به بزرگی خویش مرا بزرگی بخش
ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
رمضان، مبارک هنگامه ای است که ما را بر سرسفره حضرت دوست می نشاند و نور و شهد و شهود می بخشد. 
خجسته فال و مبارک جان آنانی هستند که این فرصت سعد را به سعادت مدام در می یابند و در ساحت بندگی، گامی چند به پیش برمی دارند و ا... اکبر که در رمضان چه عظمتی موج می زند...
دعای روز اول: اللهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی فِیهِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیاً عَنِ الْمُجْرِمِینَ
خدایا روزه ام را در این ماه  روزه داران قرار ده و شب زنده داری ام را شب زنده داری شب زنده داران و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران و ببخش گناهم را در آن ای معبود جهانیان و از من درگذر ای درگذرنده از گنهکاران.
مناجات: نا زنینا، کریما! دست خالی بر سر سفره ات نشسته ام و می دانم رسم کریمان این نیست که به دست خالی و حتی نگاه شرمسار بنگرند. 
می دانم که نه به کوچکی خویش بلکه به عظمت کریمی خودت ، مرا خواهی نواخت و من به تمنای همه خوبی ها آمده ام...
خراسان جنوبی/ شماره : 2439 /شنبه ۶ خرداد-۱۳۹۶ / صفحه 5/ فرهنگ/بر سر سفره دوست
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19545&pid=5&type=0
 

 
فرصتی برای بهتر شدن
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

نوروز که می شود، همه نو می پوشیم و به دیدار هم می رویم. چقدر شادیم و لبخند ها چه شکوهی می بخشد به لب ها. بهار است ونوروز که ما را بر سفره می نشاند و ما چنین به فرحناکی برمی خیزیم حالا چه حالی خواهیم داشت وقتی خدا ما را به سفره خویش بخواند؟ رمضان نیز همان هنگامه مقدس خوانده شدن از سوی خداست پس لبیکی می ماند برای ما؛ لبیک یا الله!

این میهمانی را اما راز هایی است که باید گشود و درس هایی است که باید خواند  از جمله درس زیباسازی رفتاری چه، رمضان ماه خودسازی است. ساختن خود بر اساس خواسته های حضرت خداوند که جمیل است و محب جمال و انسان را همواره زیباترین می خواهد تا به هر لحظه زندگی تجلی فتبارک ا... احسن الخالقین باشد. رمضان فرصت زیباسازی خویش است و آراستن به همه صفات و خصال نیکو نیز هم. رمضان زمان پالایش نیز هست، تا هر چه نا زیبایی است از جان پاک کنیم و چنان که به جامه طاهر، سجاده نشین می شویم، به جان طاهر ماه نشین خداوند شویم. رمضان یک بهار است تا از بازی و بازیچه شدن دامن گیریم و به «وقار مومنانه» برسیم، آن سان که جز حق نگوییم و جز راه حق نرویم و وسوسه های شیطان نیز زمین گیرمان نکند. رمضان زمان سعد نگاه به آسمان و گریز از جاذبه های غیرملکوتی است زمانی است که باید عشق «نکوتر» در جان بنشیند و عشق های غیرحق و حقیقت را ریشه ببرد، رمضان یک فرصت است تا به اخلاق ا... مجهز شویم و در کلاس رسول اکرم(ص) پله پله تا ملاقات دوست پر بگیریم و...

رمضان یک فرصت است تا برای خود یک فهرست سیاه و یک فهرست سفید درست کنیم و هر روز یکی از اعمال فهرست سیاه را حذف و برای یک عمل سفید جا باز کنیم. به باور من اگر براساس اولویت بندی بخواهیم کار کنیم، اول از همه باید صدرنشین فهرست سیاه را قلم حذف بگیریم و آن سیاه ترین اعمال یعنی دروغ است. همانی که کلید دوزخ نامیده می شود و آتشی است که وقتی شعله گیرد جان و جهان را می سوزاند و آدمی را از فهرست نورانی مسلمانی و حتی انسانی حذف می کند که امام علی(ع)می فرماید: دروغ گویی از اخلاق اسلام نیست و معصوم می فرماید ممکن است مسلمان هر گناهی را مرتکب شود تحت شرایطی، اما دروغ نمی گوید؛ دروغ، همانی است که اگر باشد آتش بر خیر دنیا و آخرت می افکند چنان که پیامبر بزرگوار(ص) در پاسخ به فردی که از ایشان خواست به من اخلاقی بیاموزید که خیر دنیا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو!... آری رمضان یک فرصت است برای ساختن خویش بر سبیل بندگی خدا و باید که اول از همه دروغ، این آفت شیطانی را از ریشه درآورد، تا صداقت رسم الخط زندگی مومنانه شود و روز دیگر باید از سیاهه اعمال سیاه، گناهی دیگر را حذف کرد و رفتار زیبایی را جایگزین کرد تا پایان رمضان برایمان آغاز بندگی در کلاسی بالاتر باشد...

ب / شماره 3351 / شنبه 6 خرداد 1396/ صفحه اول و 3/چ2


 
روزی که خدا به صدام سیلی زد
ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

روز فتح خرمشهر، از جمله رویداد های تاریخی است که اگر چه در یک ساحت جلوه گر می شوند، اما در همان زمینه خلاصه نمی شوند . به جرات می توان گفت که فتح خرمشهر تنها یک ماجرای نظامی نبود تا از دریچه نظامی گری بدان نگریسته شود و اهل دانش نظامی بنشینند به تحلیل عملیاتی که چشم جهانیان را خیره کرد و دشمن را از اوج اقتدار چنان یقه گرفت و پایین کشید تا دست هایی که به کف و هورا برای «صدام» بلند شد، شل شود، پایین بیفتد و با التماس به این سو و آن سو دراز شود، عملیاتی که باعث شد تا آنانی که شمشیر صدام را به عنوان سردار قادسیه خیالی خویش تیز می کردند دریابند این شمشیر را در مواجهه با فولاد آب دیده جز شکستن خویش و در هم شکستن آبروی یارانش چاره ای نیست.فتح خرمشهر، یک حماسه بزرگ بود که شأن برجسته نظامی هم داشت نه این که همه آن یک کنش و واکنش نظامی باشد که اگر فقط نظامی هم بود باز می ارزید و می ارزد که هزاران بار از آن سخن گفته شود. 

از طرح های بکری که زمین را از زیر پای دشمن بیرون کشید، از دلاوری های فرماندهان و رزمندگانی که هرکدام صفحاتی بر کتاب حماسه ایران افزودند. از غیرتی که در رگ رزمندگان زمان را چنان از دشمن گرفت، که جز تسلیم چاره ای نداشتند، بماند که فرصت پوشیدن لباس هم نیافتند اما ... اما حماسه فتح خرمشهر چیزی فراتر از یک عملیات نظامی حتی در کلاس عملیاتی موفق، جریان ساز و تاریخ ساز بود. این حماسه، یک جهان بینی نو را در مقابل جهان رونمایی کرد، که مردانش، در جنگیدن، در کشتن و کشته شدن به هر قدمی که برمی داشتند، به هر تیری که شلیک می کردند، جز خدا نمی دیدند و جز خدا نمی خواستند و همین خدا باوری بود که پیروزی را به نام بلند حقیقت نوشت و همین نگاه بود که در کلام امام روح ا... خمینی چنین ترجمه شد؛ «خرمشهر را خدا آزاد کرد» و این یعنی رزمندگان خداباور ما به چنان در ک بزرگی از هستی رسیده و به چنان مقام شامخی دست یافته بودند که به «یدا...» تبدیل شدند تا خداوند فرمان خویش را توسط آنان اجرا فرماید. 

پس در بازخوانی این حماسه بزرگ باید از یک عملیات نظامی موفق، نگاه فراتر برد و تجسم آیات الهی را به عینه دید، دید و دریافت، دریافت و معرفت آموزانه فهمید که اگر «عبدا...» شویم حضرت ا...، توفیق تبدیل شدن به «یدا...» هم به ما خواهد بخشید و به پنجه ما چنان قدرتی خواهد بخشید که سرپنجه های شیطان را چنان در هم بشکنیم که جز تسلیم راهی نداشته باشد، چنان که در سوم خرداد در عملیات بیت المقدس، لشکر خصم، که از خوی شیطانی لبریز بود.چاره ای نیافت.در بازخوانی این حماسه، دست های خدا را هم باید شناخت. مردانی چون صیاد شیرازی، متوسلیان، باقری، کاظمی و ... که هرکدام خود شاه بیتی از این حماسه بودند. باید آنان را شناخت و راه و رسم آن گونه شدن را دریافت و بازتعریفی امروزین از آن به دست داد که امروز حتی بیشتر از زمان جنگ به «مردمانی» از جنس آن «مردان» نیاز داریم و باید روحیه و مکتب فکری آنان را چنان تبیین کرد که امروز هم بتواند فرزندان خویش را بر مدار آنان تربیت دهد و فردا نیز از حضور آنان در لحظه، لحظه خویش استفاده کند. این که امسال در کلام رهبر فرزانه انقلاب در کنار «اقتصادمقاومتی» به «تولید و اشتغال» هم نام بردار شده ا ست و این که ایشان همچنان مدیران و امیران و سرداران و سربازان خود را در این جبهه به خط می کنند نشان از اهمیت ماجرا دارد.ماجرایی که در بازمهندسی دقیق«باید» روحیه جهادی دیروز را باز تولید کند و مدیرانمان باید خود را در قامت باقری، جهان آرا و متوسلیان ببینند، تا بتوانند در زمان دیگر و زمین دیگر کاری چنان بزرگ انجام دهند. «باید» مدیران چنان بر خود و خواسته های خود چشم بپوشند و با همه وجود برای «خدا» به میدان آیند تا به «یدا...» تبدیل شوند و کار خدایی کنند، آن وقت در خواهیم یافت اگر ما از جنس رزمندگان فتح خرمشهر شویم، چنان که آن روز «خرمشهر را خدا آزاد کرد» امروز هم خدا پس از شکستن تحریم های کافرکیشان در "پسابرجام" ایران را از همه دالان های تنگ و تاریک، از همه کوچه های پردشمن و پرکمین، به سلامت و سرفرازی عبور خواهد داد و جهان دگر باره به حیرت درخواهد یافت، قدرت ایمان را، و دست هایی که امروز برای بر زمین زدن  ما، مشت شده است، باز خواهد شد، بالا خواهد رفت و «مجبور» خواهند شد، پیروزی ما را بپذیرند و حتی برای ما دست بزنند. این شدنی است،باور کنیم، خرمشهر هم شاهد است که اگر ما از جنس مردان خرمشهر شویم، اگر نیت هامان چنان زلال شود، اگر تدبیر و اراده و همت ما، رنگ اخلاص گیرد، همین الان باید جهان را صدا زد تا بساط جشن پیروزی بزرگ ما را فراهم کند که ما از یک انتخاب بزرگ برگشته ایم. از انتخاب صلح برای همه خرمشهر ها و این پیام را هم به مدنی ترین شکل مخابره کرده ایم که مردان صلح و مهربانی برای دفاع از صلاح و اصلاح و خرمشهر ها تا پای جان می ایستندو چشم چپ را کور و دست دراز را قطع می کنند چنانکه در خرمشهر چنین کردند.

حیات /تاریخ انتشار: 3 خرداد 1396 | شناسه مطلب: 134470/ چ3

http://hayat.ir/fa/134470/


 
مردی که هر روز ، زاده می شود
ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

فرزند تام و تمام میهن بود دکتر عبدالله علوی و مامم میهن را حتی از فرزندان خویش هم دوست تر داشت که آنان را در غربت وانهاد و به میهن آمد تا به دانش نو کند این کهن بوم و بر را. او همه توانش را گذاشت برای راه اندازی دانشگاه از پی دانشگاه چه خوب می دانست هر دانشگاهی که باز شود دروازه های خلاف بسته خواهد شد. هر نگاهی که به علم و معرفت نو شود، قطعه ای از این دیار کهن، نو خواهد شد. اگر بخواهیم هر فرد را به شکوه کاری که کرده است تکریم کنیم. اگر بخواهیم همایون فالی هر فرد را به همای سعادتی که بر شانه اش نشسته است و او نیز آن را بر شانه مردم نشانده است بسنجیم . اگر پیراهن تن هر فرد را به قواره قامت معنوی اش ببریم آن وقت باید به احترام مردی که حروف الفبا را در جان جوان دانشجویان، فرمان قیام داد تا ابد ایستاده بمانیم. باید به فرخندگی هر نفسی که فرو می برد ، جریان حیات ببینیم و چون بر می آورد، تفرح ذات. برای قامت علوی اما قواره ای باید دوخت در اندازه مردانی که ائمه، دهان شان را از طلا پر و جان شان را از تکریم آکنده می کردند که دکتر علوی ما، با مشی معلمی خود، به کسوت انبیا مفتخر بود. و به میراث داری شان تکریم یافته. به باور من اگر بخواهیم سرمایه ها و ثروت ماندگار این دیار را بشماریم در همان اوایل فهرست به نام شکوهمند این " روستا زاده دانشمند" خواهیم رسید که به عنوان میراثی نامیرا برای همیشه ما می ماند. او اگر چه در "نوزاد" یک بار زاده شده بود اما در ساحت علم هر روز، از نو، زاده می شد. این نیز ویژگی ممتاز همه اهل معرفت است که هزاران بار، به هر اثر شان، در جان هر دانشجوی شان، در هر کتاب شان، زاده می شوند بی آنکه مرگ بتواند آنان را نقطه پایان بگذارد. معتقدم که حضرت قابض الارواح، نیز نه به قبض روح که به دعوت ارواح شان می آید تا آنان را به سلام خداوند برد و الا مرگ، نمی تواند پایان مردانی باشد که زندگی شان به صدقه جاریه تبدیل شده است. اینان را زندگی جاودانه است در قامت شاگردان، در سطر به سطر کتابی که می نویسند. در کلمه به کلمه ای که به فصل تدریس چونان بذر در جان جوانان می کارند. در لحظه به لحظه ای که برای مدیریت و طراحی فردای بهتر ، می گذارند. اینان زندگی در نام نیکی جاودانه می کنند که از لبان مردم می تراود. باری، دکتر علوی، زنده است و ایستاده بر ستیغ کوه دانایی که هیچ حادثه ای نه تنها او را نمی میراند بلکه تازگی می بخشد....

ب / شماره 3350/ پنجشنبه 4 خرداد 1396/ صفحه اول و 2


 
راز های فتح خرمشهر
ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

خرمشهر برای ما یک اسم رمز است. رمز عبور است. به مقصد که رسیدیم هزار راز ناخوانده خواهیم دید در خرمشهر که خوانش هر کدامش می تواند انسان امروز را به سوی ایرانی تراز سند چشم انداز، چند گام جلو برد. من هر وقت این تک برگ افق گشا را می خوانم فکر می کنم طراحان سند نشسته اند و ویژگی رزمندگان دفاع از خرمشهر و فاتحان این شهر را شمار کرده اند و فرادید گذاشته اند تا ببینیم و مانند آنان شدن را تمرین کنیم و تا می شود خود را به این الگو نزدیک کنیم و مثل آنان شویم که افق نگاران ایران فردا، ما را چنین خواسته اند؛ " فعال، مسئولیت پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن." مولفه هایی که در رزمندگان خرمشهر در اوج بود. "فعال" بودند همه و همه توان های بالقوه را چنان به فعلیت می رساندند که "ناممکن" ها همه ممکن می شد و هیچ معبری نبود که قفلش باز نشود. رزمندگان ما همه "مسئولیت پذیر" بودند و نه تنها بار خویش بر دوش دیگری نمی گذاشتند که "ایثارگر"انه، بار های برزمین مانده را هم به شانه می کشیدند. به هدف "مومن" بودند بنابراین هیچ مسئله ای نمی توانست آنان را به راه دیگر بکشاند. آنان "رضایتمند"ی را به اوج رساندند بنابراین کمبود های بزرگ هم کمترین خللی در اراده آنان وارد نمی کرد."وجدان کاری" از آنان معنا می گرفت که جان پای هدف می گذاشتند و... من این سند را شرح مردان خرمشهر می دانم و باور دارم باید انسان امروز نیز خود را در پیروی از این الگو تعریف کند تا نصرت خداوند نیز نازل شود و ما را در جایگاه بایسته بنشاند چنان که در خرمشهر این نصرت چنان نمایان بود که امام انقلاب درتبیین این واقعیت فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد. چنان که در جنگ بدر نیز یاران رسول خویش را در نبرد با کافرانی که به عده و عُده بیشتر بودند، پیروزفرمود. نگاه به فتح خرمشهر هم این دست حمایتگر را عیان می کند آن جا که دشمن در بهتی عظیم انگشت از ماشه برداشت و دست ها را به نشان تسلیم بالا برد. انگار خدا فرشتگانش را به یاری فرستاده بود که 19 هزار جنگجوی بعثی را به تسلیم کشاند. باری، فتح خرمشهر چنین رمز هایی داشت که آن را فتح ارزش ها هم عنوان دادند و با تربیت مردانی در قامت آن حماسه سازان است که می شود به فردا، پر امید، چشم دوخت که ایران عزیز ما " توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود و متکی بر اصول اخلاقی و ارزش های اسلامی، ملی و انقلابی با تأکید بر مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان ها و..." باشد.

خراسان / شماره : 19543 / چهارشنبه ۳ خرداد-۱۳۹۶/ صفحه7/ پلاک عزت

http://khorasannews.com/?nid=19543&pid=7&type=0
 

 
خرمشهر، یک شهر در اندازه یک تاریخ
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

هزار توفان هم که بیاید، غبارها همه زمین را در بر گیرد. ریزگردها راه نفس را هم که بگیرند، باز خرمشهر، فراموش نمی شود که از ملتی با پشتوانه تاریخی مردان اساطیری از لابه لای صفحات تاریخ بیرون می آیند. توقع آن است تا چند گام مختصر به عقب بردارد تا خود را ، ایران را در خرمشهر ببیند. خرمشهر فراموش نمی شود حتی اگر زمان، هزار پیراهن پاره کند و تاریخ هزار تقویم ،ورق ورق کند.
مردان این شهر و همه مردان و زنانی که در دفاع از این خاک خدایی ، تا پای جان ایستادند نیز هر کدام مرجع ضمیر آگاهی هستند که آگاهی می دهند و نگاه ها را به این دیار می آورند. خرمشهر یک قطعه کوچک خاک نیست که بتوان آن را در منتهی الیه خوزستان، به حاشیه مرز با عراق سنجاق کرد. شاید پیش از این یک شهر بود با مختصات جغرافیایی خود اما اکنون، پهنه جغرافیای خرمشهر، همه ایران را در بر می گیرد و خانه همه ایرانیان نیز هست. خرمشهر اکنون یک نماد است، یک خلاصه روشن و گویا از ایران. روز فتح خرمشهر هم عصاره تاریخ ایران است و فشرده در چند سطر خلاصه شده شاهنامه فردوسی. پس نه خرمشهر را باید در اندازه یک شهر صرف، کوچک و نه روز آزاد سازی آن را در شمار دیگر روز های تقویم مخفی کرد. نه، خرمشهر همه ایران است و حتی می توان گفت پهنه آن همه جغرافیای آزادی خواهی و دفاع از مظلوم را در بر می گیرد و سوم خرداد نیز در شمار "ایام ا..." است که انسان معاصر به تجربه آن، بزرگ تر شده است. یوم الهی که نه فقط یک شهر در آن، از ظلمت اسارت، تا روشنایی آزادی رفت که یک کشور و یک ملت، هدم ظلمت و گسترش روشنی را جشن گرفتند تا این روز در شمار ایام ا... با نام "روز مقاومت و پیروزی" ثبت تاریخ شود تا حتی اگر در گذر زمان برخی به غفلت، دچار فراموشی شوند، تقویم ها به یادشان آورند روز پس گرفتن هویت ایرانی در نماد شهر خدا را. به یادشان آورند که فرزندان دلیر ایران، دیو هزار سر جهان کفر را در خرمشهر سر بریدند و اژدهای فزون خواهی صدام کثیف را در هم کوبیدند. باری نه خرمشهر در اندازه یک شهر کوچک و نه روز آزاد سازی خرمشهر در اندازه یک روز محدود می شود تا گذر زمان بر آن غبار غفلت بنشاند که ایران ،خود را با خرمشهر معرفی می کند و سوم خرداد نیز در تراز روزهای تاریخی و تاریخ ساز مطرح می شود تا طرح جاودانگی یاد وطن محقق شود و فرزندان این دیار در برابر پرسش آیندگان خرمشهر را نشان دهند که چگونه از لوث وجود دشمن پاک شد و سوم خرداد را نشان بگذارند که نشانه راه شهیدان است. بله خرمشهر را و فتح آن را  باید همواره در حافظه تاریخ پر رنگ نوشت تا همه بدانند غیرت ایرانی چه معنایی دارد. جان خویش را به کف می گیرد تا مام میهن، حیاتی دوباره یابد به عزت و شکوهی که در قامت فرزندانش موج می زند...

خراسان جنوبی/ شماره : 2437 /چهارشنبه ۳ خرداد-۱۳۹۶ / صفحه اول و5/فرهنگ

 

 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19543&pid=5&type=0

 
هتزاز پرچم خرمشهر در نسیم ۳خرداد
ساعت ٤:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

این فقط آدم ها نیستند که کربلا می روند و کربلائی می شوند. زمین ها و زمان هایی هم هستند که باید به صفت والای «کربلایی» متصف دانست. مثل خرمشهر…. مثل روز مقاومت و پیروزی، و مثل مدافعان و آزادی بخشان خرمشهر حتی اگر پایشان هم به کربلا نرسیده باشد باز هم کربلایی اند چون دل شان به ضریح مولا وصل است. چون خرمشهر که خود را با کربلا تعریف کرده است و چون سوم خرداد که طعم عاشورا دارد. بله، سوم خرداد، نه یک روز است که فقط صدرنشین یک روز از تقویم شود و با نسیمی که ورق می خورد به سوی فردا از یادها برود، چنان که خرمشهر، فقط یک شهر نبود، که گروهی آلوده پوتین و دزدانه دست بدان دست یازند و دگر باره بگریزند و تمام! نه، هم خرمشهر ماندگار است در کتاب عزت این ملک و هم سوم خرداد، روزی است که با تأسی به عاشورا جاودانه شد و مگر نه این که ما «دفاع مقدس» خود را با «عاشورا» تعریف کردیم و باز مگر نه این که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را باور کردیم تا هر روز بر مدار حسین(ع) بچرخد و مردمان هر عصر و نسل، بهره روزآمد خود و روزی نورانی خویش را از مکتب سیدالشهدا(ع) برگیرند؟ آری چنین است و از همین روست که عاشورا برای مردم هرگز کهنه نمی شود و به هر زبان که می شنوند نامکرر است و این داغ عشق هرگز به سردی نمی گراید و کربلا تا همیشه کانون توجه اهل بیت عشق است و ما خرمشهر خود را به کربلا گره زدیم و زلف سوم خرداد را نیز با عاشورا که ما به فرموده امام خمینی بزرگ (ره) «مثل امام حسین(ع) وارد جنگ شدیم» و درس آموخته از مکتب حضرتش، به انتخاب شهادت رسیدیم و در لحظه شهود نیز، دل و دیده مان به سمت کربلای حسین(ع)بود و لب هامان نجواگر یا حسین(ع)! ما خود را با عاشورا تعریف کردیم لذاست که روضه شهدای ما ذکر یا حسین(ع) است و باور داریم هرگاه روضه سیدالشهدا(ع) خوانده می  شود، یاد همه شهدای حقیقت از ابدیت تاریخ تا نهایت ایام تازه می شود.
هر گاه سخن از کربلا باشد، همه زمین هایی که به خون پاک شهیدان معطر شده است نیز، حیات دوباره می گیرند و در این میان خرمشهر ما نیز این گونه است؛ زنده به نام مولا سیدالشهدا چنان که قهرمانانش از سید محمدعلی جهان آرا، تا عبدالرضا موسوی، تا بهروز مرادی و تا آن شبه قاسم، بهنام محمدی، تا همه شهیدان بی نامی که پر نشان خود را با عاشورا تعریف کردند و خرمشهر را به کربلا گره زدند، همه و همه به باور ولایت و شهادت رسیده بودند و این را نیز بزرگ ترین سعادت می دانستند، از این پس نیز، نگاه به سوم خرداد و خرمشهر، این گونه خواهد بود و خدا کند نسل ما و نسل هایی که می آیند نیز بر این باور استوار باشند و هر گاه به این شهر و همه مناطق کربلایی دفاع مقدس پا می گذارند، یادشان بماند، این جا از کربلاست و حرمت باید نگهداشت حریم شهادت را و خدا کند یادمان بماند که چه حق سنگینی بر ذمه ماست و باید که برای ادای دین به شهیدان، شهادت باور باشیم نه این که شکار شهوت، قدرت و ثروت شویم که شهیدان راه را نشان دادند و چراغ راه شدند و رفتند. ما هم باید جان از شیطان بستانیم تا جهان از شیطان پاک شود و همه چیز بر مدار حسین(ع) بچرخد…ان شاءا….

ب / شماره 3349/  چهار شنبه 3 خرداد 1396/ صفحه  اول و 2/چ2

http://www.birjandtoday.ir/1396/03/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%87%D8%AA%D8%B2%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DB%B3/



 
خود را برای ملاقات خدا آماده کنیم
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

فضای مجازی، دیو نیست چنانکه فضای حقیقی. دیو و دلبر شدن را ما خود در رفتارمان انتخاب می کنیم. ماییم که فضا را به شیطان می دهیم و یا از او پس می گیریم تا با آیات رحمان رحیم روشنایی گیرد، پس باید به مدیریت خود بپردازیم، آن وقت فضا چه مجازی باشد و چه حقیقی، خود، مدیریت خواهد شد. واقعیت این است که فضای مجازی، می تواند، مسیل حق و حقیقت باشد، می تواند، بستری باشد برای نشر معارف، برای بازنمایی زیبایی ها، برای تحریر واژه های نورانی، برای رقم زدن لحظات روحانی. فضای مجازی، می تواند خانه حقیقت باشد که در فهم مومنانه از ابزار باید هم چنین باشد و انسان مومن از هر چیز، راهی می سازد که او را به حضرت دوست برساند چنانکه یکی از مردان نسل حماسه، از آنانی که نگاهشان عطر یاد شهدا دارد، چنین می کند و این فضا را به خدمت می گیرد تا پیغام آور یک پیام لطیف باشد؛ «اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان، فاغفرلنا فیما بقی منه» خدایا اگر در روزها و شب هایی که از شعبان گذشته است ما را نیامرزیده ای، در واپسین روزها و شب های باقی مانده بیامرز…». آری، از فضای مجازی هم می توان دریچه ای به حقیقت گشود، چنانکه بسیاری از مردمان خوب خدا، از آن دفتری می سازند برای بازنشر آیات عشق، برای تحریر رسم بندگی و… این پیام البته پیغام روشنی هم دارد که باید فهمید؛ فرصت ها را غنیمت شمریم که «الفرصه تمر مرالسحاب» فرصت ها همچون ابر می گذرند، پس غنیمت باید شمردشان و با دریافت روزهای رفته از شعبان، روزهای باقی مانده را دریافت و به ساحت حضرت دوست التجا آورد که خدایا ما را در شعبان چنان به مغفرت خویش بیامرز و در جویبار زلال معرفت بشوی که شایسته ورود در رمضان حضرتت شویم. ما را بیامرز تا رازهای رمضان را با دل و دیده پاک شده ببینیم و بفهمیم که رازهای رمضان را باید فهمید. باید به مقام رازگشایی رسید در ساحت بندگی…پس ای خدای شعبان، ما را پاک بر آستانه رمضانت بر سفره مهرت قرار ده که در حسرت نگاه مهربان و فرصت میهمانی ات می سوزیم…
فضای حقیقی، می تواند و باید مسیل حق باشد، مجرای پیغام های آسمانی که زمین را به شور می آورد و باید که مردم را به شعور ارتقا یافته برساند تا خود را برای فصل باشکوه رمضان آماده کنند و سخن در سخن خدا شوند و راه به سوی بهشت بپیمایند. باری، فضای سیاسی را هم باید در این زلال شعبانی شست و کری خوانی ها را به پایان آورد تا رمضان، حرف فقط حرف خدا باشد و خدایی شدن ….

ب / شماره 3348/  سه شنبه 2 خرداد 1396/ صفحه  اول و 3/چ2

http://www.birjandtoday.ir/1396/03/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A2/




 
شورا و شهری که چشم به راه توسعه است
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
شورای اسلامی شهر، در آغازی دیگر... این پنجمین دوره ای است که پس از احیای اصل شورا که در قانون اساسی بدان تصریح شده است، با انتخاب مستقیم مردم، شوراهای اسلامی شهر و روستا شکل می گیرد تا عملا امور شهری مردم توسط خودشان تدبیر و هدایت شود .
 نگاه اولیه طراحان این اصول در قانون اساسی هم همین بود؛ واگذاری امور مردم به مردم در فرآیندی مردم سالارانه که به حمد ا... چندین دوره است که شاهد آن هستیم آن هم در زمانه ای که بسیاری از کشور ها ، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس هم ندارند اما جمهوری اسلامی، از همان اوان تشکیل با اعتماد به مردم در پی تحقق سالاری مردم بر سرنوشت خود بود.
 باری، تشکیل شوراها و توجه به نظام شورایی می تواند به هم افزایی تدبیرها و خلاقیت ها و مدیریت ها و گره گشایی های بزرگ، بینجامد که به طور قطع از یک فکر واحد و دست واحد و نفر واحد ساخته نیست. 
لذا این فرصت را قدر باید دانست و از منتخبان مردم باید خواست همه جانبه نگرانه امور را ببینند و عالمانه تدبیر کنند و تخصص را به خط مقدم نیاز سنجی ببرند تا بتوانند و بتوانیم، برای شهر و روستای خود گام های بلند برداریم چه برخلاف پندار بعضی ها که شوراها را ، ساده می انگارند و نظام شورایی را باور ندارند، شوراها می توانند نقش اول را در مدیریت شهری ایفا کنند چه به عنوان پارلمان شهری، وظیفه قانون گذاری و نظارت بر حسن اجرای آن را بر عهده دارند.
تجربه هم ثابت کرده است که هر شهر که شورایی دارای برنامه و هم افزا داشته است گام های پر شماری به سوی موفقیت برداشته است و هر شهر که گرفتار شورایی سیاست زده شده  از آنجا که بوده است نه که به پیش نیامده است بلکه عقب گرد هم داشته است. 
به اعتقاد من شورا یک نهاد مهم است که بسیاری از امور زندگی مردم با تصمیمات آن گره خورده است و همین چند روز پیش در گفت و گو با عزیزی که رابطه اشتغال با شورا را به سخره گرفته بود ، گفتم که شورا در کوچک و بزرگ شدن سفره مردم، نقش حیاتی دارد. 
وقتی که جلوی سرمایه گذار ، سنگ بیندازی او سرمایه اش را برمی دارد و می رود و سرمایه که رفت، پروژه هم بر زمین نمی نشیند تا کاری باشد و اشتغالی، تا کارگر، نانی به سفره برد اما اگر شورا دست گره گشا داشت، سنگ ها را برمی دارد و راه برای نشستن سرمایه در زمین ، هموار می شود و کار ایجاد می شود تا کارگر حقوقی بگیرد و سفره ای بیاراید. 
همین حساب ساده نشان می دهد باید شورا را دانست و با منتخبان مردم به تعامل برخاست تا بستر عمل جوری فراهم شود که همه بتوانیم بیشترین بهره را ببریم و از بهترین رفاه و بالاترین تعالی استفاده کنیم. اینک که شورای پنجم در آغاز راه است باید با آنان همراه شد تا شهر بهتر ساخته شود....
خراسان جنوبی / شماره : 19542 / سه شنبه ۲ خرداد-۱۳۹۶/ صفحه اول و2
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19542&pid=2&type=0
 

 
گویی شهدا هم پای صندوق های رای بودند
ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

دیروز، یک روز بزرگ بود، روز صف هایی که به یاد شهدا، بنیان مرصوص می شدند، برای حفاظت از آرمان های بلند جمهوری اسلامی و شهیدان. 

دیروز، در صفوف فشره رای دهندگان، هرکس به دنبال آشنایی بود من اما به دنبال شهدا می گشتم که نجیب ترین و حبیب ترین آشنایان همه ما هستند. من حضور آنان را حس می کردم هر چند چشمان خاکیم را تاب و توان زیارت خورشید رویشان نبود. آن ها اما بودند و ایران را برای رفتن به فرداهای روشن، حمایت می کردند. 

دیروز از آسمان معرفت می بارید و از زمین غیرت می جوشید. دیروز یوم ا... شد، در سراسر ایران تا مردمان به هر زبان و قومیت یک دل شوند و به بهترین شکل ممکن تابلوی وحدت ملی را نقش کنند. 

دیروز مردم ۲۰ گرفتند و این مهم تر از آن است که چه کسی رای می آورد، مهم تر از این است که کلید اتاق ریاست جمهوری به دست کدام یک از فرزندان ایران می رسد. مهم این است که ایرانیان یک روز مهم را به یک حماسه ملی بدل کردند. 

دیروز روز رستاخیز آگاهی و شعور بود، قیامت معنا و بهار شکوفه  دادن حس ایران خواهی، دیروز حتی درختان، حتی چشمه ها، حتی کبوتران شورونشاط دیگری داشتند، گویا به تحسین مردمی لبخند می زدند که با دستان پروضو سرنوشت فردای خود را رقم می زدند. 

دیروز کرد و ترک و بلوچ، عرب و لر و گیلک و مازنی و فارس و... ایرانی بودن خود را و سرفراز بودن ایران را نجیبانه و پرشکوه با برگ های رای فریاد کردند. دیروز اگر چشمی تاب دیدن داشت، استمرار پرنورتر خورشید عزت ایران را می توانست، دید و بسیار دیدند، این عید را. 

دیروز، خانه دل ها غبارروبی شد و همه آینه سان آمدند تا آدینه را، این روز ناگهان را، این روز ناگهان مبارک را، این روز ناگهان مبارک عید را، با حضور آگاهانه خود جشن بگیرند و چه پرشکوه بود، این جشن و چه عزیز است ایران. 

دیروز، یک نمره۲۰ پای کارنامه ملت نجیب و فهیم ایران نوشته شد و امروز، هر کس که مورد اعتماد مردم قرار گرفت و ردای ریاست جمهوری اسلامی را بر شانه انداخت باید رئیس  همه  جمهور باشد و خدمت گزار همه مردم، باید همه مسئولان دست به دست هم دهند و یاری اش کنند، برای شتاب توسعه همه جانبه در این ملک. 

آقای  رئیس جمهور  یادش باشد، این مردم بزرگ، به هر گرایش و رای و اندیشه، شایسته تقدیر و قدر دیدن و قدر دانستن هستند و او باید در برابر آن ها تعظیم کند و بر مدار شهیدان، کشور را به پیش برد.

دیروز، روز مردم بود، روز نظام، روز رهبر انقلاب، روز امام، روز مجاهدان، روز سنگر ها ... و امروز و فردا و همه فرداها هم باید چنین باشد و برای این رئیس جمهور بیش از همه باید تلاش کند.

حیات / تاریخ انتشار: 30 اردیبهشت 1396 | شناسه مطلب: 134372/چ2

http://hayat.ir/fa/134372


 
← صفحه بعد