بهشت را دوست داریم یا نه؟!
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: حافظ ،حسگر ،دختر ،مرز

به گمانم، حضرت حافظ در این بیت که می گوید« عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشتدر پی بازگویی این نیست که نسبت به خیر و شری که اطراف ما اتفاق می افتد، بی توجه باشیم.حافظ چون «زاهد مدعی» را «مدعی زهد» می داند، به طعنه اش می نوازد والا بخواهیم یا نخواهیم گناه دگران بر ما می نویسند حتی اگر خود از گناه دامن پاک داشته باشیم چنان که وقتی آتش شعله می کشد، هیچ ممیزی در کار نیست. خوب و بد را با هم می سوزاند چنان که خشک و تر را نیز هم؛ چه ما یکان، یکان در کنار هم بسان جزایر جدا از هم زندگی نمی کنیم تا کنش ما بی واکنش بماند و به خود ما مربوط بشود بلکه ما، در کنار هم یک جامعه را تشکیل می دهیم و در جامعه که زنجیروار به هم وصل است ، کنش یا واکنش هر حلقه به دیگر حلقه های زنجیر مربوط است و نمی توان گفت هرکس می تواند ساز خود را بنوازد چه جامعه دارای یک هارمونی خاص است و نظم ویژه و همگرایی همگانی را می طلبد.

پس فقط یک راه می ماند برای کسی که می خواهد به کسی کاری نداشته باشد و دیگران هم به او کاری نداشته باشند و آن این که بار خویش بردارد و خانه جایی بنا کند که شانه به شانه خانه کسی نباشد و پشت به پشت خانه کسی هم ندهد و الا در جامعه کردار هرکس به دیگران هم مربوط می شود لذا باید همگان نسبت به آنچه روی می دهد حساس باشند.این حساسیت می تواند در کاهش رفتارهای مجرمانه و پرخطر، فراگیرترین و اثرگذارترین نقش را ایفا کند و در توسعه، تعمیق و گسترش رفتار سالم و آرامش اجتماعی نیز جایگاه اول را داشته باشد.

این حساسیت تا بدانجا کارساز است که اسلام سلامت جامعه را رهین حساسیت و مسئولیت می داند که در قالب امر به معروف و نهی از منکر انجام می پذیرد و با امر به معروف و نهی از منکر آگاهانه و نقش آفرینی همگانی است که جامعه زنده و کشور پالایش شده از بدی ها و سرشار از زیبایی ها می شود و مجرمان عرصه را چنان بر خود تنگ می بینند که به حاشیه رانده و یا اصلاح شده وارد جامعه می شوند و صد البته این حساسیت نباید تنها در تار موی دختری و آستین کوتاه پسری خلاصه شود بلکه باید همه منکرها و اقدامات مجرمانه را دربرگیرد تا هیچ کسی در هیچ جا به خود اجازه هیچ نوع جرمی ندهد بلکه هرگاه شروع به اقدام مجرمانه کرد یک جامعه را در برابر خود ببیند که اگر چنین شود نه شاهد اختلاس فلان و نه شاهد سرقت فلان خواهیم بود نه خبر از جنایت خواهیم خواند و نه کسی جز به حرمت و کرامت به زن و مرد و دختر و پسر خواهد نگریست.

اگر جامعه حساس باشد ، مرزهای عقیدتی، اخلاقی، معنوی و فرهنگی، چونان مرزهای جغرافیایی مشخص، محکم و دست نیافتنی خواهد شد.اگر حساسیت باشد، حسگرها، قبل از وقوع جرم، آن را کشف خواهند کرد وآن وقت زندگی در چنین جامعه ای گوشه ای از بهشت را به یاد خواهد آورد. آیا نمی خواهیم بهشتی باشیم.(ص-١٣)