چهارشنبه سوري نه يک «سنت ديني» است نه يک «گردهمآيي سياسي». بلکه يک آئين ديرپاي اجتماعي است که در ذهن ايراني جايگاه خود را دارد. لذا، نگاه ديني و سياسي بدان کردن «اشتباه محض» است و فقط بايد به ديد اجتماعي بدان نگريست که اگر از آسيبهايي که درآن راه يافته است، پيراسته گردد، ظرفيت بهرهدهي مثبت را هم خواهد داشت و باز بدون اينکه نگاهي مذهبي يا سياسي بدان داشته باشيم خواهد توانست، همگرايي مردم را پيامد داشته باشد و حتي درخدمت ارزشهاي اجتماعي و سياسي هم درآيد و از حالت «بحراني» که در برخي نگاهها به خود گرفته است به درآيد و به « فرصت» تبديل شود. فرصتي براي همگرايي آحاد مردم بر منافع ملي. اين هم شدني است منتهي اگر لااقل يک سوم وقت، هزينه و انرژي که صرف «مقابله» با آن ميشود صرف «مديريت» آن گردد. « گردآب» و گردباد را نميشود از بين برد اما ميشود با « مديريت» صحيح از آن بهره صحيح گرفت. ماخود نيز آموختهايم با «مهار سيلاب» و انباشت آن پشت « سدها»، هم جلوي تخريب سيل را بگيريم وهم امکان آسايش و راحتي مردم را از طريق توليد انرژي برق و.. فراهم آوريم. پديدههاي اجتماعي هم اگر درست نگريسته شود ميتواند از تهديد به فرصت تبديل شود. اما نگاه غيرمنطقي يا اشتباه ديدن، بهترين «فرصتها» را هم به « تهديد» تبديل ميکند. ما در ساحتهاي گوناگون ميتوانيم شاهد اين تبديلها باشيم.
به هرحال مجبور با «چهارشنبهسوري»، بدون اينکه بخواهيم ميزان حقانيت آن را به سنگ محک بکشيم. به عنوان يک «واقعيت اجتماعي» تعامل کنيم اما آسيبهاي اين مراسم را جز با اعمال قانون، نميتوان از « بيراهه» به «راه» آورد. «تخليه هيجان» منفي نيست اما اگر اين فرآيند درمسير به ارتکاب «جرم» منتهي شود، « منفي» تلقي ميشود. انفجار نارنجکها و ترقهها را آنجا که آرامش و آسايش مردم را برهم ميزند جز با شلاق قانون نميتوان پاسخ گفت، در اين ترديدي نيست. اما به نظر ما قواي کنترلکننده موثرتري از قانون هم داريم و آن نهاد خانواده و اخلاقيات اجتماعي است که اجازه خطا رااز فرد ميگيرد. آنگونه که حتي نياز به حضور « پليس» در صحنه هم پيدا نميشود. پس بايد راههاي تخليه صحيح هيجان را در جامعه پيدا کرد و به آسيبشناسي وآفتزدايي از آن پرداخت و سپس از «نهاد خانواده» و عنصر «اخلاق» در روانسازي و بهسازي اين تخليه هيجان بهره برد و باتدبير، انجام جرم رابه حداقل رساند و درآن حداقلها هم قانون و مامورانش را حمايت کرد تا « درمانگرانه» به آن بپردازند. با «تعامل ايجابي» هم ميشود از پديدههاي ناپسند جلوگيري کرد که با « برخورد سلبي» ممکن نيست. ناديده گرفتن ظرفيتهاي مثبت چهارشنبهسوري به عنوان يک آيين اجتماعي که ميتواند مردم را گردهم آورد، همانگونه نارواست که ناديده گرفتن آفتهاي اين سنت. پس منطقي ديدن، بهترين شکل ديدن و « بسط» دادن «حوزه ديد» است، چنانکه منطقي رفتارکردن هم، امور رابه بهترين وجه « تمشيت» ميکند. يادآوري اين نکته هم خالي از لطف نيست که ايرانيان هم محرم را هم صفر را به ياد سيد و سالار شهيدان تعزيت دارند و چهارشنبهسوري هم در ماه صفر قرار دارد. پس با رفتار خود احترام به کربلا و شهدايش، را نشان دهيم. (ص-اجتماعی) |