گوشواره های خون
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

با دزد جماعت که نمی شود صحبت کرد که اگر صحبت ها کارساز می شد، او الان دزد نبود. چه برای صحبت های کلیدی که دروازه ها را به سوی روشنی باز می کند، جناب دزد گوش شنوایی ندارد! او دست ناپاکی دارد که پندارهای ذهن ناپاکش را به ناپاک ترین وجه اجرا می کند. به او نمی شود چیزی گفت ، حرفی زد، صحبتی کرد، او به فرزندی شیطان رفته است و از دیگر سو نمی شود برای هرفرد یک مامور مراقب گذاشت که حتی اگر می شد باز درست نبود چه تلاش ما باید ارتقای سطح فرهنگ و تبدیل جامعه به خانواده فرهنگی باشد. پس فقط می ماند یک راه و یک صدا و آن هم این که مادر عزیز و پدر گرامی لطفا برای حفظ امنیت و سلامت دخترکان خردسال خود، از آویختن طلا به سرودستشان پرهیز کنید. به خصوص که کودکان بدون اطلاع والدین تا در خانه می روند و آن جا هم گاه شکار دزدان می شوند و هم طلا می بازند و گاه زیبایی گوش خود را هم با طلا از دست می دهند و در کنار این، زخمی دردناک بر روحشان می خورد و در ذهنشان کابوسی شکل می گیرد که شاید هیچ گاه آن ها را رها نکند، پس لطفا شما رها کنید این چشم و هم چشمی  را. رها کنید این خودنمایی را. حتی اگر خود بچه به گریه از شما طلا می خواهد، باز هم حرفش را نپذیرید، چه قدیمی ها می گفتند «بچه بگرید بهتر است که مادر و پدر بچه» چه گریه کودکانه را با یک بستنی می شود فرو نشاند و همچنان که دلیل گریه اش آسان است، خاموش کردنش هم آسان است اما مادر و پدر و به خصوص پدر همانطورکه دیر به گریه می افتند، از گریه افتادن چشمانشان هم دشوار است پس مراقب باشید و مراقب باشیم. به خصوص که خبرها از سرقت طلاهای خردسالان دارد افزون تر می شود یا لااقل اخبارش بیشتر به دست ما می رسد، از جمله همین باندی که تاکنون طلاهای ۶٠دختر خردسال را ربوده اند یا خبرهایی که پیشتر خوانده ایم که گاه به خاطر ربودن گوشواره، گوش دخترکان معصوم را هم می درند و برای همیشه آرامش ذهنی او و خانواده اش را بر می آشوبند. پس جدی بگیرید این هشدار را که دخترک خردسال را با طلا نباید به کوچه هایی فرستاد که دزدهایش بلایند و به خردسالان هم رحم نمی کنند بلکه آنان را طعمه هایی آسان می شمارند که به راحتی می شود طلایشان را ربود حالا یک بار با یک شکلات و پفک و یک بار هم با وعده بستنی و یک بار آرام ویک بار با خشونت و دریدن گوش و زخم زدن ... پس خانواده ها باید مراقبت افزون کنند تا امنیت و آرامش افزون شود. نگویید پس نقش امنیت سازان و امنیت بانان کجاست. آن ها هم نقش خود را دارند اما قبل از وقوع جرم که نمی شود کسی را به عنوان مجرم دستگیر کرد. نقش آن ها زمانی آغاز می شود که جرم و حادثه اتفاق افتاده باشد و آن ها از آن پس به شکار مجرم می پردازند اما مگر دستگیری مجرم، زخم جرم را التیام می بخشد؟ مگر آن لحظه ها از ذهن کودک پاک می شود؟ مگر... بله پلیس باید سارق را بگیرد که معمولا می گیرد اما بعد از آن که سرقت انجام شود، حال آن که مراقبت ما جلوی انجام سرقت را می گیرد. پس مراقب باشیم..(ص-۱۳--۶/۴/۸۷)