پدرانی که از جان مایه می گذارند
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

از هر بچه ای که بپرسید، قوی ترین، مهربان ترین بزرگ ترین و صاحب همه ترین های خوب دنیا کیست پدر را نشان می دهد و پدر در ذهن آنان از همه قوی تر کاراتر، زیباتر است چنان که می خواهند وقتی بزرگ شوند چون او بشوند و پدر گاه بدون آن که بداند برای فرزندانش نقش مدل را دارد، خب اگر این مدل بداند جایگاه خود را و شرایط را هم بفهمد و بتواند «ترین های» خوب را در خویش به کمال برساند، فرزندی که براساس این مدل پرورش پیدا می کند هم خوب پرورش خواهد یافت اما اگر به هر دلیل پدر، راه را به بیراهه گره زند، فرزندانش هم در همان بیراهه پا خواهند گذاشت و در «ترین های بد» گوی سبقت را از او خواهند ربود. لذاست که در خانه ای که پدر اهل جرم است، پسر از او پیشی می گیرد و در جایی که پدر اهل صلاح است، خانواده هم بر مدار صلاح و سلامت می گردد و کم است که در مزبله، گلی بروید و یا در گلستان خاری قد بکشد. به هر روی، هر بذری که کاشت شود، به گاه «برداشت» همان محصول را خواهد داد. پس توجه باید داشت به نقش تربیتی پدر که به جد در پیش گیری از جرم موثر است و از دیگر سو، فرزندان نیز باید بدانند، آن  که آنان را بیش از همه دوست دارد، بهترین دوست آنان هم است و پدر در این وادی اولین است فرزندان هم باید با دریافت این واقعیت در رهیافت به حقیقت رهنمود پدر را غنیمت شمارند و نشود، چنان که سرنوشت جوان خانواده  کش دوباره تکرار شود. ماجرایی که در همین صفحه می خوانید و من خود، سال های پیش با تیتر«رفاقت های کثیف» درباره این ماجرا نوشتم و اکنون هم در آستانه روز پدر می گویم اگر این جوان و جوانان دیگر می دانستند که آن چه آنان در آینه نمی توانند دید، پدرشان در خشت خام می بیند و اگر درک کنند که پدر جز خیر و صلاح آنان را نمی خواهد، دست به این جنایت ها نمی زدند. به راستی اگر مشق زندگی پدرهای خوب سرمشق باشد، کسی کارنامه اعمال به گناه سیاه نخواهد کرد و باز ...بگذریم، پدر قوی ترین و اثرگذارترین است در وادی کاهش جرم و محدودسازی نازیبایی ها در زندگی فرزندان که گاه طبیبانه درمان فرزند را پر درد هم آغاز می کند و در همین صفحه بارها خبرهایی خوانده ایم از پدرانی که وقتی از اصلاح فرزند ناامید شده اند برای این که شر وجود فرزند شرور به جامعه نرسد، آنان را تحویل قانون داده اند. در همین صفحه از پدرانی گفته ایم که برای اصلاح رفتار فرزندان، از جان خویش دست شسته اند و گاه تیغ ناجوانمردی فرزند ناخلف را به جان پذیرفته اند تا نگذارند او راه به جهنم برد اما دریغ که بسیاری قدر گوهر پدر نمی دانند و بر سر هوس، روی جنایتکاران را سفید می کنند. بگذریم، پدر را قدر باید دانست، دوستی اش را، مهربانی اش را، راهنمایی اش را ارج باید نهاد.(ص-١٣--٢۵/۴/٨٧)