قتل های عنکبوتی و یک نگاه تازه
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: طعمه ،جنایت ،قاتل ،خانم


بعضی وقت ها خانم هایی که طعمه می شوند و قربانی، خودشان مقصرند. خودشان سرصحبت را باز می کنند یا به صحبت راننده جواب می دهند، خودشان با او به خانه و خارج از شهر می روند. خودشان ... این ها صحبت های یک شهروند بود که پس از درج یادداشت «باز هم قتل های عنکبوتی» که روز دوشنبه هفته گذشته با محوریت قتل های عنکبوتی درکرج تحریر شده بود، با نگارنده درمیان گذاشت و تاکید داشت همین خنده های سبک سرانه، همین صحبت های ادامه دار، همین زود صمیمی شدن ها و ... است که مقدمات یک جنایت را فراهم می کند. او می گفت حاضر است موارد متعددی گواه بیاورد برای حرف هایش که سبک سری ها گاه به سردادن زیرآب و دشنه منتهی شده است روح گفته هایش این بود که در شکل گیری جنایت هایی از نوع قتل های عنکبوتی، گاه یک نگاه، یک کلمه، کلید فاجعه می شود و ... تا حدودی درست می گفت. گاه یک کلمه، کبریت می شود برای خرمن زندگی و می سوزاند همه چیز و همه کس را پس به کوچکی کبریت نباید نگریست بلکه بزرگی حادثه ای که خلق می کند را باید در نظر داشت و در کنار بررسی نقش قاتل که جنایت بار و ضدانسانی است سویه دیگر ماجرا را که گاه غفلت قربانیان است، باید درنظر آورد.

یادمان باشد ما در آموزه های دینی توصیه شده ایم که مراقب نگاه هایمان باشیم و مواظبت کنیم که نگاه آلوده، تیری از تیرهای شیطان است به گاهی که برای شکار انسان می آید پس مراقب نگاهمان باشیم و مراقب زبانمان نیز هم و هوشیار باشیم تا شکار شیطان و شیطانک هایی که به بوی خون و جنایت عادت می کنند نشویم و به خصوص بانوان این ناموس های عزتمند ایران مراقب باشند که شیطان، گرگ هایش را هار، رها می کند تا عنکبوت وار به شکار پردازند، پس هوشیاری مضاعف کنید.

و مباد که باز بانگ بر شهر خورد که جنایت های زنجیره ای جدید شکل گرفته است. مباد که بازخودرویی، تابوت آرزوها و عفت وحیات یک زن ایرانی شود. مباد که زن ایرانی، به خانه ای پای بگذارد که هوایش به نفس شیطان آلوده است. مباد که ...

من هیچ گاه اعتقاد ندارم که نقش زنان بیشتر از مردان باشد در جرم اما به این اعتقاد دارم که در برخی گناهان، همراهی زن نیمه دیگر شکل دهنده جرم است. بگذریم که گاه گرگ ها، به زور، به عفت بی گناهی، چنگ می اندازند و به جانش هم. بگذریم از این که کم نبوده اند زنانی که به «عنف» مورد حرمت شکنی قرار گرفته اند، اما در بسیاری از مواقع نیز رویه زنان بوی همراهی می دهد. ... بگذریم!

یک شهروند، یک روزی می گفت، تا زنی کنار خیابان با «وضع مشخص» نایستد، مردی با خودرو جلوی پایش ترمز نمی کند. اما این قصه از سوی دیگر هم قابل بازخوانی است؛ تا مردی دارای «وضع مشخص» نباشد، جلوی زنی چنان ترمز نمی کند. باز بگذریم از این که مثل باند صدمتری هم پیدا می شوند که بانوان مسافر را می ربودند و از این دست حوادث کم اتفاق نیفتاده است که مسافران، شکارهوس مسافربران شده اند پس برای جلوگیری از وقوع جرم باید مومنانه هوشیاری کرد و متقیانه، مراقب چشم و زبان بود و عزتمندانه، تن به گناه نداد تا شایسته نام زن و مرد ایرانی بود.(ص-١٣)