هنر ایمان صنعت دست
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: هنر ،صانع ،سرباز


تاریخ انتشار 21/03/87 شماره سریال 17002

یکی از ساده ترین و درعین حال عمیق ترین پاسخ ها درباره چرایی وجود خداوند را یک صنعت گر هنرهای دستی داد که پیشتر در کتاب ها می خواندیم، وقتی پیامبراکرم(ص) از پیرزنی که به کار ریسیدن نخ بود پرسید از کجا به وجود خدا پی می بریم، پاسخ داد وقتی من این چرخ به این کوچکی را نچرخانم، از حرکت باز می ایستد، پس چگونه این جهان بزرگ بدون خدا می تواند چرخید؟
می گویند پیامبر حکیم اسلام (ص) این استدلال ساده اما ظریف را پسندیدند و یاران را هم اشارت فرمودند که خدای را آن گونه که پیرزن می شناسد، بشناسند.
آری دست هایی که به کار صنعت است، اندیشه را هم با حضرت صانع پیوندی عمیق تر می بخشد و آنان را در ساحت فرهنگ دینی و ملی هم در قامت یک سرباز، قامت برکشیده و هوشیار فرادید می  گذارد، لذا باید برای توسعه شناخت و افزونی معرفت نسبت به خلقت و نظام آفرینش و نیز برای مهندسی هویت ملی و میراث گرانسنگ تاریخی یک ملت، به صنایع دستی و هنرمندان این ساحت توجهی ویژه داشت.
باید آنان را نه به عنوان کارگر صرف دید هرچند کارگری عبادت است و هنگامی که برای تمشیت معاش است و با معرفت همراه، به عبودیت هم می رسد و به کمال هم می رساند انسان را؛ اما کار در صنایع دستی، تجلی صفت و نام صانع بودن خداوند در رفتار انسانی هم هست و اگر ارزش هر انسان را به میزان تجلی صفات خداوندی در رفتارش بدانیم، صنعت گری که هنر ذهنی اش را به دستانش می دهد تا سنگ را بتراشد، چوب را جلا دهد، آینه ها را بی غبار کند و ... همه چیز را به زیباترین شکل درمی آورد، ارزش مضاعف دارد، چه خداوند بزرگ، زیباست و زیبایی را دوست دارد و صنعت گر در حوزه صنایع دستی، دستی و دلی و اندیشه ای به کار زیبایی هم دارد. او می کوشد تا آنچه خدا خلق فرموده است را به زیباترین شکل فرادید بندگان خدا قرار دهد تا زیبا ببینند و چشمی که زیبا ببیند و به زیبابینی عادت کند، پندار را و دل را هم به زیبایی عادت خواهد داد؛ چه خوش گفته است باباطاهر که «هرآنچه دیده بیند، دل کند یاد» و زمانی که انسان زیبایی ها را ببیند، دل یادش می کند و در ذهن نقش می بندد و انسان را برای نقش زیبایی در زندگی به تلاش وا می دارد.
نگاه من به صنایع دستی نه یک صنعت پول ساز یا اشتغال صرف و یا بهانه ای برای تشکیل یک سازمان بلکه نگاه به تجلیات اسماء حسنی و شئون خداوندی در رفتار انسانی است و این می طلبد با تکریم دیده شود و برای بسط آن نیز اندیشه ها به کار برده شود و دست ها برای اجرای برنامه ها تلاش کنند تا صنایع دستی به جای بایسته خویش برسد، جایی که هر اثرش، خدا را به یادها آورد و هویت انسانی، اسلامی و ایرانی ما را زلال تر از همیشه به ما نشان دهد ... باشد که با رفع مشکلات از سرراه این هنر، همه ما انسان ها اگر نه دستان لااقل ذهن و نگاه و باوری هنرمندانه داشته باشیم.(ص-٩)