جامعه نو - قلم به دست سابق
قاصدهای حسين در اربعين ايران
















اربعين، اين بهانه دوباره خواني عاشورا، امسال در شهرستانهاي مختلف ايران شهادت گونه تراز هميشه قرائت مي شد و قاريان اين شهود عاشقانه سيصد و پنجاه شاهدي بودند كه خود شهادت را به جان نوش كرده بودند و باز آمده بودند تا اين نوش را در كام همشهريان خويش تازه كنند.گزارش خبرنگاران ما از شهرهاي مختلف گواه است كه مردم با شهدا، جور ديگري اربعين را گرامي مي دارند و سندهاي افتخار همراهي با حسين(ع) را بر سر شانه هايي مي كشند كه در برابر هيچ زورمداري خم نشده است. ديروز، بر شانه هاي شهر، در كنار علم و كتلها، پيكرهاي پرشكوهي بود كه پيك حسين بودند در بازخواني هل من ناصر ينصرني شهدا آمده بودند با خبرهايي كه هنوز تازه بود، گويي هركدام پيك حسين(ع) بودند به سوي قوم خويش، آمده بودند تا بگويند حسين(ع)، هنوز آنها را انتظار مي كشد. بگويند، نه عاشورا به پايان رسيده است نه كربلا. گوش اگر مي دادي هركدام از اين پيكرها، چاووش مي خواندند. هركدام از اين تكه استخوانها، عشق حسين(ع) را تا عمق استخوان مردم مي بردند.آنها... شهرها هم كربلايي تر از هميشه بود. پرچمهاي سياه در اهتزاز، علم ها و ...به مثل نشانه هاي قومي بودند كه ايمان به حسين(ع) را شهادت مي دادند.
شهداء آمده بودند، تا مردم را با خود به كربلا ببرند، به ياري حسين(ع) كه صدايش هرگز خاموش نمي شود. به كربلايي كه به اندازه همه تاريخ بزرگ است...

حسين(ع) پيك هاي خود را با قامتي خونين فرستاده بود به سراغ مردمي كه يك عمر «ياليتنا كنا معك» خوانده بودند و پيك ها سراغ همه «زهير بن قين»هاي تاريخ آمده بودند، به هر نام و به هر نشان. فرقي نمي كرد. اسم چيست و نسب كدام است. امام همه ما را به ياري خوانده است. آيا بازهم كوفي وار او را تنها مي گذاريم؟ بازهم شانه خالي مي كنيم اززير بار ابتلا به كربلا؟ آيا شهداء را تنها و با دست خالي به سوي حسين(ع) باز مي گردانيم؟ نه... خدا كند اين بار قاصدهاي پسر فاطمه (س) شرمنده نشوند، خدا كند قاصدهاي پسر پيامبر(ص) را اين بار ما همراهي كنيم.خدا كند فرستاده هاي پسر علي، (ع) اين بار با مردان گردن فراز به ياري حسين(ع) بشتابند و با زناني عفت انديش به غمگساري زينب (س) بروند. خدا كند همه ما برويم...

دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۳ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

معجزه اي به نام حسين


فردا، اربعين عاشوراي حسيني است. چله، چله نشينان عارفي كه در سماعي سرخ در پي امام خويش پر كشيدند و پرده از راز خلقت انسان برداشتند و بدايت و نهايت آدمي را مفسر شدند. آنها با حماسه و شهادت خود روزي را خلق كردند كه هرگز پايان نمي پذيرد و هيچ زميني نمي تواند شانه از زير بار تكليف ابتلا به كربلا خالي كند. حسين و قافله اش، معجزه الهي بودند، اما نه از آن جنس كه پيامبران براي غلبه بر دشمن به تماشا مي گذارند بلكه از جنس حقيقتي كه دلها را به خويش دچار مي كند تا در عرصه «واقعيت» هم عينيت يابد.
معجزه حسين، از جنس اعجازي است كه با وجود «سنخيت» مي توان بدان وقوف يافت. عين «پيراهن يوسف» كه از مصر تا كنعان از مقابل چشم بسيار نابينايان گذشت و چشمشان نگشود اما چشم يعقوب را شفا بخشيد. اصلا حسين، پيراهن يوسف «حقيقت» است كه خداوند براي همه يعقوب هاي آفرينش فرستاده است. حسين و عاشورايش خود معجزه حقند براي اهل حق «در دل هر امتي كز حق مزه است/ روي و آواز پيامبر معجزه است» و روي حسين، بوي حسين معجزه است. چه اعجازي از اين بالاتر كه او و عاشورايش هميشگي است در هميشه زمان .... و بسيارمان در پي فهم اين حقيقت همواره از خود مي پرسيم ما در كجاي عاشورائيم در كدامين صف؟ خيلي هامان كوفيان را ملامت مي كنيم اما همه وجودمان كوفه است. جاي دوري نرويم به خود نگاه كنيم چقدر بني اسرائيل وار پيامبر عقل و حسين عشقمان را هر روز سر مي بريم؟ هر گناهي كه مي كنيم، هر دروغي كه مي گوئيم، هر قصوري كه مي كنيم، هر بي عدالتي كه روا مي داريم، هر ناصوابي را كه صواب جا مي زنيم، هر خطايي كه مي كنيم، سپاه كوفه را فربه مي كنيم. به هر كلام ناحق تيري به قلب حسين مي اندازيم و واي، واي، واي كه چقدر قلب هامان كوفه است.
واي... واي... واي كه چقدرحسين ايمانمان را مي كشيم... واي... واي... واي... كربلا، جاي دوري نيست، درون ماست. با خود صادق باشيم، ما در كدامين صف ايستاده ايم؟ چقدر در جانمان صداي خطبه خواني سجاد و زينب و ام كلثوم، طنين انداز است؟ چقدر؟... مي گويند تاريخ در كليت خويش تكرار مي شود اما در جزئيت شايد تكرار نشود. كليت عاشورا و كربلا و حسين، آنقدر تكرار شده است كه هيچ كس نمي تواند بدان شهادت ندهد. شايد در نينوا نباشد اما در ناي جان ما كه هست. واي كه در عاشوراي جان چه مي كنيم... بياييم صادقانه، حسين را ياري كنيم، باور كنيد هيچ وقت براي اين مهم دير نيست. نفسمان را لباس «حر» بپوشانيم، همين امروز و به سپاه حسين بپيونديم. فهرست عاشورا هنوز باز است، اين جاي هفتاد و سومين نفر به اندازه همه آدم ها گسترده است. بياييم و در «باطن» حسيني شويم تا «ظاهر»مان هم حسيني شود. حقيقت را باور كنيم تا واقعيت هاي باورمان هم حقيقي شود. حقيقي در پي حقيقتي به نام حسين ...

یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۳ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

30 كشته و يك سوال از مدعي العموم

بترسيد از مردمي كه براي شكايت، جز نيمه هاي شب و شكوائيه اي جز ناله و محكمه اي جز عدالتكده منتقم قهار نمي شناسند. بترسيد! اين را به همه مسئولان و دست اندركاراني مي گويم كه به قصور و تقصير در حادثه مرگبار «اتوبوس مرگ» دست داشته اند.
بترسيد كه اگر امروز به هر حيلتي از محكمه و محاكمه بگريزيد، از آن محكمه هرگز گريزي نخواهيد داشت.
نمي توانيد امور را اداره كنيد، بگذاريد و برويد آقايان! برويد به دنبال كاري كه مي توانيد. «جان» چنين ارزان نيست كه چنين مفت هدر مي شود.
هركس انساني را بكشد انگار همه انسانيت را كشته است. اين روح فرهنگ ديني است.
حالا لازم نيست قمه برداريد و شقه شقه كنيد. در فرآيند قصور و تقصير هم مرگ شكل مي گيرد و قتل. و حالا 30 جان پاك هدر شده است و 30 طايفه عزادار و چندين خانواده بي فرزند، بي سرپرست، بي تكيه گاه. آيا كسي براي عوارض تلخ و هولناك پيامد اين قبيل حوادث فكري كرده است؟ كودكان به جامانده از قربانيان چه فردايي خواهند داشت؟ كسي پاسخ بدهد! سال پاسخگويي است حضرات! شانه خالي نكنيد!
خسارت مالي صرف اين ماجرا را كه نگاه كنيم بيش از يك ميليارد تومان مي شود!
آيا نمي شد و نمي شود همين هزينه ها را صرف بهينه سازي، تعريض وبهسازي جاده كرد؟ آيا حتما بايد ديه كشته ها را داد. نوشدارويي كه هيچ سهرابي را جان نمي بخشد! اين درست كه عامل انساني در شكل گيري حادثه نقش اساسي دارد. اما آيا جاده، بي تقصير است؟ وزارت فخيمه راه و جناب خرم چگونه؟ ديگر مسئولان امر چطور؟ مسخره است آقايان در دعواهاي سياسي به فكر به «صفر» رساندن مخالفان خود هستند از همه جناح ها، آن وقت هيچ كس براي كاهش جنايت جاده فكري نمي كند! در كشور ديگري اگر اين حادثه ها روي مي داد باور كنيد خيلي از بلند پايگان استعفا مي كردند و حتي مثل ژاپني ها خود را مي كشتند، اما اينجا، كسي زحمت يك عرض تسليت و عذرخواهي هم به خود نمي دهد. ظريفي مي گفت در آن كشورها، افراد بر اساس شايستگي انتخاب مي شوند. وقتي مي بينند نتوانسته اند آنگونه كه بايد حوزه مسئوليت خويش را مديريت كنند، استعفا مي دهند، اما اينجا... بگذريم.
از جاده هايي كه تردد در آن 10 بار خطرناكتر از جبهه جنگ است چه انتظار؟
خراسان هم نياز به تقسيم ندارد؟ بيشترين بودجه، بهترين مديريت، بهترين جاده، و... همه بهترين ها جمع است، چه نيازي به تقسيم كه بودجه را افزايش دهد و چه حاجت به تقسيم مديريت ها؟ حالا ختم سوم قربانيان هم بايد برگزار شود.
داغ هستند روزنامه ها و يك چيزي مي نويسند... سرد مي شوند، مثل هر داغ ديگري و همه چيز فراموش مي شود. بي خيال حوزه هاي كاري، بي خيال مديريت و جاده و... سياست را بچبيم كه در دعوا شكست نخوريم...
يك نكته! آيا نمي شود روي همين حادثه، در محكمه پرونده اي گشود و متوليان جاده را در خور سهم شان در تصادف مجازات نمود؟ سال پرسشگري است، ببخشيد اگر جسارت مي كنم؛ همين امروز چه مي شود دادگستري و دادستان در همين حادثه اعلام جرم كنند و با مقصران برابر مقررات رفتار نمايند؟
باور كنيد جان آدم ها، بي ارزشتر از گفته فلان كس نيست كه فورا عليه او اعلام جرم مي كنند.
اينجا هم مدعي العموم مي تواند وارد ماجرا شود! سواي مدعيان خصوصي و از آنجا كه بهداشت رواني جامعه صدمه ديده اذهان عمومي مشوش شده و احساس ناامني گسترده گرديده بيايد و پيگير ماجرا شود. رهبر انقلاب همه دستگاهها را به پاسخگويي خوانده اند. پاسخ بدهد كسي!...

چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۳ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

هزينه پرسشگري را كاهش دهيد!


 

یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۳ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

هزينه پرسشگري را كاهش دهيد!


پاسخگو كردن ساكنان ساختمان قدرت و مسند و مصدرنشينان امور حكومتي از آرزوهايي است كه اگر برآورده شود، جامعه چند گام اساسي به پيش برخواهد داشت. توسعه پرسشگري و مداوم سازي و همه گير نمودن آن مي تواند فرآيند نظارت ملي را رسميت بخشد و جايگاه مردم وحاكمان را بازتعريف نمايد. در انديشه اسلامي، حكومت و قدرت تحفه نيست تاحكومت گران راخوشايند باشد و آنان را درمسير دل خواسته هاي خود رفيق گردد. بلكه آنان را «مسئول» مي داند به معناي گسترده كلمه! حق پرسش هم با همه مردم است كه حكومت را شكل بخشيده و حكومت گران را برگمارده اند. مردم ولي نعمت هستند، اين را بارها و بارها بنيانگذار جمهوري اسلامي مورد تاكيد قرار دادند. فلسفه حكومت هم جز خدمت رساني هدفمند به مردم و تمشيت معاش و معاد و امورشان نيست. درباور اسلامي، كسي نمي تواند بر اسب قدرت بنشيند و مردم را مات شده كيش شخصيت خود بداند. نمي تواند دور خود را ديوار بكشد و خود را از نگاه منتقدان بدور دارد. دنياي سياست هم براي اهالي خويش خانه هايي شيشه اي تدارك ديده است كه اهلش نمي توانند خود را از مقابل چشم ها كنار بكشند. مردم مي بينند و مي پرسند، حتي اگر صدايشان را كسي نشنود و پاسخ نگويد. آنها خود پاسخ پرسش هاي خود را به خوبي مي دانند! حكومت ها براي پيرايش خود و برداشتن گام هاي حياتي محتاج نگاه، نقد و انتقاد منصفانه و صادقانه و عالمانه هستند. هركس خود را از نعمت نقد محروم كند «آشفته موئي» را مانند خواهد شد كه با آينه ميانه اي ندارد و بي خبر پاي به كوچه ها مي گذارد و از مقابل نگاه تمسخرآميز مردمان مي گذرد. رهبر معظم انقلاب هم راهبرد ويژه امسال نظام را «پاسخگويي مسئولان به مردم» تعيين كرده اند و به تاكيد خواسته اند «قواي سه گانه و همه دستگاههاي مهم و تاثيرگذار بايد بدون استثناء خود را مشمول قاعده كلي نقد منصفانه، اصلاح و پاسخگويي بدانند». براي عملياتي كردن اين راهبرد به نظر مي رسد بايد هزينه سوال نقد وانتقاد را چنان پايين آورد كه كسي از ترس پرداخت آن زبان در كام نكشد بماند، كه به انتقاد قامت افرازد و زبان بگشايد. خوب است رهبر انقلاب را در اين مسير همه همراه باشند و باشيم و مخصوصا نهادهايي كه به نوعي منصوب و منسوب رهبري هستند براي آغاز فرآيند خود انتقادي و خود به نقد گذاشتن شايسته ترند. البته، همه قوا نيز بايد به وعده هاي داده شده خويش در آغاز راه بنگرند و بگويند چقدر عمل كرده اند و راه نرفته چقدر است و چرا. كدام مشكل و مانع آنها را از رسيدن به هدف وعده داده شده بازداشته است؟ تا جايي كه نگارنده به ياد دارد هر سه قوه با شعار محوري اصلاحات آمدند وحالا كه هرسه نسبتا در پايان دوره كاري خويش هستند به مردم گزارش دهند چه كرده اند. وعده هاي اصلاحات سيدمحمد خاتمي چه ره آوري داشته است؟ پس از برگماري سيدمحمودهاشمي شاهرودي در قوه اي كه خود «ويرانه»اش خواند چه عمران و آباداني صورت گرفته است؟
مهدي كروبي و دويست و هشتاد ونه نماينده مجلس ششم براي پرسش «چه كرده ايد؟» چه پاسخي دارند؟ رهبر و مردم منتظر پاسخگويي صريح و شفاف همه هستند... شايد بد نباشد اين نكته را پيشنهاد كنيم كه نهادها، سازمان ها و.... خود را به نقد بگذارند و به بهترين نقد هم جايزه اي در خور بدهند. آن نهاد و سازماني و... هم كه در اين راه قدم اول را برداشت مورد تقدير قرار گيرد.........

یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۳ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
gholamreza baniasadi


تماس با ما

مطالب پیشین
صفحه نخست
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت