقدس، چونان پرچم عزت به اهتزاز در آورده ایم. با عملیات تروریستی هم بیگانه نیستیم که بیشتر از 17 هزار امضای خونین پای سند مبارزه عملی ما با تروریست ها به چشم می خورد. 

 با انتحار و انفجار هم غریبه نیستیم که در شرق کشور بارها و بارها شاهد طلوع شهادت و غروب تروریست ها بوده ایم. 

 ما امنیت را می شناسیم و به راه های  حفظ امنیت هم اشراف داریم . حفظ امنیت یعنی چشم ها همیشه باز. یعنی صاحب چشم همیشه هوشیار. یعنی دست همیشه به ماشه. 

یعنی حتی یک لحظه هم نباید سلاحت « به ضامن» باشد چه تو ضامن امنیت کشور شهیدانی پس فقط باید انگشت به ماشه داشته باشی چه گاه فرصت « مسلح کردن» سلاحت را هم نخواهی یافت.

 

پس؛ چشم ها باز.، دست ها باز،بیدار و هوشیار که دشمن با همه توان اش در کمین است تا تو لحظه ای غفلت کنی یا حتی سلاحت را « به ضامن» کنی، تا بتواند از دیواره اقتدار تو بگذرد و بر هژمونی قدرت سخت و نرم تو ، خراش اندازد. نمی داند- البته- که این دیوار فراتر از بتن مسلح، از ایمان مصلح برخوردار است و خراش برنمی دارد و حوادثی از این دست که دیروز در حرم امام و مجلس اتفاق افتاد ، به اندازه تکان غباری بود که می خواست به غفلت بر دیده و دل بنشیند اما چون خدا ما را دوست دارد و فراوان هم دوست دارد به این حادثه، بیداری ما را فزون تر و هوشیاری ما را دوچندان کرد تا نه تنها نفس تروریست ها را، صدها کیلومتر آن سوی مرز های خودمان بشماریم که ببیریم این نفس های شیطانی را که به بریدن نفس بندگان خدا ، چاق می شود. 

چنین هم خواهیم کرد. غباری که در تهران  برخاست، در لانه تروریست ها فرو خواهد نشست و آنان را خفه خواهد کرد پس منتظر باشیم و باشند بدخواهان تا سیلی ما را ببینند و مزه مشت  اقتدار کشور شهیدان را بچشند. 

 نکته ای که در لایه های بعدی ما جرا باید گفت، هوشیار باشی است به اصحاب سیاست که در امنیت حد اکثری ایران عزیز، گاه به غفلت دچار می شوند و در چشم هم براغ می شوند و گاه پنجه در صورت هم می کشند ، بدانند این ها که توفان وقتی برمی خیزد، آدرس خانه این جناح و آن جناح در دست ندارد بلکه همه را ویران می کند و همه درخت ها را می شکند. 

تروریست هایی هم که آمدند ، من می توانم قسم جلاله یاد کنم که برای شان فرق نمی کرد اصلاح طلب را به گلوله ببندند یا اصول گرا را. پایداری مسلک باشد یا اعتدال گرا. 

گلوله های آنان جناح و سلیقه و حزب نمی شناسد. آنان می آیند تا همه را، به تاکید می گویم؛ همه را بکشند و نه تنها گرایش سیاسی که تفاوت مذهبی هم برای شان فرق نمی کند و از نماینده سنی مذهب همان اندازه کینه به دل دارند که از شیعه. عزم شان برای کشتن زرتشتی و کلیمی و ارمنی همان اندازه جزم است که برای به رگبار بستن شیعه و سنی. آنان میان ما فرق نمی گذارند . برای این دیوسیرتان آدم کش همین که ایرانی هستیم کافی است تا فتوای توامان به کفر و مرگ ما بدهند. 

واقعیتی چنین عریان می طلبد تا ما پوشیده تر سخن کنیم و هوشمندانه تر کنار هم بایستیم و تفاوت سلیقه ها را تا اختلافات وحدت سوز که امنیت سوز هم هست، بالا نبریم که دشمن از این فضا بهره خواهد برد تا ما را پایین بیاورد.

به هر روی، ماجرای 17 خرداد تهران می تواند مثل آژیر خطر، ما را هوشیار کند تا بیشتر مراقب اوضاع و مواظب خودمان باشیم و صفوف مان را چنان محکم کنیم که به اندازه گذر نسیم هم خالی نماند چه رسد به نفوذ تروریست های آدم کش. کنار هم باشیم و برادر تر از همیشه تا هرگز نتوانند چشم زخمی زنند بر این ملک خدایی....

حیات / تاریخ انتشار: 19 خرداد 1396 | شناسه مطلب: 134665

http://hayat.ir/fa/134665


 
تروریست‌ها، جناح و حزب نمی شناسد
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
وصیت شهدای ترور؛ وحدت حداکثری
جنازه شهدای مان را به دوش کشیدیم به‌سان پرچم های افتخار تا دنیای باطل بداند ما از حق نمی گذریم و به قیمت جان هم که شده برای احیای حق تلاش می کنیم. ما با گلوله بیگانه نیستیم که 240 هزار شهید را در دفاع مقدس، چونان پرچم عزت به اهتزاز در آورده ایم.
با عملیات تروریستی هم بیگانه نیستیم که بیشتر از 17 هزار امضای خونین پای سند مبارزه عملی ما با تروریست ها به چشم می خورد. با انتحار و انفجار هم غریبه نیستیم که در شرق کشور بارها و بارها شاهد طلوع شهادت و غروب تروریست ها بوده ایم. ما امنیت را می شناسیم و به راه های  حفظ امنیت هم اشراف داریم.
حفظ امنیت یعنی چشم‌ها همیشه باز. یعنی صاحب چشم همیشه هوشیار. یعنی دست همیشه به ماشه. یعنی حتی یک لحظه هم نباید سلاحت «به ضامن» باشد؛ چه تو ضامن امنیت کشور شهیدانی پس فقط باید انگشت به ماشه داشته باشی چه گاه فرصت « مسلح کردن» سلاحت را هم نخواهی یافت.
پس؛ چشم ها باز.، دست ها باز،بیدار و هوشیار که دشمن با همه توان‌اش در کمین است تا تو لحظه ای غفلت کنی یا حتی سلاحت را « به ضامن» کنی، تا بتواند از دیواره اقتدار تو بگذرد و بر هژمونی قدرت سخت و نرم تو ، خراش اندازد. نمی داند- البته- که این دیوار فراتر از بتن مسلح، از ایمان مصلح برخوردار است و خراش برنمی دارد و حوادثی از این دست که چهارشنبه پیش در حرم امام و مجلس اتفاق افتاد ، به اندازه تکان غباری بود که می خواست به غفلت بر دیده و دل بنشیند اما چون خدا ما را دوست دارد و فراوان هم دوست دارد به این حادثه، بیداری ما را فزون تر و هوشیاری ما را دوچندان کرد تا نه تنها نفس تروریست ها را، صدها کیلومتر آن سوی مرز های خودمان بشماریم که ببیریم این نفس های شیطانی را که به بریدن نفس بندگان خدا ، چاق می شود. چنین هم خواهیم کرد. غباری که در تهران  برخاست، در لانه تروریست ها فرو خواهد نشستد و آنان را خفه خواهد کرد پس منتظر باشیم و باشند بدخواهان تا سیلی ما را ببینند و مزه مشت  اقتدار کشور شهیدان را بچشند. 
نکته ای که در لایه های بعدی ما جرا باید گفت، هوشیار باشی است به اصحاب سیاست که در امنیت حد اکثری ایران عزیز، گاه به غفلت دچار می شوند و در چشم هم براغ می شوند و گاه پنجه در صورت هم می کشند ، بدانند این ها که توفان وقتی برمی خیزد، آدرس خانه دوست و دشمن در دست ندارد بلکه همه را ویران می کند و همه درخت ها را می شکند.
می توان قسم جلاله یاد کرد که تروریست هایی که آمدند برای‌شان فرق نمی کرد اصلاح طلب را به گلوله ببندند یا اصول گرا را. پایداری مسلک باشد یا اعتدال گرا! گلوله های آنان جناح و سلیقه و حزب نمی شناسد...
آنان می آیند تا همه را، به تاکید می گویم؛ همه را بکشند و نه تنها گرایش سیاسی که تفاوت مذهبی هم برای‌شان فرق نمی کند و از نماینده سنی مذهب همان اندازه کینه به دل دارند که از شیعه! عزم‌شان برای کشتن زرتشتی و کلیمی و ارمنی همان اندازه جزم است که برای به رگبار بستن شیعه و سنی. آنان میان ما فرق نمی گذارند. برای این دیوسیرتان آدم‌کش همین که ایرانی هستیم کافی است تا فتوا توامان به کفر و مرگ ما بدهند. واقعیتی چنین عریان می طلبد تا ما پوشیده تر سخن کنیم و هوشمندانه تر کنار هم بایستیم و تفاوت سلیقه ها را تا اختلافات وحدت سوز که امنیت سوز هم هست، بالا نبریم که دشمن از این فضا بهره خواهد برد تا ما را پایین بیاورد. به هر روی، ماجرای تروریستی چهارشنبه  تهران می تواند مثل آژیر خطر، ما را هوشیار کند تا بیشتر مراقب اوضاع و مواظب خودمان باشیم و صفوف مان را چنان محکم کنیم که به اندازه گذر نسیم هم خالی نماند چه رسد به نفوذ تروریست های آدم کش. کنار هم باشیم و برادر تر از همیشه تا هرگز نتوانند چشم زخمی زنند بر این ملک خدایی.این هم مطمئن باشید وصیت نوشته و نانوشته شهدای چهارشنبه خونین تهران است که کنار هم باشیم تا دشمن ، روزنه ای برای ورود نیابد و نیاید که نباید ...
تابناک رضوی/ کد خبر:۴۳۷۹۴۶/ تاریخ انتشار:۱۹ خرداد ۱۳۹۶ /۱۳:۴۱
http://www.tabnakrazavi.ir/fa/news/437946/

 
توبه ام بشکند امیدم به غفران تو ترک برنمی دارد
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
دومین هفته ماه رمضان هم به پایان می رسد ، ما اما توانسته ایم خود را به سر خط بندگی برسانیم؟ هر روز این ماه، هر ساعت و لحظه این ماه، فرصتی است برای گشودن رازهایی که هر کدامشان می تواند ما را قدمی به پیش برد... باید حرمت وقت باقی مانده را دانست و کاری کرد.
روز دوازدهم :
اللهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کُلِّ مَا أَخَافُ بِعِصْمَتِکَ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِین
خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان و بر عدالت و انصاف وادارم نما و مرا در این ماه از هرچه می ترسم ایمنی ده، به نگهداری ات ای نگهدارنده هراسندگان.
مناجات:
خدایا !ما را به پاک دستی و پاک دامنی و پاک باطنی برسان تا گرد هیچ آلودگی نگردیم. ما را به استغنا برسان تا دنیا با همه بزرگی اش در چشم ما کوچک شود که نتواند به مانعی بزرگ برای سلوک عارفانه تبدیل شود...
روز سیزدهم :
اللهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الْأَقْذَارِ وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْذَارِ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی وَ صُحْبَةِ الْأَبْرَارِ بعَوْنِکَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْمَسَاکِینِ
خدایا مرا در این ماه از آلودگی ها و ناپاکی ها پاک کن و بر شدنی های مورد تقدیرت شکیبایم گردان و به پرهیزگاری و هم نشینی با نیکان توفیقم ده، به یاری ات ای نور چشم درماندگان
مناجات:
خدایا!شکیبایی، دعایی است که با دستان خالی اما دلی امیدوار از تو مسئلت می کنم ، پس بر من و ما و همه ایشان رحمت آور و به مقام صبر برسان تا تندباد حوادث و شادترین ماجراها هم ما را از صراط مستقیم دور نکند.
روز چهاردهم :
اللهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِی فِیهِ بِالْعَثَرَاتِ وَ أَقِلْنِی فِیهِ مِنَ الْخَطَایَا وَ الْهَفَوَاتِ وَ لا تَجْعَلْنِی فِیهِ غَرَضا لِلْبَلایَا وَ الْآفَاتِ بِعِزَّتِکَ یَا عِزَّ الْمُسْلِمِینَ
خدایا مرا در این ماه بر لغزش ها سرزنش مکن و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.
مناجات:
خدایا ! بارها افتاده ام بر زمین و حتی به چاله و چاه اما همیشه این امید در دلم از همه چاه ها و چاله ها بلندتر بوده است که تو مرا دست خواهی گرفت و پس از هزار بار افتادن دوباره تا ایستادن حمایت خواهی کرد. من در این بیت هزار بار مومن شده ام که درگاه تو درگه نومیدی نیست پس اگر هزار بار هم توبه بشکنم، باز خواهم گشت...
خراسان جنوبی/ شماره : 2447 /چهارشنبه ۱۷ خرداد-۱۳۹۶ / صفحه 5/ فرهنگ
 
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19553&pid=5&type=0
 

 
تولید و اشتغال، تکلیف انقلابی های امروز
ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

انقلابی گری فقط شعار دادن نیست. شعاری که عمل در پی نداشته باشد به مثل چون صاعقه بی باران است که هیچ زمینی از آن لب تر نمی کند اما صدایش حتی می‌تواند باعث هراس هم بشود. میدان انقلابی گری هم امروز به روی زمین منتقل شده است و می توان گفت انقلابی آن کسی است که براساس آرمان های امام و هندسه ترسیمی از سوی رهبری، همه توان خود را به کار می گیرد تا گرهی بگشاید، تا در عرصه تولید، نقشی ایفا کند، تا از تولید کنندگان دستی بگیرد. انقلابی گری، امروز فقط به معنای به خیابان آمدن و شعار دادن نیست بلکه به کارخانه رفتن و کار کردن است. کارخانه ساختن و تولید کردن و اشتغال آفریدن است. انداختن سفره دور و دراز و پر و پیمان برای کار و کارگر است. انقلابی بودن هم یعنی: «اهمیت ویژه دادن به تولید و اشتغال» همان مسئله‌ای که رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان  در سالگرد امام و در حرم امام (ره) به دولت توصیه کردند و افزودند: رئیس‌جمهور طبق قانون اساسی از امکانات گسترده‌ای در کشور برخوردار است که باید با استفاده از این امکانات، ظرفیت ها را بالفعل کنند و در عمل به وعده‌های داده شده به مردم، هیچ درنگی انجام نشود. انقلابی گری حکم می کند در توسعه اقتصاد و پیشرفت کشور ، همگان کنار دولت و قدرت افزای آن باشند. حتی کسانی که در هفته های پیش در کرسی رقابت نشسته بودند و زبان به مناظره باز داشتند. هم آن ها و هم هواداران شان امروز باید انقلابی رفتار کنند و به کمک آیند و دولت و هوادارانش هم باید انقلابی رفتار کنند و دست رقیبان دیروز را به عنوان رفیقان امروز بفشارند که انقلاب برای فرداهای پیش رو به کمک همه فرزندانش نیاز دارد و عرق ملی هم حکم می کند همه آحاد ملت و فرزندان ایران، پای کار باشند و با متانت و عقلانیت انقلابی و آرامش ایمانی کاری کنند که سرمایه ها و صاحبان سرمایه هم از سرگردانی درآیند و بر زمین بنشینند که هر کلنگی که در پی سرمایه گذاری به زمین بخورد، هم سفره کارگر رونق می گیرد و هم خاکریزی برای دفاع از وطن قد می کشد. سرمایه ایرانی با طرح و برنامه ایرانی وقتی در ایران اجرایی می شود، انقلابی ترین اقدام است که امروز می توان آن را در تراز مجاهدت های دوران دفاع مقدس، تعریف کرد. از سوی دیگر، هر اقدامی که به فرار سرمایه و زمین گیر شدن اقتصاد منجر شود، ضد انقلابی ترین اقدام ممکن در شرایط حاضر است حالا چه با شعارهای تند و پز های انقلابی نمایی اتفاق افتد یا با بی عملی و فقر تدبیر، فرقی نمی کند. چه کشتن فرصت ها و سرمایه ها کمتر از کشتن جان ها نیست. فرصت پیشرفت که گرفته شود، انسان به حق خویش نرسد و ایران که به حق خود نرسد، قطعا علامت سوال قرآنی جلوی ما پررنگ می شود که ؛ بأی ذنب قتلت؟ و ما چه پاسخی می توانیم داشته باشیم برای این پرسش؟باری، مهمترین فرد کشور، رهبر انقلاب،در مهمترین مناسبت ، سالگرد رحلت امام، در راهبردی ترین مکان، حرم، بر نگاه به درون  وتوجه به نیروی داخلی و ضرورت اهمیت ویژه دادن به تولید و اشتغال، تاکید موکد دارند و این یعنی انقلابی ترین کار سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی و رونق اشتغال و تولید است لذا به تکرار می گوییم انقلابی ترین افراد هم کسانی هستند که در این نقشه راه، نقش ممتاز دارند ولو ظاهر و سلیقه شان با ما یکی نباشد.آنانی هم که به هر دلیل و به هر شکل، سرمایه ها را فراری دهند و راه رونق اقتصاد و در نتیجه تولید و اشتغال را سد  و نظام را خلع سلاح کنند، به هر نام و لباس و نشانی که باشند ،کسانی هستند که باید با آنان معامله ضد انقلاب کرد.

خراسان / شماره : 19552 / سه شنبه ۱۶ خرداد-۱۳۹۶/ صفحه 16/ بدون موضوع

http://khorasannews.com/?nid=19552&pid=16&type=0

 

 
خبر هایی که پارکینگ را به صفحات حوادث می برد
ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

در دو دهه و نیم روزنامه نگاری و مطالعه جامعه، کم ورق نزده ام صفحات حوادث را و کم نخوانده ام خبر هایی که بالاتر از سیاهی را هم در میان رنگ ها خلق کرده اند. کم نخوانده ام خبر هایی که واژه ها از نوشتن اش، سر به زیر می شوند. خبر هایی از دعوا، دعواهای خونین، دعواهای مرگ آفرین. پی جوی دلیل دعوا که می شویم، خط خون را که می گیریم، به حاشیه خیابان می رسیم و به یک قطعه ۳ در ۶ متری که جای پارک است.بله، باعث دعوا، جای پارک بوده است که دو نفر، برای تصاحب آن، اول چشم در چشم هم غریده اند و بعد پنجه در یقه هم ، مشت کرده اند و بعدتر، مشت ها را بر سر و روی هم ، رها کرده و از پا هم کمک گرفته اند برای لگد های مرد انداز . از این هم گاه فراتر رفته و دست به تیزی شده اند برای بریدن رگ های حیات یکدیگر و.... مرگ! به همین سادگی. گاه حتی این ماجرا میان مسافران اتفاق افتاده که از دوسوی کشور آمده اند و پیشتر از یک خیابان هم رد نشده اند چه رسد که هم را بشناسند و با قصد قبلی آمده باشند اما قصد آنی، به دلیل نبود جای پارک و تلاش برای تصاحب جای موجود، آنان را به این جا رسانده است که یک نفر راهی گور شود و دیگری ، راهی دار...... و چه خانواده هایی که با هزار مشکل مواجه نشدند و حتی چه مردمانی که با خواندن این خبر ها دچار آسیب روحی نشدند. بله، مسئله جای پارک و فقر پارکینگ در بسیاری شهر ها حادثه ساز و مرگ آفرین شده است و این می طلبد تا در ساختن مناطق جدید، به مسئله پارکینگ توجه ویژه ، و این تهدید از قاموس شهر پاک شود. رفع این مشکل با طراحی ظرفیت های پارکینگی البته، می تواند به یکی از ظرفیت ها و امتیازات آن محل هم تبدیل شود و شرایطی را پی آورد که نگاه مردم را جلب کند چه فقر پارکینگ به یکی از دغدغه های جدی شهروندان تبدیل شده است تا جایی که هر وقت سخن از رفتن می رسد به خیابانی، ذهن صاحب خودرو، پر می شود این پرسش که خودرو را کجا پارک کنیم؟ حق هم دارند مردم، خودرد درست شده تا باعث آسایش باشد و خودروی شخصی برای کاهش دغدغه های فرد به خیابان می آید پس نباید خود به دغدغه ای افزون تر تبدیل شود ، چیزی که این روز ها با آن مواجهی ایم و بدتر از آن نبود پارکینگ برای ساختمان هاست که در جای خود به مشکل لاینحلی تبدیل شده است و باز راه به صفحات حوادث یافته است و کم نمی خوانیم خبر های تلخ تر از تلخ که دعوا ها را به کنار خانه ها و حتی داخل خانه ها هم کشانده است و باز قصه فحش است و مشت و لگد و قفل فرمان و تیزی....راستی چه کسی پاسخگوست و اصلا از چه کسی باید پرسید؟ بگذریم، عقل حکم می کند برای زندگی بهتر به سوی مناطقی برویم که با این معضل کمتر مواجه شویم و چقدر دلنشین خواهد بود که این مشکل اصلا وجود نداشته باشد. این شدنی است اگر وقت طراحی شهری و ساخت و ساز ، نگاه به آینده داشته باشیم

خراسان / شماره : 19552 /سه شنبه ۱۶ خرداد-۱۳۹۶ / صفحه 12/ نگاه نو

http://khorasannews.com/?nid=19552&pid=12&type=0

 
برای ما همه امر های تو مولوی بود امام
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

ما جهان را به فهم شهادت دعوت می کنیم

رابطه من با تو، با همه فرق می کرد. من بر خط عشق حرکت می کردم. تو معشوقی بودی که من با همه عشق مان برایت جان می دادم. تو جان بودی و من جهان را بر آشفتیم. هرچه از لبانت می تراوید برای من حکم واجب عینی داشت که حتما باید عمل می شد. من امر تو را به ایمان می پذیرفتم و فرقی بین مولوی و ارشادی قائل نبودم که هر امر تو را برای ارشاد خلق در مسیر ولایت می دانستم. 

 گفتی برو، رفتم پدر، بی‌آنکه به بازگشت فکر کنم، بی‌آنکه قصد آمدن داشته باشم.وقتی فرمان رفتن دادی، لحظه‌ای- خدا شاهد است لحظه‌ای- تردید نکردم. مگر می‌شود کسی برای رفتن تردید کند؟ با یقین رفتم، با یقین برای پاسداری از زندگی، جنگیدم و در همین وادی بود که «‌عرفات»‌نرفته، «‌عارف» شدم و باید این عرفان، شکوفه‌ای پرشکوه می‌داد و چنین شد، به «منی» نرفته، از «‌ما» و «منی» گذشتم و شهید شدم پدر، شهید، و باز با خود می‌گفتم و هنوز هم می‌گویم آیا به تکلیف خود عمل کردم؟ آیا تو از من راضی هستی؟ هنوز هر وقت یک نفر پایش به شلمچه می‌رسد از خود می‌پرسم آن سوال را...

گفتی برو، رفتم پدر، بی‌لحظه‌ای تردید، با یقین کامل، رفتم، شلمچه، خرمشهر، مجنون... آری «‌مجنون»، شاهد« جنون عشقم» شد و من چنان جان بر سر عشق گذاشتم که به قول خلف صالحت« هر روز شهید» می‌شوم. هر روز نمازم رامثل عباس، بایک دنیا احساس به امامت حسین‌(ع) می‌خوانم در قامت یک جانباز، اما هر روز از خود می‌پرسم آیا به تکلیفم عمل کردم؟ 

گفتی برو، رفتم پدر، بدون لحظه‌ای تردید، با یقین کامل، روی ارتفاعات«‌گوجار»‌بود که زخم در بدن، به چنگ دشمن افتادم. او می خواست به اسارتم بگیرد، با خود گفتم مگر شاگرد «روح‌ا...»‌هم به اسارت روح‌های شیطانی می‌رود؟ دیدم نه، من آزاد بودم، آزاد وآزاد، اگرچه آنها در حصارم افکنده بودند و شکنجه‌ام می‌کردند، زیر شکنجه باز از خود می‌پرسیدم آیا به تکلیفم عمل کردم؟ 

گفتی برو، رفتم پدر، بدون لحظه‌ای تردید، با یقین کامل با همان یقین جنگیدم. با همان یقین به سوی «‌برزیگران خشونت»‌و مرگ، گلوله شلیک کردم. تا آخرین فشنگ، آخرین نفس، آخرین لحظه، آری آخرین لحظه جنگ و باز از خود پرسیدم آیا به تکلیفم عمل کردم؟ 

از آن روز،که تو رفتی، 28 سال می‌گذرد، تهران و اصفهان و مشهد، حتی خرمشهر وآبادان هم رنگ دیگر دارد و حال دیگر، من، اما، غریبانه، ایستاده‌ام، هرچند غریبه نیستم، مثل گلدسته و هر لحظه‌ام اذان و نماز است و با همین دست‌های زخمی‌ام، می‌خواهم دوباره کعبه را نشان دهم، می‌خواهم با همین دست‌های زخمی چشم‌هارا باز کنم، می‌خواهم با همین حنجره زخم خورده «‌حی الی العشق» سردهم، می‌خواهم ...می‌خواهم از فصل سرد بگویم که در غفلت ما دارد بهار را هم قربانی می‌کند، می‌خواهم...اما... آیا به تکلیفم عمل کردم؟ 

می‌دانی پدر، احساس می‌کنم، دررفتن و بازآمدن، هم حکمتی است شاید خدا می‌خواهد وظیفه سنگین ابلاغ پیام و رسالت مجاهدان را روی شانه‌های لرزان ما بگذارد، انگار قرار است، در طول تاریخ، قرعه فال را همیشه به نام «‌من دیوانه» بزنند، اما... آیا خواهم توانست به تکلیفم عمل کنم؟ 

پدر، خمینی بزرگ، مهربان‌ترین، امروز، صدای تو ، صدای حی علی الجهاد تو، به همه جا رسیده است . عاشقان دارند از روی رزمندگان ما تکثیر می شوند و برای من هم روشن شده است آن کلام نورانی ات که کوچه های جان را روشن کرد؛ من به جرات می گویم اسلام سنگر های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد... و آن روز دیر نیست که جهان به قرار عشق آید. الله اکبر که اذان را می شنوم....

حیات /تاریخ انتشار: 13خرداد 1396 | شناسه مطلب: 134616/چ2

http://hayat.ir/fa/134616/


 
← صفحه بعد