| ماجراي وزير جهاد کشاورزي و «خراسان» |
من اشتباه کردم با روزنامه خراسان مصاحبه کردم، ديگر پاسخ شما را نميدهم اين جملهاي است که «اسکندري» وزير جهاد کشاورزي درميان مصاحبه با «نوري»، خبرنگار ما در بردسکن بر زبان ميآورد تا ديگر پرسشهاي او را بيجواب بگذارد. نميدانم دلخوري آقاي وزير از «خراسان» براي چيست؟ شايد ماجرا به درج خبري بر ميگردد که با تيتر «حوزه انتخابيه شما را از برنامه سفرهايم حذف ميکنم» که در تاريخ يکشنبه 2 بهمن 84 با روتيتر واکنش وزير جهاد کشاورزي به سوال نمايندگان مجلس در صفحه 10 روزنامه چاپ شد و واکنش مجلسيان را تا آنجايي برانگيخت که آقاي حداد عادل در مقام رئيس مجلس نمايندگان را به آرامش فرا خواند و سرانجام آقاي اسکندري هم در «نامهاي» پوزش خواهانه به مجلسيان گفت که آن جمله را بر سبيل مطايبه بر زبان آورده است و... |
|
سهشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ضرورت نوشوندگي ايمان |
بزرگترين معجزه پيامبر اکرم، پس از قرآن، شخص«محمد» بود و چه اعجازي بالاتراز سخن گفتن از«حق» در هنگامهاي که اندازه«گليمها» را«زر و زور و تزوير» تعيين ميکند؟ «معجزه محمد» اين بود که آمد و اين«نظم باطل» را بر هم زد تا«نظم حق» بر مدار حقيقت و حقانيت شکل گيرد، براي من، نه«شقالقمر» لازم است نه «شفاي کور» و «جان بخشيدن به مرده» و عصاي موسي، من «ايمان خود» را مديون مردي هستم که درهنگامه «مرگ» از«زندگي» ميگفت و اعجاز او احقاق«حق انساني زنان بود»، در زماني که«گودال»، سرنوشت آنها را درخويش به پايان ميبرد. |
|
یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دست نوشته يک زنداني |
«کلمه گره زديم» اين تيتر اولين يادداشتي بود که به اين قلم در 14 فروردين در صفحه ايران درج شد. پس از آن بزرگواراني از سر لطف سخناني بر زبان آوردند که شايسته آنها و اهل قلم دردمند اين ديار است. دراين ميان نامهاي غريبانه از گوشه يک زندان به دستم رسيد که دريغم آمد، شما آن را نخوانيد او خطاب به نگارنده عطف به آن يادداشت نوشته بود آقاي بنياسدي، نوشته بوديد اهل قلم خواهند کوشيد، پرتلاشتر از گذشته براي اطلاعرساني صادقانه از جايجاي ايران عزيز بنويسند. حال سوءالم به عنوان يک زنداني در زندان... اين است که مگر اينجا ايران نيست چرا به اينجا نميآييد. تا دستمال، دستمال درد پيشکش کنيم راستي چرا نميآييد؟ |
|
چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| صيد و صياد |
|
|
سهشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دشمن خويشتن شدهايم |
|
|
دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| يک روز سخت |
* درکنار اتوبوسراني و تاکسيراني، مسئولان همت کنند و يک سازماني به نام قايقراني هم در مشهد تشکيل بدهند، اين را سال قبل هم پيشنهاد داده بوديم، |
|
یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| به پيامبر(ص) ايمان بياوريم |
امسال از سوي راهبر فرزانه انقلاب به نام «سال پيامبر اعظم(ص) نامبردار شده است و من در فهم وجه تسميه آن به دنبال يافتن دريچههاي تازهام. باورم اين است که اين نامگذاري بايد ما را به بازفهمي مکتب پيامبر در ساحتهاي گوناگون و حوزههاي متفاوت از فردي گرفته تا اجتماعي و تا ساخت حاکميت، بالغ گرداند. |
|
شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
در فصل آغازين امامت حضرت مهدی حال و هواي جمکرانيام آرزوست |
|
شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| شرح يک حس قشنگ |
حال و هواي خوشي داشت جوان. ميگفت وقتي ميخواستيم از خراسان جنوبي به سمت جمکران حرکت کنيم، شور و حالي داشتيم با چند جوان همرکاب، نيتهايي ميکرديم و ميخواستيم نتيجهاش را به چشم ببينيم. |
|
شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| پليس در جاده |
|
|
چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| آينه تماشا پيرمرد و عصا |
ا |
|
چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کلمه گره زديم |
* يکم: ديروز، همه رفته بودند به دامان طبيعت تا به گره زدن سبزه، دست افشانند و درميان سبزهها و گلها، خود را براي آغاز سالي ديگر آماده کنند، ما، اما، ديروز کلمه گره زديم، خبر نوشتيم. مطلب تحرير کرديم واگر نشد به دامان طبيعت برويم، دست به دامن کلمات شديم تا طبيعت را به جان خويش دعوت کنيم. شايد، سبزي کلمات، مارانيز سبز کند. |
|
دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| پياده ميآمد مرد با يک پا |
|
|
دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| پاسخ به يك پرسش عاشورايي |
(27/12/84) |
|
دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| فهم حسيني درنوروز ايراني |
(28/12/84) |
|
دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| خوش آمدید |
|
تماس با ما |
| RSS Feed |
| اخبار هک و امنیت |
جمعيت روستا، روز به روز پيرتر ميشود و خشکسالي سال به سال جوانتر، حالا در روستا، قناتها يکي پس از ديگري ميخشکند و درختها نيز يکان از پي يکان ميميرند و از اين جمعيت پير چه ساخته است؟






