ویزای عید امسال را بی بی فاطمه زهرا(س) عیدانه می‌دهد
ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

نوروز و رایحه ریحانه؛

عجب حکایتی دارد این بهار پیش رو. می گویند؛ سالی که نکوست. از بهارش پیداست و حال باید گفت؛ بهاری که نکوست از فضایش پیداست. ویزای عید امسال را بی بی فاطمه زهرا(س) عیدانه می‌دهد.

از فضای فاطمی که نوروز را به رایحه خوش « ریحانه النبی» معطر می کند و اهالی امروز را از کوچه ای نگاه آب و آینه و قرآنی مادر به فردایی می برد که به عید، نو شده است و « نوروز» .

پس آی بهار، آی نوروز بیایید که شما را چشم در راهیم. بیایید و لب از کوثر چنان تر کنید که خشکسالی از خاطره زمین و زمان، پاک شود. بیایید و هر چه گل دارید، شکوفا کنید که عیدی چنین پرشکوه شایسته سالی چنین عزیز است.

آری عید در دل ما، در جان ما، در جهان باور ما، زودتر از تقویم شروع می شود. حتی دوروز پیش از آنکه نوروز از راه برسد. من مطمئنم نوروز هم در این عید، بر سفره ای خواهد نشست که به نام مادر، به شکرانه یاد « صدیقه طاهره» به وسعت ملک و ملکوت، گسترده شده است.

ما را نیز سزاست که با آغاز عشق از حرم ، « رحم » را در خانه بزرگان فامیل به « صله» ای، شاد کنیم که « صله رحم» از زیباترین جلوه های نوروز است. آیات و روایات هم آن را راز خوشبختی دانسته اند پس نوروز را خانه به خانه خویشان و دوستان همراهی کنیم...

تابناک / کد خبر:۳۹۶۹۹۳ / تاریخ انتشار:۲۹ اسفند ۱۳۹۵ /- ۱۵:۱۴

http://www.tabnakrazavi.ir/fa/news/396993


 
آغاز نوروز از حرم با روشنای کلام رهبرانقلاب
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

سنت زیبایی است آغاز نوروز از حضور بزرگان. این را همه ایرانیان پاس می دارند بر سر سفره هایی که هفت سین دارد و به هفت سلام می توان تبرکش بخشید. نگاه به این سنت برای من تمثیل زیبایی است از روشن شدن زمین به انوار پیامبران. پیامبرانی که گاه برای منطقه خود، شهر خود، قبیله خود و حتی خانواده خود مبعوث می شدند در کنار پیامبران الوالعزم که پرتو انوار هدایت الهی را بر همه پهنه گیتی می تاباندند. در این تمثیل ، بزرگان به سعه وجودی خویش، اهل خود را بر سفره می نشانند و عیدی می دهند. اما ما و همه بزرگان مان مفتخریم که سعادت ایستادن در حضور بزرگ بزرگان و نشستن بر سفره کرامت و عیدانه حضرتش را داریم. برای ما ، هر کجا هم که باشیم فرقی نمی کند، عید از حرم آغاز می شود و خورشید معرفت از شرق دل مان طلوع می کند. ما گواهان زیارت نوروز در روز نوی عید بر آستان حضرت رضاییم و در همین حریم واجب الحرمه است که تازه ترین نقشه راه پیشرفت از زبان راهبر امروز و فردای انقلاب ترسیم می شود. نقشه راهی که به سان نسخه ای شفابخش ، درمان درد های اولویت دار جامعه را هدف قرار می دهد. نسخه ای که با خواندن و هزاران بار خواندن هم حق آن ادا نمی شود بلکه فقط به عمل می توان به ادای این حق برخاست و حتی اجرای آن را بر خواسته خویش مقدم شمرد. معنای ولایت پذیری هم همین است که به احکام حکومتی ولی امر عمل کنیم حتی اگر صد در صد برخلاف میل ما باشد. اینکه هرجا خواسته ما با مطالبه ایشان همراه شد، همراه باشیم و آنجا که نیات و مقاصد ما میل دیگر داشت، نپذیریم هرچه معنا بدهد، ولایت پذیری معنا نمی شود. این نکته ای است که باورمندان ولایت می دانند و بدان ملتزمند اما شعارخوانان ولایت مداری هم باید بدانند که ولایت پذیری، یک پز سیاسی نیست که با شعار علیه این و له آن به انجام رسد و تمام. نه، گستره ولایت پذیری، همه شئون زندگی است.کسی که در حوزه زندگی فردی، التزام عملی ندارد و در عرصه تولید و مصرف و اقتصاد، راه خود را می رود با کسی که در حوزه مسائل سیاسی راه خود را جدا می کند معلوم نیست تفاوت چندانی داشته باشد. نمی شود سنگ راه توسعه کشور و پیشرفت مردم شد و از تولا به ولایت گفت و این گفته ها را هم سنگ کرد و بر سر رقیب کوبید. نمی شود به اختلاف دامن زد و تنور دوقطبی سازی جامعه را هیزم شد و پشت شعارهای تند ، خود را انقلابی خواند. نه، انقلابی همه رفتارش را با راهبر ، تراز می کند. همان طور که عقب ماندن "بد " است، جلو افتادن هم همان عوارض به راه خود رفتن را در پی دارد. اگر عقب افتادگان مسیر طعمه گرگ می شوند، معلوم نیست جلوتر رفتگان هم از کام اژدهای هزار سر، بتوانند به سلامت بگذرند.تجربه تاریخی ما هم روایت های خوبی نمی خواند از سرانجام این افراط و آن تفریط. پس سال که نو می شود، ما هم باور نو کنیم و به صراط مستقیم گام بگذاریم و به راهی پا بگذاریم که رهبر انقلاب ، نقشه آن را از حرم حضرت خورشید آغاز می کنند...

خراسان / شماره : 19500 /  شنبه ۲۸ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه اول / عطر بهار

 

 
درس بی بی فاطمه (س) و نوروزی که در پیش است
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

یک نام تنها نیست که بدان افتخار کنیم و با احترام آن برای دختران خود بدان نام بلند شناسنامه بگیریم.  این نام، یک سجل معرفتی است که باید شناسه و شناسای ما باشد. این باور مومنانه است که او فقط یک نام نیست بلکه؛ فاطمه(س)، یعنی زندگی، یعنی بهترین زندگی.  یعنی یک الگوی تام و تمام برای انسانیت، یعنی تجسم همه خوبی ها، یعنی درسی که همواره باید آموخت و بهره روزآمد خود را از آن گرفت.
فاطمه(س) که سلام خدا بر او باد کتابی است به رفتار درآمده و انسانی است که لحظه هایش، ترجمان آیات خداست. او را، فاطمه را  (س)- مادر همه خوبی را باید در همه شئون شناخت.
بسنده کردن به دو سه ماه آخر حیات نورانی اش- با همه عظمت و بزرگی و اثرگذاری لحظه به لحظه آن- فروکاستن یک حقیقت بزرگ، به یک حقیقت در بازه زمانی مشخص و در یک موضوع مشخص است.  حال آن که ما برای زندگی نیازمند همه زوایای شخصیتی بی بی هستیم ،به ویژه در آستانه عید نوروز، باید شیوه تعامل ایشان با مولاعلی را در نقش یک همسر بیاموزیم و باید این ذات مقدس را در جایگاه یک مادر ببینیم و باید درس بگیریم از ایشان در کنش و واکنش های اجتماعی، «الجار ثم الدار» بی بی، باید ما را به فرهنگ ایثار و مقدم داشتن دیگران بر خویش بکشاند. اهدای افطاری در ۳ شب متوالی به مسکین و یتیم و اسیر باید وظیفه مان را در برابر نیازمندان جامعه، به یاد آورد. «نخواستن»های بی بی، و «مطالبه نکردن ها» از مولا علی(ع) بایدمان درس باشد تا از شریک زندگی مان، چیزی نخواهیم که «نتوانستن» انجام آن، عرق شرم را بر جبین او آورد.  آری، ما نیازمند فاطمه(س) هستیم، تا ما را در کلاس درس زندگی بنشاند تا ره یافتگان مکتب او، امروز، «مادری» را به اعتلا برسانند، نقش آفرینی «زن مسلمان» را در برابر جهانیان به بهترین شکل نشان دهند و فرزندانی بپرورند که یا خمینی باشند یا خمینی باور.  زن امروز و مرد امروز، انسان امروز نیازمند بازفهمی حضرت فاطمه(س) است، این فهم تازه انسان را تا نوشوندگی ایمان، تا ارتقا به سطحی بالاتر از معارف و درک آیات قرآن برمی کشد تا نشان دهد همان طور که آیت ا... شهید بهشتی فرمود؛ انسان یک «شدن» مستمر است نه یک «بودن» منجمد، پس بی بی فاطمه(س) را بفهمیم تا به فهم حقیقت بندگی برسیم .

خراسان جنوبی / شماره : 2395 / شنبه ۲۸ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه 6/اجتماعی/ چ2

http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19500&pid=6&type=0

 

 
«شهید برونسی» جلوه ای از «عمار» بود
ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

زندگی، عرصه تجلی نام ها و نشانه هاست. نام هایی که نشانه می شوند و نشانه هایی که نام ها را ماندگاری می بخشند. در ادبیات دینی و انقلابی ما، عمار، یک نشانه بود، یک آیت حق، تا او را هر جا دیدند به یاد حق بیفتند و در هر سپاهی که بود، نسیم به پرچم حق بوزد. او را چنین معرفی کرده بودند . حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ «عمار مع الحق و الحق مع عمار...» بله، عمار با حق بود، هر جا حق بود، عمار هم همان جا بود و در هیچ جبهه باطلی، کسی از او نشانی و نشانه ای نمی یافت که او از هرچه باطل بود گریزان بود سرانجام نیز با شهادت خود خط تمیز حق از باطل شد، تا آنانی که کلام رسول ا...(ص) را در یاد داشتند یا می شنیدند، بدانند «... تقتله الفئة الباغیه»... سپاه باغی که عمار را می کشد، باطل است و نام دیگرش معاویه است و سپاه حق، همان سپاهی است که عمار در آن شمشیر می زند و آن سپاه علی(ع) است.

عمار یک نام نبود، یک نماد بود، نمادی از مردان حق باوری که همیشه خود را با معیارهای حق می سنجیدند، نه آن که خود را سنگ محک حق بدانند. آنان با «حق بودن» را از عمار آموخته بودند، پس از هرچه باطل گریزان، خود را بر مدار حق تعریف می کردند. انقلاب ما و دفاع مقدس ما نیز از این مردان کم نداشت، مردانی که آموخته اند می شود ستاره شد و آسمان نشین و آسمان نشین شدند و ستاره، ستاره ای که حق را نشان می داد و آیت الهی بود و از این میان، برونسی، عبدالحسین برونسی، «اوستا عبدالحسین برونسی» یک نمونه بود، مردی از جنس عمارهایی که در رهگذر زمان زاده می شوند تا «علی» به دوران، «تنها» نماند، زاده می شوند تا حق استمرار داشته باشد، زاده می شوند و «زندگی» می کنند بر مدار حق، تا شهادت شان هم تمیز دهنده حق از باطل باشد.

برونسی، روستازاده ای بود حلال اندیش، حلال گفتار و حلال کردار، برای او حقیقت و شرعی بودن، نه هزار بار که به طور مطلق ارج بود بر منفعت لذا وقتی با اصلاحات ارضی شاه، زمین ها به این و آن داده شد او نه تنها زمین نگرفت بلکه حاضر هم نشد، یک روز روی این قبیل زمین ها کار کند، که هم تقسیم زمین را نامشروع می دانست و هم کار در زمین نامشروع هم نمی توانست لقمه حلالی روی سفره اش بگذارد پس راهی شهر شد پی زندگی حلال و چند کار هم عوض کرد وقتی دید، رگه هایی از حرام وارد کار می شود، مثل رگه هایی از آب که وارد شیر می شود و ... سرانجام هم به کار بنایی روی آورد، خشت روی خشت می گذاشت تا خانه ای شود، سرپناهی برای کسی که می خواهد زیر این سقف خدا را بندگی کند. 

«اوستا عبدالحسین» کار می کرد به زحمت و در جلسات مذهبی هم شرکت داشت و پنجره های نور، یکی پس از دیگری به رویش گشوده می شد، نوری که جانش را چنان بهشتی می کرد که روز به روز هزار فرسنگ از جهنم فاصله می گرفت و تلاش می کرد مردمان را هم از آن لهیب سوزان دور کند. «کرامت نشینی هایش» در مسجد کرامت، جانش را فربه می کرد و کلمات روشن «آقا» جانش را و جهانش را به «بعثت» می کشاند. عبدالحسین، مبعوث می شد به مجاهده با ظلم به جهاد و سرانجام به شهادت. او را که می دیدی، رفتارش را که رصد می کردی در می یافتی، علم نه فقط در سطور سیاه کتاب ها بلکه فراتر از ایسم ها، نوری است که «یقذفه ا... فی قلب من یشاء» و قلب برونسی، منزلگاه نور بود،نوری که او را به پرهیز از سایه ها هم - حتی - دلالت می کرد تا در پرتو خورشید معارف اهل بیت(ع) گام بردارد. از برونسی زیاد گفته اند، حضرت آیت ا...خامنه ای هم او را از استثناهای انقلاب خوانده اند و باز هم از او خواهیم شنید که حق هم این است که از مردان حق فراوان بشنویم و این شنیده ها ما را هم به سوی حق بکشاند و خدا کند، اگر سعادت نداشتیم در عاشورای دفاع مقدس سرباز «جوادالائمه» برونسی باشیم، امروز، در ادامه آن راه نورانی، به حراست از ارزش های شهادت بپردازیم و یادمان باشد، برونسی اگر به شکوه شهادت رسید از کوچه های زندگی سلامت و روزی خوردن از سفره حلال بود و سرانجام نیز به جایی رسید که در پرتو نام بی بی فاطمه زهرا(س) ایام شهادت خود را هم پیش بینی کرد. برونسی، یک عمار بود برای دفاع مقدس، رفتنش در دهه فاطمیه راز آلود بود و کشف پیکرش در ایام فاطمیه رازگشا و بازگشتش پس از ۲۷سال به مشهد - باز در ایام فاطمیه - نشان داد، میان این سرباز و آن مادر چه راز پرشکوهی است، برونسی، «عبدالحسین» بود، عاشق حسین(ع) و خود را در عاشورا می دید و بی بی فاطمه (س) نیز حسین اش را و سربازان او را در هر جای زمین و زمان، فراوان دوست دارد و حرمت می گذارد، برونسی ما نیز، حرمت خود را، بلند آوازگی نامش را، مدیون لطف بی بی دو عالم است که نام او را تا همیشه حرمت بخشیده و یادش را با عاشورا گره زده است.
حیات/ گروه خبر/ چهارشنبه 25 اسفند /1395 ساعت 12:16/ شماره: 133446 / چ2
http://hayat.ir/0fa133446idcontent.htm

 
خورشید توسعه شهری مشهد از غرب طلوع می کند
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

 

نگاه اهل اقتصاد عمیق تر و آینده نگر تر است.خبرگان این رشته مثل مهندسانی هستند که تا خاک را می بینند می توانند رگه های معدنی آن را ببینند و خیلی زود به آنچه زمین در دل دارد ،برسند. برخی ها هم به چنان تبحری می رسند که انگار صدای زمین را هم می شنوند حتی قبل از آنکه نوبت متر و معیار و محاسبه برسد. کشاورزان خبره هم چنین حالی دارند؛ کفی از آب را که بنوشند و مشتی از خاک را که بردارند، می فهمند در این زمین ، با این آب، چه باید کاشت تا با آسان ترین فصل داشت، در زمان برداشت، به بیشترین محصول رسید. منطق اقتصادی و عقل توسعه گرا حکم می کند اگر قرار است در زمینه معدن و کشاورزی ، سرمایه گذاری شود ، حتما با این خبرگان، مشورت شود. اصلا حضور و سرمایه گذاری آنان خود می تواند تضمینی برای سرمایه گذاری در آن منطقه و با آن منطق باشد. این مثال را در حوزه شهری هم می توان بازتعریف کرد که در انتخاب منطقه و با نگاه سرمایه گذاری باید دید چه کسانی در آن منطقه نقش آفرین هستند و دریافت از منش اقتصادی شان که آن منطقه مستعد چه چیزی است و سپس قلم بر صفحه چک گذاشت برای نوشتن و خریدن. فکر می کنم هر کس دوست دارد در منطقه کسانی باشد که اسم شان به بزرگی ، برندی قابل احترام برای رشد و تعالی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی باشد. آدم های با هوش علاوه بر این، به دنبال آنند که خشت، خشت سرمایه خود را در زمینی روی هم بچینند که از فندانسیونی پیش مهندسی شده و قاعده مند برخوردار باشد یعنی بتوانند روی شرایط فعلی آن تا چندین و چند دهه، حساب کنند نه اینکه بنا را کامل نکرده مجبور با ایجاد تغییرات و حتی عقب نشینی شوند یا بروند و سازه در جایی بنا کنند که مجبور باشند برای گرفتن امکانات و خدمات کفش آهنی به پاکنند . آنان به دنبال جایی می گردند که از زیرساخت های مطمین برخوردار باشد و طراحی های رو به آینده و افق روشنی داشته باشد تا نه تنها آورده آنان محفوظ بماند که روز به روز، ارزش سرمایه آنان را افزایش دهد. منطق اقتصاد هم همین را حکم می کند؛ مطالعه کردن، برند شناسی، ظرفیت خوانی و سپس سرمایه گذاری. با همین منطق هم در مشهد مناطقی می شود یافت که آنچه گفته آمد را توامان دارا باشد. هر کس به فراخور نگاه و ظرفیت و مهندسی سرمایه ای خود باید اقدام کند. باید توجه داشت که خورشید توسعه شهری، لزوما همیشه از شرق طلوع نمی کند بلکه گاهی از شمال در بعضی دیگر مناطق از جنوب و در برخی شهر ها، از جمله مشهد عزیز و زیبا، خورشید توسعه از غرب طلوع می کند. به این طلوع پر رونق و دوست داشتنی سلام باید کرد.....

خراسان / شماره : 19498 /چهارشنبه ۲۵ اسفند-۱۳۹۵ / صفحه 12/ نگاه نو

 

 
چهارشنبه سوری؛ الوعده وفا
ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

میان این چهارشنبه و چهارشنبه آخر سال قبل، فاصله بسیار است. صداهایی که با انفجار ترقه ها ، به جنگ علنی آرامش مردم می آمدند امسال کمتر شده است و این خود نشانه ای است از ماندگاری مردم بر عهدی که با شهدای آتش نشانی بسته بودند. آیتی است از اینکه داریم  به "چهارشنبه سوزی" نه ،می گوییم و به سوی "چهارشنبه سوری" در "تراز مدنیت ایرانی" گام برمی داریم و این علامتی است بر اینکه ضمیر آگاه مردم به ویژه نسل جوان و نوجوان، حرمت ها را، عملی پاس می دارد. چندی پیش در همین ستون با هم به کمپینی اشاره کردیم که باید به راه افتد و مردم را از راه نا آرام به ساحت آرامش برگرداند. همانجا به کار زیبایی پرداختیم که بچه های یک دبستان با معصومیت تمام انجام دادند و بر صفحه کاغذ، با روح شهدای آتش نشان پیمانی بستند و با نجابت خود امضا کردند که امسال ، به سمت ترقه و نارنجک های دستی نخواهند رفت. گفتند ، قدر تلاش "آتش نشانان جان فشان" را می دانند و برای اینکه باز آتشی، شعله نکشد در خرمن آرامش مردم، متین تر  از همیشه سنت ملی خود را پاس خواهند داشت.از آن روز که پیامد فاجعه پلاسکو بود تا امروز دوماهی می گذرد. رصد خبرها هم گواهی می دهد حرمت داری مردم به سنت ملی و قهرمانان ملی دارد وارد فضایی دیگر می شود. فضایی اخلاقی تر، زیباتر، پر نشاط تر و البته مومنانه تر. داریم به سمتی حرکت می کنیم که نشاط ما باعث ناراحتی دیگران نشود، تخلیه هیجان ما – خدای نکرده- به تخلیه سلامتی دیگران نینجامد چنان که در سال های پیش به گواهی گزارش های تلویزیون چنین می شد گاهی و هشدارهای ایمنی هم انگار چون نقشی بر دفتر می ماند و کسی چندان که باید بدان عمل نمی کرد. امسال اما فرق می کند. "نقدجان" داده ایم در حادثه پلاسکو و این می طلبد تا به نگهبانی سلامت فردی و اجتماعی برخیزیم که این در قامت مطالبه عمومی هم دارد قد می کشد.همه می خواهیم سلامت و بدون هیچ حادثه ای به سلام نوروز برویم. اصلا دل مان نمی خواهد که حتی یک نفر زخم بردارد و کار یک نفر به بیمارستان و یا حتی کلانتری بیفتد. می خواهیم در نوروز پیش رو، همه با هم باشیم، در کنار هم و عهد ببندیم که سال آینده را، همه روزها و حتی لحظه های آن را به فرصتی برای سعادت ایران و پیشرفت مردم و سربلندی افزون تر جمهوری اسلامی، تبدیل کنیم. "چهارشنبه" آخر سال که توأم با "سور" باشد و ایمن از "سوز"  مقدمه زیبای فرداهای بهتر خواهد بود. پس یادمان باشد عهدی را که با آتش نشانان شهید بستیم ، وقت وفای به عهد است و الوعده، وفا.....

خراسان/ شماره : 19497 / سه شنبه ۲۴ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه 16/ بدون موضوع



 
زیستن بر مدار آرامش
ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

آرامش، گوهر ارزشمندی است که در زندگی امروزه شهری گم شده است. همه آگاهانه و یا ناخود آگاه در پی آن می گردند و گاه راه به مقصد می برند و گاه نیز به رغم تلاش و تکاپویی که دارند نه تنها به مقصد نمی رسند که از آن دور هم می شوند. دلیلش هم این است که راه رسیدن به گمشده خود را هم "گم" می کنند. حال آنکه اگر به تامل برخیزند در خواهند یافت گاه برای رسیدن به آرامش به جای هجوم به مرکز، باید به نیروی گریز از مرکز متوسل شد و به دور از این کانون استرس و فشار، در جایی به جست و جوی آرامش رفت که استاندارد های توسعه پایدار شهری را داشته باشد. جایی که ترافیک، سوهان نشود بر اعصاب مردم. جایی که پارکینگ قبل از حرکت ، به دغدغه راننده تبدیل نشود و آلودگی هوا به قلب و ریه شهروندان هجوم نبرد و زندگی ها را به تاراج نگذارد. جایی که عبور و مرور فرزند دانش آموز، سفره استرس را به مدت چندین ساعت در ذهن والدین پهن نکند. بله، باید به دنبال همه مولفه هایی گشت که می تواند کنار هم بنشیند تا آرامش قد کشد و در باور مردمان بنشیند. فکر می کنم باید مناطقی را بیابیم برای "زیستن بر مدار آرامش" که سازندگانش، قبل از آنکه کلنگ بر زمین زنند، طرح آن را از ذهن به کاغذ آورده باشند و همه ساخت و ساز ها را با طرح آرامش همساز کرده باشند. جایی که ؛

اقتصاد، فرصت شکوفایی داشته باشد.

 تسهیلات، برای زندگی بهتر و رفاه بیشتر فراهم گردد.

 انرژی، بهینه مصرف شود و به سان عامل دشمنی با سلامت عمل نکند

محیط زیست، به معنای تام و تمام کلمه، محیط زیستن باشد.

 امنیت، مثل هوا چنان جاری باشد که آرامش و حیات ، توامان سفره بگستراند.

 مدیریت جامع پسماند و نظافت شهری، مدرنیزه و با برنامه به پاک سازی همت کند.

مخابرات و نوآوری، شگفتی های دنیای امروز را پیش چشم آورد

 حمل و نقل شهری سامان مند مردم را از استرس افتادن در چرخه ترافیک برهاند.

برنامه ریزی شهری فاضلاب، از همین امروز برای فرداهای دور و زمین های در معرض طراحی نماید.

آب و تاسیسات بهداشتی، هم عطش بزداید و هم فرحناکی بیفزاید

 نگهداری امکانات و فعال سازی ظرفیت ها به عنوان یک اصل، مورد توجه مدیران و حتی مردم باشد و فرایند  گزارش دهی از آن روشن و شفاف، انجام گیرد و... این گونه است که می توان منطقه ای شهری را

را در تراز  استاندارهای توسعه پایدار شهری تعریف کرد و بدان امید داشت و مردمان را هم پی امید روزهای بهتر به سکونت در این "قرارگاه آرامش" دعوت کرد. شاید ظرفیتی چنین و به روز در برخی شهر ها نباشد اما در مشهد خودمان جایی هست که می شود آرامش را زندگی کرد. می توان طعم زندگی بر اساس استاندارد های جهانی را چشید، پس.... پس لطفا به مطالعه برخیزید و برای نشستن بر سر سفره آرامش شهری برنامه ریزی کنید. این برای امروز و فردای ما بهتر است...

خراسان/ شماره : 19497 / سه شنبه ۲۴ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه 6/ نگاه نو


 
پول "خلافی" هم برکت ندارد
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

پول خلاف ، برکت ندارد. این را قدیمی ها می گفتند و اضافه می کردند :آتش می شود و می افتد به زندگی آدم. بی راه هم نمی گفتند مردمان قدیم. پول خلاف اگر آتش هم نباشد کمتر هم نیست. نه تنها برکت نمی آورد که گاه نکبت آشکار هم می آورد. در زندگی فردی کسانی که با پول خلاف ، زندگی آرایی می کنند، به عینه می بینیم ما جرا را. خب وقتی به افراد عادی وفا نمی کند پول خلاف آیا "خلاف فروشی" به شهر وفا خواهد کرد؟ چندی است که دگیر این سئوال از خودم هستم و حالا با شما هم در میان می گذارم که آیا – واقعا – نمی شود شهر را بدون خلاف ساخت؟ آیا باید با پول خلافی که گرفته می شود به شهر پرداخت؟ اصلا این شدنی است؟ شدنی است که از خلاف به صلاح شهری برسیم؟ من که چندان باور ندارم که اگر می شد باید وضع مان بهتر از این می بود که هست. این فرمایش امام علی (ع) است که کسی از راه باطل به حق نمی رسد حالا نمی دانم می شود با خلاف به صلاح رسید؟ نمی دانم... اما این را خوب می دانم که می شود راه خلاف را بست و بدون یک ریال پول "خلاف فروشی" شهر را ساخت چنانکه "الهیه" چنین ساخته شد و چنین دارد توسعه پیدا می کند و ان شاالله چنین هم خواهد ماند تا مدلی شود برای مطالعه که می شود بدون "خلاف فروشی" شهر را ساخت و داشت. منتهی باید تدبیر باشد و برای ریال به ریال هزینه ها برنامه ریزی شود. باید به بخش عمومی هم نگاه سرمایه گذاری خصوصی داشت. یعنی شعار شهر ما، خانه ماست را به واقع چنین دید و همان طور که برای ذرات آجر خانه مان حساسیم برای سرمایه های شهر هم حساسیت داشته باشیم. آن وقت خواهیم دید که می شود شهر را بهتر هم اداره کرد چنانکه کردند و "اولین شهرداری" خصوصی هم متولد شد، کارنامه موفق هم از خود به جا گذاشت و کار به جایی رسیده است که بتوانیم مدعی بشویم می توانیم شهر را خودمان اداره کنیم با تدبیر نه با پول هایی که از تخلفات می گیریم.در همین منطقه جوان، همه زیر ساخت ها پا گرفت بدون اینکه ریالی از پول تخلف در حساب شهرداری جا بگیرد. این جا راه را بر خلاف می بندند تا استاندارد های شهری دقیقا رعایت شود و حاضر نیستند، آینده شهر را به فزونخواهی افراد امروز بفروشند.حالا برکت دارد اینجا زندگی ها را، منطقه را ، بزرگی می بخشد. دارد اوضاع بر وفق مراد می شود بی آنکه خلاف بتواند از پشت بام ها و در قالب طبقات اضافی، زخم بر چهره آسمان بزند. این جا هر چیز سر جایی است که باید باشد. این هم می تواند الگوی موفقی برای دیگر مناطق و حتی شهر ها باشد که بدون تخلف شهر را بهتر می توان اداره کرد....

خراسان/ شماره : 19497 / سه شنبه ۲۴ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه 6/ نگاه نو

 

 
مجتمع های تجاری، نگاهی به تجارت فردا
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

بازار در شهر ما، شده است دو خط ممتد در دو طرف خیابان. البته به هم نمی رسند مثل هر دو خط ممتد دیگر اما عوارض آن ها در هم تنیده می شود تا به گره های اجتماعی تبدیل شود که هر روز هم کور تر می شود. روشن است که برای باز کردن آن باید بینایی افزود کرد و برنامه و تدبیر هم به کار بست . ما خارج نرفته ها در فیلم ها می بینیم و خارج رفته ها، به چشم دیده اند و برای ما هم روایت کرده اند که در کشور های توسعه یافته، از بازار های خطی خبری نیست بلکه "مجتمع های مدرن" به جای آن شکل می گیرد تا هم خرید برای مردم راحت تر و جامع تر باشد و هم سیمای منظری شهر، از این همه خط های درهم و برهم، در امان بماند. بازار که خطی نباشد، شاهد خط ممتد خودروهای پارک شده در همه خیابان ها نخواهیم بود آنگونه که امروزه، عرصه را بر زندگی ، تنگ می کنند و زندگان را هم در تنگنا قرار می دهند. این خط تجاری که از صفحه خیابان ها ، پاک شود، شهر هم بهتر نفس خواهد کشید و شهروندان هم راحت تر خواهند زیست. این مهم اقتضا می کند تا به فکر "مجتمع های تجاری" در مناطق هدفگذاری شده شهر باشیم تا همه چیز در قواره یک شهر مدرن تعریف شود. چنین که شد، ایمنی و امنیت هم ارتقا خواهد یافت چه تجربه نشان می دهد که امنیت سوزی از جنس سرقت، در بازارهای خطی، خط بر چهره امنیت و آرامش شهر می اندازد چون سارقان با شناسایی گریزگاه های سواره، هم مال مردم را می برند و هم آرامش جامعه را اما در مجتمع های تجاری ، امان سرقت های موتوری در حد صفر است. نمی شود افرادی نقاب زده و سلام در دست بیایند و بدزدند و برود ، آنگونه که در بازارهای خیابانی ، انجام می دهند. نمی توانند سارقان، سقفی را بگشایند و خود را به کف مغازه برسانند در غیاب صاحب مغازه و آن کنند که در صفحات حوادث می نویسند. امنیت در مجتمع ها ، یکی از ظرفیت های جذاب برای سرمایه گذاران است . در کنار این ، مجتمع ها با امکانات ایمنی و پارکینگ و....فعالیت اقتصادی را راحت تر می کنند و می شود برای هرکدام، متناسب با نوع فعالیت آن پیوست های فرهنگی، اجتماعی، ایمنی و امنیتی تعریف کرد و با اجرای آن، تجارت و البته خرید را در مجتمع ها دلپذیرتر کرد به گونه ای که هم کسبه ، شوق کار در آن را پیدا کنند و هم مردم به عنوان مشتریان بازار، خرید از مجتمع ها را همه جانبه به نفع خویش ببینند. این نگاه هم در مردم و بازاریان تا حد قابل قبولی هم شکل گرفته و در افزایش هم هست و می توان امید داشت در سال های نه چندان دور، مجتمع ها، میدان دار تجارت و خرید و فروش خواهند شد. تیزهوشان عرصه تجارت اما کسانی هستند که امروز، فردا را پیش بینی می کنند و به سمت مجتمع های تخصصی می روند. هم فضای ایمن و امن را تجربه می کنند و هم آرامش را به مشتریان خود هدیه می دهند و هم با همافزایی توان های خود به قدرتی برتر و صاحب برند در عرصه رقابت و تجارت تبدیل می شوند. تجربه مجتمع های موفق به ما می گوید باید زودتر از "خط" به "دایره" و چند ظلعی های چند طبقه به نام "مجتمع تجاری " رسید. کسانی که فردا به این نتیجه برسند از صاحبان امروز چنمیدن و چند گام عقب خواهند ماند. پس امروز را از دست ندهیم.

خراسان/ شماره : 19496 / دوشنبه ۲۳ اسفند-۱۳۹۵/ صفحه 11/نگاه نو

 

 
استاندار عذر خواست، شما هم بگذرید
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

غیرت دینی تان محترم. شور مذهبی تان عزیز اما به احترام همان دین و مذهب که بدان غیرت می ورزید، تمام کنید این تحصن را. وقت برجانشستن نیست که گاه اقدام و عمل است ذیل هدایت های رهبرمعظم انقلاب در جبهه اقتصاد مقاومتی. وقت برخاستن است و چون آقا به وحدت عملی می خوانند همه ارکان نظام را معلوم نیست برای تحصنی که پیامش به همه جا رسید دیگر وجهی باشد. تمامش بفرمایید که وقت، تنگ است و شما را نیز بار بر زمین مانده فراوان است، بار ارتقای معارف مردم، بار تعلیم احکام به مردم، بار اخلاقی کردن امور، بار تربیت نسل امروز و فردا و… این همه بار برزمین مانده است و شمایان نشسته اید به تحصنی که هم صدایش شنیده شده است و هم آقای استاندار زبان به  عذر خواهی گشوده است.
حالا به زعم برخی ها دیرتر به خطای “سهواللسان” خود پی برده ، ولی به پوزش خواهی از آن برخاسته است و این می طلبد تا بزرگان و شاگردان مکتب اهل بیت کرامت که زبان شان به بخشش، معلم انسان هاست، بگذارند و بگذرند تا خدا از همه ما بگذرد. عالمان دین برخیزند و مسئولان را به تلاش افزون تر برای جبران کمبود ها بخوانند که امروز انقلابی ترین اقدام کار است و کار است و کار. هرچه هم مانع کار و پیشرفت جامعه شود، ما را از انقلابی گری در تراز اقتصاد مقاومتی باز داشته است و مباد که چنین شود که حرف واجب الاطاعه مقام ولایت برزمین بماند.
حضرات بزرگوار از هردوسوی ماجرا! ما مردم عادی و شهروندان معمولی ، بارها و بارها به ندای شما لبیک گفتیم و برخاستیم. حالا یک بار شمایان- از هر دو سوی ماجرا- خواهش ما را بشنوید و تمام کنید این بحث را که دراز دامنی اش، دامنه تلاش برای پیشرفت منطقه را محدود می کند.
این هم چیزی نیست که شما بخواهید که مطمئنم همه شما خواهان ارتقای ایمان و حفظ حرمت ها و حریم ها هستید. همه شما خراسان جنوبی را آباد و سربلند در تراز انقلاب اسلامی می خواهید پس به تلاش برخیزید و از مباحث تمام شده بگذرید.
آقای استاندار هم به جبران ماجرا، وقت بیشتری برای حوزه فرهنگ بگذارند تا ذمه شان از آن “سهو اللسان ” بری شود. این برای همه بهتر است…

ب/ شماره 3303 / دوشنبه 23 اسفند 1395/ صفحه اول و 3
 

 
← صفحه بعد