هفته دولت،کارنامه دولت
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
هفته دولت، فقط هفته کابینه و چند وزیر و چند معاون نیست ، هفته دولت جمهوری اسلامی است. فراتر از اینکه چه کسی رئیس جمهور باشد و چه کسانی وزیر، فراتر از اینکه دولت، از میان کدام جناح برخاسته باشد و وزرایش چه گرایش سیاسی داشته باشند.

هفته ای است که کارنامه اجرایی جمهوری اسلامی، روایت می شود و بر اساس تاکیدات امام بزرگوار و رهبر معظم انقلاب، باید کارهای انجام شده به اطلاع مردم برسد و این هفته، هفت روز بزرگ است برای بیان کارنامه ای که باید در نهایت نمره اش را از ملت بگیرد.
 نمره ای که آرزو می کنیم و تلاش می کنیم و دعا می کنیم که نه فقط قبولی، که قبولی آبرومند باشد.چه باور داریم اولین برخورداران کارنامه موفق دولت، خود ملت هستند لذا در نمره دهی باری به هر جهت عمل نمی کنند.
نمره ای که می دهند حاصل موقعیتی است که با همه وجود لمس کرده اند و تجربه ای است که به آن رسیده اند پس بی تعارف نمره می دهند.
در این هفته همچنین، گاه خداقوتی است به آنانی که یک سال، تمام قد ایستاده اند و خویش را وقف خدمت کرده اند. در این وقف هم چنان صادق بودند که جز افق های متعالی و چشم انداز روشن، چیزی ندیدند حتی خود را. اینان شایسته احترامند چون به منظور قرب به خدا برای خلق کار می کنند.
اگر چشم بگردانیم حاصل این تلاش را در حوزه های مختلف خواهیم دید که اگر نبود کارهای انجام شده ، زندگی در استان به اسارت خشکسالی رفته ، بسیار سخت تر از امروز بود اما اگر پس از 17 سال ، بخل آسمان بر زمین و لب تر نکردن زرع و نخیل ، هنوز زمین نفس می کشد و در روستاها، زندگی جاری است به خاطر تلاش های دولت است.
اگر وجب به وجب، قد جاده های دوبانده استان بلند تر می شود تا قامت مرگ و جنون جاده کوتاه شود باز به خاطر تلاش کسانی است که چون جمع می شوند ذیل عنوان دولت ، تعریف می گیرند و... بگذریم، این مقال کوتاه ، جای بیان کارنامه نیست ، فقط یاد آوری است تا دولتمردان استان مان لب به سخن بگشایند و به محضر مردم که صاحبان اصلی انقلاب و ایران هستند گزارش دهند و در این گزارش نیز یک خط را پس و پیش و یک نکته را کم و زیاد نکنند و صادقانه گفتنی ها را صمیمانه بیان کنند که این رفتاری به غایت انقلابی است والا همان طور که سیاهنمایی ، ناپسند است و مذموم، سفیدنمایی غیر واقعی هم دست کمی از آن ندارد و این صداقت است که همواره احترام برانگیز است.
ما اصحاب رسانه هم قلم و کلمات خود را با احترام ، برای بیان کارنامه دولت جمهوری اسلامی در اختیار مدیرانی می گذاریم که با صداقت و تدبیر، تراز مدیریت  را درجمهوری اسلامی ارتقا می دهند ...

خراسان جنوبی/شماره : 2231 / چهارشنبه ۳ شهریور-۱۳۹۵/صفحه2

 

 
رسانه در کنار دولت
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

رسانه همواره بر سر تعامل با دولت است و همه ظرفیت خود را وقف می کند تا دولت جمهوری اسلامی، دستاورد های خود را از طریق رسانه ها که به واقع امین مردم و چشم واقع بین جامعه هستند باز گوید و با این باز گفتن که دقیق و صادق هم هست، اعتماد مردم را به کارآمدی نظام دینی ارتقا دهد. این رویکرد مدام رسانه های جبهه انقلاب است که به اطلاع رسانی و نقد همواره بستر ساز این فرایند باشند اما اکنون که تقویم در نسیم رو زگار  ما را به  هفته دولت قرار رسانده است، با درود به روان شهیدان رجایی و باهنر وهمه دولتمردان شهید، آرزو می کنیم رسانه ها به عنوان رکن چهارم مردم سالاری،  عهد حرفه ای خود را تجدید و صادقانه و مومنانه در کنار دولت برای اصلاح امور بکوشند و دعا می کنیم دولتیان از ظرفیت این آینه شفاف به بهترین شکل استفاده کنند و با منطبق کردن انتظارات خود مطابق با کارکرد رسانه، اهل قلم و اصحاب رسانه را به عنوان وجدان بیدار و فعال وقوه باصره و بصیرت افزای جامعه در کنار خود داشته باشند. چه آن که می خواهد زیبا جلوه کند بیش از هرکس به آینه محتاج است و ما هم دولتمردان خود را زیبا و برازنده و پرشکوه می خواهیم و حیف است دولتی که  به تدبیر مردان کاربلد مستظهر است و در عرصه کار، شب از روز باز نمی شناسد و پاک دستانه  و صادقانه ، برای بهبود اوضاع تلاش می کند به اندازه تلاش خود در چشم مردم ننشیند، حیف است خود را در گرانیگاه ها از نقدهای منصفانه محروم کند. حیف است این فرصت های خوب از دست برود. پس کاری باید کرد تا واقعیت ها نمایانده شود و این وظیفه رسانه هاست در برابر دولت. دولتی که می خواهد در شان مردم ایران کار کند و کاری بکند که نام ایران عزیز و پرشکوه شود و ایرانی هم عزتمند جلوه کند. رسانه نگاران هم به عنوان دیدبانان اجتماعی و همچنین شهروندان هوشیار ، همین را می خواهند و برای توسعه همین ، قلم می زنند و در کنار دولت ایستاده اند. باری، حرف قلم و کلمه و رسانه این است که  باید همراه دولت  بود و آن را با همه وجود حمایت کرد. هر کس البته شانی دارد و مطابق شان و کارکرد خویش باید به حمایت برخیزد و رسانه را ، قدرت اطلاع رسانی و اقناع و ساماندهی مطالبات متناسب با ظرفیت ها و نقد مشفقانه و منصفانه  است و این ظرفیت را  به بهترین شکل  برای دولت ، فرصت سازی می کند و حمایت رسانه ای از دولت و دولتمردان  را وظیفه خود می داند و سخن قلمی جماعت همواره این است که ؛ عزیز باد نام ایران اسلامی و عزیز باد هرکس برای سربلندی این ملک خدایی تلاش می کند و عزیز می داریم سربازان سربلندی ایران را و گرامی می داریم یاد شهیدانی را که راه را برای رسیدن به افق های روشن ، باز کردند.

ب/ شماره 3142/ دوشنبه 2 شهریور 1395/ صفحه اول و 2/خبر


 
آستان قدس، دست گردشگری را بگیرد
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

گردشگری، صنعت پر ظرفیتی است در ایران که اگر به استاندارد های لازم برسد، دست اقتصاد کشور را می گیرد و بدون نیاز به کاتالیزور نفت آن را از زمین بلند می کند. این صنعت می تواند به جنگ رکود برود و پیروز برگردد. می تواند به اشتغال پایدار بینجامد و در شرایطی که بیکاری ، بسان جبهه خطرناک دشمن مطرح است، هر فرصت شغلی، یک سرباز است برای ما که باید قدر دانسته شود. مگر ما سرباز را با هزار تدارک و پشتیبانی و حمایت های مادی و معنوی راهی رزمگاه نمی کنیم ؟ خب این "سرباز" هم باید دیده و برای موفقیتش برنامه ریزی شود.از نگاهی دیگر هم گردشگری می تواند یک جبهه گسترده برای ما بگشاید که بتوانیم با دنیا با زبانی سخن بگوئیم که بدون ترجمه هم قابل فهم است و بر دل می نشیند. در این حوزه بدون هزینه های هنگفت که برخی کشور ها انجام می دهند و به یارگیری در اقصای دور می پردازند، ما می توانیم با هزینه خود گردشگران با آن ها ارتباط همه جانبه داشته باشیم و بر اساس "کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم" با رفتار و ظرفیت های خود ، سخن بگوئیم و فرهنگ دیر پا ی ایران اسلامی را معرفی کنیم. من با خواندن این فراز از سخنان حجت الاسلام والمسلمین رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، بر سر شوق آمدم که در دیدار با سلطانی فر، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، گفت:" به نظر من یکی از مهمترین ابزارها برای صدور ارزش های انقلاب، حضور گردشگران خارجی در ایران و دیدن پیشرفته ا و واقعیت های موجود کشور است." بله همین مکعرفی بغیر السنه است، به جای گفتن و روایت کردن، فرصتی فراهم کنیم که بیایند و  ببینند. مطمئن می توان بود که بسیاری از این بینندگان کنجکاو که بر مدار انصاف زندگی می کنند، فردا به زبان ما تبدل خواهند شد در جهان هزار رسانه که نمی خواهد حرف ما شنیده شود. رئیسی فراتر از ساحت نظر و نظریه پردازی،گامی عملی هم برداشت و خواستار برنامه ریزی و تلاش بیشتر برای میزبانی جمع بیشتری از مسلمانان کشورهای مختلف در مشهد مقدس شد.این نگاه باز به افق های پیش رو می تواند کار را تا جایی پیش ببرد که مشهد، دست گردشگری مذهبی و معنوی را بگیرد و هم با کمک به اشتغال پایدار، اقتصاد این ملک را کمک کند و هم به عنوان نماد تمدنی انقلاب اسلامی، به تولید و انتشار پیام جبهه حق کمک کند. مشهد با توجه به حرم حضرت امام رضا(ع) و آسمانی از ستاره هایی که پیرامون حضرت شمس الشموس(ع) ، گرد آمده اند می تواند به کانون گردشگری مومنانه تبدیل شود. به شبکه ای رسانه ای که بنگاه های خبرپراکنی استکبار و صهیونیزم بین المللی هم نتواند آن را از کار بیندازد. مشهد می تواند خیلی حرف ها داشته باشد و پیام ها تولید کند و به خط مقدم مواجهه نرم با باطل تبدیل شود. این دیدار و نگاه افق گشای تولیت آستان قدس را به نیک فالی می گیریم و بر این باور اصرار می کنیم که مشهد و آستان قدس رضوی، دست گردشگری را، دست اقتصاد را و دست ایران را خواهد گرفت....

میراث آریا/کد خبر: 116211/تاریخ 01 شهریور 1395/12:08/( گروه: گردشگری )

 
پزشکان پهلوان!
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

پزشکی ، حرفه مقدسی است، آنقدر مقدس که می توان احیای جان همه مردمان را در کارنامه شان نوشت.
این کلام نورانی وحی است که می فرماید:« مَنْ قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِ نَفْسٍ أوفَسادٍ فِی الأَرضِ فَکانَّما قَتَلَ النَّاسَ جمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما اَحیا النَّاسَ جمیعاً».
هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته، و هرکس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. مائده – آیه 32، و به پزشکی که علم احیای جان و ارتقای سلامت انسان است، حرمتی چنین کرامند می گذارد.
همین حضرت خداوند را نامی است حیات بخش که با کلمه زیبای 'شافی' می شناسیم و بر سربرگ نسخه های پزشکان هم به زیبایی نشسته است؛ هوالشافی.
حضرت شافی هم شأن شفای خویش را در اندیشه و دستان زنان و مردانی قرار داده است که با نام طبیب به درمان خلایق مشغول می شوند. 
این شان نیز اقتضا می کند تا پزشکان خود را بر اساس دیگر شئون خداوندی همچون کرامت و بزرگواری، دست گیری و کمک، و.... بپرورند.
اگر چنین شد، طبیبان، همان طور که در اخلاق حرفه ای شان تاکید و در قسم نامه شان هم ذکر شده است، حیات بخشان جامعه خواهند بود که برای درمان مردمان هیچ شرط و اما و اگری نخواهند داشت و هر گز پشت میزی نخواهند نشست که زیرش چاه ویلی باشد که پر نشود!
پزشک اگر به شأن طبیبی برسد که خدا کند این تقدیر روشن همه پزشکان باشد آن وقت چه قانون منع کرده باشد و چه دست شان را هم حتی باز گذاشته باشد، ریالی افزون تر نخواهند گرفت. 
چنانکه پیش از این طبیبانی با 'نگرفتن' پول و واگذاشتن مقدار حق ویزیت به خود بیمار ، به جاودانگی رسیده اند.
البته این ماجرا به سال های دور بر نمی گردد و راه امروزیان به آن روش و منش هم بسته نیست که از قضا من خود در همین زمان حال با پزشکانی برخورده ام که گاه حتی هزینه بیمارستان بیمار خود را هم حساب کرده اند. 
من پزشکانی می شناسم که یک روز در هفته را به نیازمندان بیمار، خدمات رایگان ارائه می کنند. 
من دوستان پزشکی دارم که داوطلبانه روزهای تعطیل خود را به اردوهای جهادی می روند و غم از چهره مردم محروم می گیرند و اول درد از دل شان رفع می کنند و بعد از تن شان. 
من پزشکانی می شناسم که در اقدامی خودجوش با هزینه خود اتاق عمل سیار می سازند و راهی مناطق محروم می شوند برای درمان مردمانی که علاوه بر درد تن، جیب شان هم آنقدر درد می کند که توان مراجعه به پزشک ندارند.
من پزشکان خوب آنقدر می شناسم که قلمم را به گلایه از کسانی که در لباس پزشکی، نگاه کاسبکارانه دارند ، نمی آلایم که آنان نه متن جامعه پزشکی که عارضه هایی هستند بر این جامعه سالم.
پس به احترام پزشکان سالم و سلامت آفرین ، بر می خیزیم که بسیاری از پای افتادگان را تا برخاستن و ایستادن یاری کرده اند و در جای خود هر کدام یک پهلوان بوده اند و هستند.

ب/ شماره 3141/ دوشنبه 1 شهریور 1395/ صفحه اول و 2/خبر

ایرنا/کد خبر: 82197714 (5513840) / دوشنبه:1 شهریور 1395 | ساعت: 11:10|


 
مسجد و جایگاهی که باید احیا شود
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
نام گذاری روز ها ، نماد سازی های قابل تقدیری است که چون به نهاد سازی منتج شود ارجمند تر هم خواهد بود. از جمله نماد هایی که باید برنامه ریزی و دعا کرد به نهاد ارتقا یابد روز مسجد است. کلیدواژه ای که در نظام سازی اسلامی جایگاهی در خور دارد و در نهاد سازی اجتماعی شانی احترام برانگیز. مسجد، در اسلام فقط معبد نیست که سیاستگاه و تدبیرگاه و اندیشکده و دانشگاه و... نیز هست.  پیشتر ها مسجد در همه امور نقشی محوری داشت و  شهر بر گرد مسجد بنا می شد و می شد آن را "امام" کالبدی شهر نامید که ساخت و سازها باید خود را با آن همساز می کردند. اما امروزه، این جایگاه ، از آن همه شئون پیشین، فقط بر شانیت هدایت و وعظ و نماز است. اما این که از این شان، چقدر درست استفاده می شود، پرسشی است که پاسخ آن بسته به عملکرد متولیان قابل تغییر و نمره گذاری است. یک مسجد، به کانون تقویت فکری و ارتقای اخلاقی  و... تبدیل می شود و جوانان را از راه های دور به خود نزدیک می کند اما برخی مساجد برای خود انگار ماموریتی در حد چند نیم ساعت تعریف کرده اند آن هم در سه و بیشتر در دو وعده نماز و اگر مجلس ختمی برگزار شود و دیگر ، دری است که قفل است و همین! اما آیا نقش مسجد باید در همین اندازه باشد؟ پاسخ همه حتی متولیان مسجد بسته هم این نیست. همه معتقدند برای سلامت سازی جامعه، برای نظام دهی به روابط اجتماعی، برای ساختارمند کردن تعاملات، برای ساختن شبکه های ایمانی مردم، برای تنزیه و توسعه انرژی مثبت میان جمع مومنین باید مساجد نقش محوری داشته باشند اما ...فکر می کنم باید با تغییر نگاه به مسجد از این ظرفیت عظیم متناسب با نیاز های روز جامعه بهره برد و با تعریف کارکرد های علمی و معرفتی و اجتماعی، مسجد را به نهادی فعال در تمام ساحت ها تبدیل کرد و از تریبون مسجد نیز برای تقویت همدلی بهره جست نه این که از این تریبون های مقدس کلماتی صادر شود که به مثابه تیغ نهادن در میان مردم است. اگر چنین شد و از تریبون مسجد چنین بهره گرفتیم باید خود را برای دورتر شدن مردم از مسجد آماده کنیم و بدانیم گناه گریز از مرکزی که اتفاق می افتد بر شانه خود ما ها هم سنگینی خواهد کرد. مسجد ، مرکز وحدت است، جایگاه اجتماع تمام سلایق ذیل فرهنگ و آموزه های اسلامی است نه جایگاهی که برخی برای خود میتینگ بگیرند و دیگران را برانند. بگذریم ، روز مسجد، روز اقبال به خانه کانونی توحید است. جایگاه بازخوانی سبک زندگی مومنانه است. پایگاه قوی حراست از ارزش های اسلامی است. فضای فیزیکی است که باید در ساحت زندگی هم ما را با جامعه امام محور آشنا و مانوس کند  تا بیاموزیم و قیام و قعود و فریاد و سکوت خود را با امام تعریف کنیم و جامعه تراز اسلامی داشته باشیم. این می طلبد تا نقش مسجد را برای خود باز تعریف کنیم.

 خراسان/ شماره : 19333 /یکشنبه ۳۱ مرداد-۱۳۹۵ / صفحه 16/ بدون موضوع

 

 

 
روز مسجد، "روزنماد " بازگشت به کانون توحید
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

تقویم را باید جدی گرفت، نام گذاری ها و "روزنماد" هایش را هم باید به دیده احترام نگریست و از آن جمله روز ٢١ آگوست برابر با ٣٠ مرداد  است که بنا به در خواست جمهوری اسلامی ایران، از سوی سازمان کنفرانس ‌اسلامی به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد. و متعاقب آن در سال، یک هفته برنامه‌هایی برای تکریم، تجلیل، اعزاز و اکرام مساجد به اجرا در‌می‌آید. ٢١ آگوست مصادف است با به آتش کشیدن مسجدالاقصی توسط صهیونیست‌ها. هفته تکریم و تجلیل مساجد از 30 مرداد ماه تا 5 شهریورماه در ایران به طور گسترده برگزار می‌شود.این نیز فرصتی است تا به بنیادی ترین کانون اسلامی نگاهی نو بشود تا ما را به طرحی نو برساند که از مسجد مطابق شان آن استفاده کنیم. بسیاری از مردم به یاد دارند که در دهه های پیش مسجد خانه امید مردم بود. فقط این نبود که بیایند و نمازی بخوانند و بروند. کارکرد های گوناگون داشت از جمله این که عالم می نشست به پاسخ گویی و حل مسائل  اعتقادی و اجتماعی و بر می خاست به دست گیری و گره گشایی. در همین تعاملات بود که خیلی از موفقیت ها حاصل و خیلی از مشکلات هم برطرف می شد. عالم شهر حاکم شرع بود و مسجد جایگاهی که "داد" می ستاند . همین مکان مرکز دید و باز دید مومنان و جایی برای صله رحم اعتقادی نیز بود و به گونه ای مردم ز هم با خبر بودند که خالی ماندن جای یک سجاده هم به چشم می آمد و همین سئوالی می شد تا از احوال او بپرسند و همی احوال گیری ها در بسیاری از مواقع به گره گشایی از مشکل یک مومن منجر می شد. مسجد در زندگی ایرانی مسلمان نقش محوری داشت و اگر در بسیاری از جاها آب و جاده ، محور توسعه و ساخت و ساز بود اما در همان مناطق هم سازه محوری که شکل می گرفت مسجد بود. زمین هم بسته به فاصله ای که با مسجد داشت ارزش می یافت و مردم سعی می کردند به خانه خدا نزدیک باشند و این مجاورت را باعث قرب معنوی هم می شمردند. در انقلاب هم مساجد ، پایگاه پیام رسانی بودند و در دفاع مقدس، سنگر سترگ بودند که جبهه جهاد را پشتیبانی می کردند. تاکید امام انقلاب هم همواره این بود که "مسجد سنگر است، سنگر ها را حفظ کنید" چه حفظ انقلاب و پیروزی در گرو حفظ مسجد بود. یادم هست که در جبهه نیز فرماندهان وقتی می خواستند مقر واحد را بسازند اول با همه نیروها سنگر مسجد را می ساختند و سپس هر گروه به دنبال سنگر خود می رفت. اری، مسجد جایگاهی چنان و شانی گسترده داشت اما از آن همه امروزه فقط شان معبدی برای کانون توحید مانده و از شئون ابتدایی خود فاصله گرفته است. این باعث شده است تا جامعه هم از جایگاه بایسته دور بیفتد. به اعتقاد این قلم باید مسجد را با نگاهی نو دید و برای آن کارکردی مطابق با نیاز های روز تعریف کرد و با بازگرداندن مردم به مساجد در راه احیا و ارتقای جامعه دینی گام برداشت. اگر به فلسفه نام گذاری این روز هم نگاه کنیم در خواهیم یافت راه شکست صهیونیست های آتش افروز از مسجد می گذرد و راه در هم شکستن همه طواغیت نیز هم پس درهای مسجد را بگشائیم و به کانون یگانگی باز گردیم...

ب/ شماره 3140/ شنبه 31 مرداد 1395/ صفحه اول و 2/خبر

 

ایرنا/ کد خبر: 82196316/(5511780)/شنبه 31مرداد1395/  ساعت: 10:13|



 
انتقاد روزنامه جمهوری‌اسلامی از علم‌الهدی
ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
امام رضا با زائرینش چطور برخورد می‌کرد؟
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی نوشت: کلمات، بار معنایی خاص خود را دارند و چندان به اینکه چه آدم‌هایی از چه تریبون‌هایی آن را ادا می‌کنند بستگی ندارند که اگر فلان شخص محترم آن را به کار برد، محترم شوند و فلان شخص دیگر از آن استفاده کند بار معنایی متضاد بگیرند.
 

 به گزارش انتخاب، این روزنامه آورده است: کلمه، معنای خاص خود را دارد چنانکه "عیاش" در ادبیات گفتاری و رفتاری مردم، معنای نازیبای خویش را ظاهر می‌کند هر چند از تریبون محترمی ادا شود. عامه مردم از آنچه بر زبان رفته است، شهوت پرست و فاسق و فاجر و مالپرست، را مراد گوینده می‌گیرند و حد اقل و با هزار خروار خوش بینی، کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی‌خبر و بی‌بهره باشد می‌فهمند.

این را همه می‌دانند که هرکس به مشهد می‌آید اول از همه سراغ خانه امام رضا را می‌گیرد و در حرم، احرام زیارت می‌بندد و بعد به دیگر امور می‌پردازد. کسی که به این دیار می‌آید زائر است که به گردشگر مذهبی هم تعریف می‌شود. کسی که در پی فرامین و آموزه‌های دینی پا به راه می‌گذارد تا با دریافت‌های تازه، آن را از چاه، باز بشناسد نه اینکه راه خود را به چاه گره زند.نه، مشهد، مشهد مقدس، مشهد مقدس امام رضا هرگز مقصد عیاشی نیست و این ساحت را آنقدر حرمت و معنویت و معرفت هست که بر آدم‌ها محاط می‌شود و او را در فضای خویش می‌کشدهمان‌طور که بیمار را بیمارستان و اطباء‌اش به مسیر سلامت باز می‌گردانند.

چرا باید چنین دور مشهد را خط قرمز کشید و چنین مردمان را نامناسب دید و بر شان آدمیت شان قلم گرفت و راه آنان را نه به حرم که به مشهد هم سد کرد حال آنکه در هیچ کجای خود حرم هم حتی ننوشته‌اند گنهکار نیاید . اصلا گیریم انگشت شمار آدم‌هایی هم پی عیش  به این سرای در آیند، آیا باید بیدارشان کرد و راه شان نمود و یا به تازیانه رد وطردنواخت؟ اگر امام رضا را زنده و حاضر تصور کنیم – که چنین است و باور داریم- آیا خود امام با مردمان، حتی گنهکار‌ترین شان چنین با در بسته برخورد می‌کردند؟ اگر اندکی در باره سلوک رضوی مطالعه کنیم جواب غیر این خواهد بود که امام تکلیف هدایت عام دارد و دست همه را می‌گیرد اما برخی از محترمین صاحب تریبون چنان سخن می‌کنند که انگار می‌خواهند دست پنجه شده بر پنجره فولاد را باز کنند که مبادا فلان باشد. کاش برای شهر امام رضا، هندسه رفتار رضوی تعریف کنیم و خرد و کلان، مردم و مسئولان همه بدان پایبند شویم.
انتخاب/کد خبر: ۲۸۷۲۸۶/تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۵/ - ۰۹:۱۱

 
عیاش به مشهد نمی‌آید، این جا خانه زائران است
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

کلمات، بار معنایی خاص خود را دارند و چندان به اینکه چه آدم‌هایی از چه تریبون‌هایی آن را ادا می‌کنند بستگی ندارند که اگر فلان شخص محترم آن را به کار برد، محترم شوند و فلان شخص دیگر از آن استفاده کند بار معنایی متضاد بگیرند. کلمه، معنای خاص خود را دارد چنانکه "عیاش" در ادبیات گفتاری و رفتاری مردم، معنای نازیبای خویش را ظاهر می‌کند هر چند از تریبون محترمی ادا شود. در جست و جویی ساده در "واژه یاب" در باره مفهوم این کلمه به نقل از لغت نامه "دهخدا" می‌خوانیم؛ عیاش. [ع َی ْ یا] (ع ص) بسیار زیست‌کننده و نیکوحال. (ناظم الاطباء). صیغه مبالغه است از «عیش »، یعنی دارای حیات گشتن. فروشنده «عیش » یعنی نان. (از اقرب الموارد). (از ع، ص) خوب زندگانی کننده. (آنندراج) (غیاث اللغات). بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی‌خبر و بی‌بهره بود. (ناظم الاطباء). || شهوت پرست و فاسق و فاجر و ماژپرست. به سیاق کلام گویندگان و تریبون‌داران که تامل می‌کنیم در می‌یابیم، مراد از ادای کلمه موصوف، خوب زندگانی‌کننده نیست که اگر بود مفهوم مثبتی شکل می‌گرفت که همگان را به نوش بنوازد نه اینکه بسیاری را به نیش بیازارد.فرو شنده نان و این حرف‌ها هم در میان نیست بلکه عامه مردم از آنچه بر زبان رفته است، شهوت پرست و فاسق و فاجر و ماژپرست، را مراد گوینده می‌گیرند و حد اقل و با هزار خروار خوش بینی، چنانکه ناظم الاطباء می‌گوید؛ بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی‌خبر و بی‌بهره بود. می‌فهمند. والاهمه با توجه به بیان شداد و غلاظ، همان معنای فاسق و فاجر... را دریافت می‌کنند. این نیز از آنجمله است که آدمی را اگر هم بر سر خشم نیاورد لااقل بسیار ناخوش، می‌آید و آن را نه در خور شان فضا و تریبون و حتی صاحب تریبون هم نمی‌داند. این را همه می‌دانند که هرکس به مشهد می‌آید اول از همه سراغ خانه امام رضا را می‌گیرد و در حرم، احرام زیارت می‌بندد و بعد به دیگر امور می‌پردازد. کسی که به این دیار می‌آید زائر است که به گردشگر مذهبی هم تعریف می‌شود. کسی که در پی فرامین و آموزه‌های دینی پا به راه می‌گذارد تا با دریافت‌های تازه، آن را از چاه، باز بشناسد نه اینکه راه خود را به چاه گره زند.نه، مشهد، مشهد مقدس، مشهد مقدس امام رضا هرگز مقصد عیاشی نیست و این ساحت را آنقدر حرمت و معنویت و معرفت هست که بر آدم‌ها محاط می‌شود و او را در فضای خویش می‌کشدهمان‌طور که بیمار را بیمارستان و اطباء‌اش به مسیر سلامت باز می‌گردانند. من تعجب می‌کنم چرا باید چنین دور مشهد را خط قرمز کشید و چنین مردمان را نامناسب دید و بر شان آدمیت شان قلم گرفت و راه آنان را نه به حرم که به مشهد هم سد کرد حال آنکه در هیچ کجای خود حرم هم حتی ننوشته‌اند گنهکار نیاید و به شیخ بهایی هم اجازه حرز نویسی ندادند که حرم، مکانی است که باید به مکین خویش سلامت و شرافت بخشد حال چگونه است که برخی به خود اجازه می‌دهند اطراف مشهد تابلوی ورود ممنوع بزنند برای حتی همان کسی که عیاشش می‌خوانند. اصلا گیریم انگشت شمار آدم‌هایی هم پی عیش از نوع" بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی‌خبر و بی‌بهره " به این سرای در آیند، آیا باید بیدارشان کرد و راه شان نمود و یا به تازیانه رد و ترد نواخت؟ اگر امام رضا را زنده و حاضر تصور کنیم – که چنین است و باور داریم- آیا خود امام با مردمان، حتی گنهکار‌ترین شان چنین با در بسته برخورد می‌کردند؟ اگر اندکی در باره سلوک رضوی مطالعه کنیم جواب غیر این خواهد بود که امام تکلیف هدایت عام دارد و دست همه را می‌گیرد اما برخی از محترمین صاحب تریبون چنان سخن می‌کنند که انگار می‌خواهند دست پنجه شده بر پنجره فولاد را باز کنند که مبادا فلان باشد. کاش برای شهر امام رضا، هندسه رفتار رضوی تعریف کنیم و خرد و کلان، مردم و مسئولان همه بدان پایبند شویم.....

جمهوری اسلامی / شماره 10668/ شنبه 30 مرداد 1395/ صفحه 3/ خبر

بازنشر با عنوان:انتقاد روزنامه جمهوری‌اسلامی از علم‌الهدی/

امام رضا با زائرینش چطور برخورد می‌کرد، شما چگونه؟

الف/کد مطلب: 383124/ تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶

نواندیش/ کد خبر: ۴۵۴۲۳/تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰

پارسینه/ کد خبر: ۳۰۲۱۴۰/تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۰

مازندمجلس/کد مطلب : 81359 -/تاریخ انتشار : شنبه 30 مرداد 1395 -ساعت : 09:25

فرارو/ کد خبر: ۲۸۶۳۶۷/۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۱

تابناک رضوی/ کد خبر: ۲۸۱۸۵۰/تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۹

   خبرآنلاین/خبرچه/دبلیوخبر/بهارنیوز/اولین ها/کلمه

 


 
گردشگری، خاکریز مهم اقتصاد مقاومتی است
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

 

اقتصاد مقاومتی، یک شعار نیست که بر سربرگ ها بنویسند. یک راهبرد است که باید بر زمین بنشیند و ملک را به حرکت درآورد. اگر سربرگی هم به این شعار مزین می شود با این هدف است که مدام این راهبرد را به ما یادآور شود و نقشی که باید ایفا کنیم را به ما گوشزد کند. واقعیت این است که ما همه در این ساحت صاحب نقشیم و نمی توان با شنیدن کلید واژه اقتصاد، شانه از زیر بار مسئولیت سبک کرد که من فرهنگی ام، هنری ام، گوینده ام و... پس کاری ندارم، نه، همه آحاد ملت صاحب جایگاه هستند و زمانی اقتصاد مقاومتی به اقدام و عمل می رسد که همه ، هماهنگ برخیزیم. و جملگی برای تسهیل راه هایی که ما را به موفقیت در این عرصه می رساند تلاش کنیم. روی دیگر این سکه این است که؛ کسی که دم از اقصاد مقاومتی می زند به جنگ  ظرفیت های تو سعه ای و فرصت های مولد و اشتغال آفرین نمی رود.تریبون را باز نمی کند و جبهه های خودی در جنگ تحریم و پساتحریم را بمباران نمی کند. به تصریح می توان گفت، امروز عیاش خواندن و از شهر راندن گردشگران و به تیغ کلام   شوریدن بر صنعت گردشگری، بسان به تعطیلی کشاندن صدها کارخانه و بی کار کردن میلیونها کارگر است و این یعنی بیرون راندن سربازان از پشت خاکریزها. همین چند روز بود که رئیس جمهور در کهکیلویه و بویر احمد به درستی از نقش رهبردی گردشگری  در حوزه اشتغال(بخوانید جبهه اشتغال) سخن گفت؛ کهگیلویه و بویراحمد به لحاظ گردشگری استعداد چشمگیری دارد و جاذبه های آن می تواند مورد استفاده مردم استان های همجوار نیز قرار گیرد و در صورت برنامه ریزی های لازم امکان جذب گردشگران متعددی از کشورهای حوزه خلیج فارس و نقاط مختلف دنیا نیز وجود دارد.روحانی ابراز داشت: یکی از مشکلات کهگیلویه و بویراحمد مساله بیکاری است و راه های مهم کاهش آن نیز توسعه بخش های گردشگری و کشاورزی و توسعه و فراوری گیاهان دارویی خواهد بود.... حال باید از آنانی که گردشگری ایرانی را برنمی تابند و برای دستمالی که معلوم نیست هست یا نیست، قیصریه ای که دارد در پسابرجام قد می کشد را به آتش می کشند ، پرسید امروز ، انقلابی ترین اقدام، ایجاد اشتغال و جذب سرمایه برای رونق ایران اسلامی است یا ایستادن به شعار که اگر برای اندکی نان داشته باشد، آب و نان و حتی ایمان را از سر سفره بسیاری خواهد برد که بیکاری، مادر فقر است و فقر از هر در که در آید ، ایمان را از در دیگر بیرون می راند. گز نکرده، پاره کردن از مردم عادی و عامی ، ناپسند است ، از محترمین و نخبگان نا پسند تر. اگر یک شهروند عادی ، بامش به مساحت صدایش باشد، برفی که می نشیند هم همین قدر خواهد بود و مسئولیت او جا به جا کردن برف اما تریبون دارانی که مساحت صدایشان ، تمام جغرافیای یک کشور و حتی دوردست ها نیز هست، در برابر برف حادثه به اندازه همه "برف نشین" مسئولند. گردشگری، و گردشگرانی که پا به راه می شوند اول از آنکه سفر آغاز کنند، نقشه جهان را پهن می کنند ، مقصد را مشخص و در باره دین و آئین  و البته آداب و قوانین  آن تحقیق می کنند و کشور های هدف هم در سایت ها و فرصت های معرفی خود، نکات و مقرراتی که باید گردشگران و میهمانان رعایت کنند را ذکر می کنند. پس بی هوا کسی به سرزمینی نمی رود . می داند کجا می شود بساط ع.ی.ش. پهن کرد و کجا باید دست به عصای قانون حرکت کرد. متناسب با خواست خود انتخاب می کند و نمادش هم همین که هرکس به ایران می آید خود را ملزم به رعایت حجاب می داند و به طلب مشروبات، راهی کوچه و خیابان نمی شود چون از پیش می داند این امور غدقن  است.گرشگر را در قالب قانون گردشگری و میهمان پذیری جمهوری اسلامی ، از خود و شهر خود نرانیم بلکه با حسن گفتار و رفتار ، او را به پیام رسان جمهوری اسلامی تبدیل کنیم این ، نقشی است که باید در حوزه گردشگری به عنوان یک خاکریز مهم در جبهه اقتصاد مقاومتی ایفا کنیم.
میراث آریا/کد خبر: 116133/تاریخ 29 مرداد 1395/ 16:02/( گروه: گردشگری )

 
اینجا خورشید هرگز غروب نمی کند
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
نه شهادت، تمام می شود و نه قلم ها باید گفتن و نوشتن و سرودن از شهید و شهادت را نقطه پایان بگذارند. شهادت، خون خداست که مدام در جوشش است. آیه خداست که در شکوفایی است. حدیث خداست که در تازگی مدام ملک و ملکوت را به عطر خویش، عبیر آمیز می کند و شهید، نام خداست و تا همیشه از حق دفاع می کند و نگاه ها را به سوی حقیقت می کشاند. هر شهید نیز چراغی است افروخته بر سر راه مردمان که آنان را دلالت بندگی می کند و بشارت بهشت می دهد. از شهادتی چنان با شکوه و شهیدی چنین شور انگیز باید نوشت و باید قلم ها را شهدی شهودی زد و طرحی نو درانداخت.چنین هم خواهد شد. این را به یقین می گویم چون خبرنگاران و شهادت نویسان و ایثارنگاران را برمدار یقین دیدم. پر از اراده ای الهی که مصمم بودند هر یادداشتی که در باره ایثار و شهادت می نویسند، هر خبر و گزارشی که تهیه می کنند، هر مصاحبه ای که می گیرند، نقطه سرخطی باشد برای آغازی دیگر. خبرنگاران حاضر در دومین جشنواره ایثار و شهادت، عزمی چنین دارند و برخی شان نیز از پایان همان جلسه ، راه را آغاز کردند با مصاحبه هایی که گرفتند و با طرح یادداشت و مقاله ای که "اتود" زدند.با عکس هایی که از نمادهای زنده و المان های شورانگیز ، ثبت کردند. شور خبرنگاران که با قلم های پرشعور برانگیخته شده بود و سر گفتن از شهید و شهادت و ایثار داشت ، قلمداران را در جبهه ای به خط کرد که به فرموده مقام معظم رهبری، کمتر از شهادت نیست. خبرنگاران ، سر احیای امر شهادت داشتند و در این میان، دخترهای فاطمی جبهه انقلاب، اشتیاقی افزون در نگاه و قلم شان موج می زد. گویی آنان که امکان حضور در جبهه را نداشتند، فرصت گفتن از فرزندان جبهه را سعادتی می دانستند که می تواند آنان را شانه به شانه مجاهدان در صف دفاع از انقلاب قرار دهد. آنان در پی احیای امر شهادت بودند و خوب می دانستند این  نیز در راستای احیای امر امامت و ولایت است و در شمول حدیث جان بخش امام رضا (علیه السلام) که فرمودند: خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را احیا کند. هنگامی که پرسیده شد احیای امر شما چگونه است؟ فرمودند: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا.» فهم این کلام امامت زمانی روشن می شود برای ما که اشارت هایش را در کلام ولایت بخوانیم؛رهبر معظم انقلاب در ابتدای جلسه درس خارج فقه با نگاهی به این حدیث ، تبیین کردند که؛ خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند. اشتباه است کسی فکر کند مقصود از "امر ما" احکام حلال و حرام است و اینکه مثلا ابوحنیفه نظرش درباره وضو چه است و ما چه می‌گوییم. مساله امر امامت است.... بله امر امامت است، امامت  نیز احیای امر به معروف و نهی ازمنکر در همه شئون را در پی دارد و جهاد را. شهادت هم میوه درخت جهاد است. از این منظر نیز احیای امر شهادت را می توان ذیل احیای امر امام تعریف کرد و احیا کنندگان را در شمار اصحاب دعای امام دید. باری، قلمداران جبهه انقلاب در آغاز گفتن از شهید و شهادتند و این جا خورشید شهادت و روضه شهید و نوشتن از ایثار هرگز غروب نمی کند....

خراسان / شماره : 19331/  پنج شنبه ۲۸ مرداد-۱۳۹۵/ صفحه 10/ پلاک عزت

 

 
← صفحه بعد