جامعه نو

خیانت جنایت بار
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
 


حالم به هم می خورد از این خبرهایی که به جبر حرفه، باید خواند. عقم می گیرد از حروفی که باید در کنار هم شرح حادثه ای را رقم زنند که همه از آن نفرت دارند. نمی دانم آیا تاکنون نقاشی حاضر شده است از جنایت، از خیانت از ... تابلویی بکشد؛ هیچ شاعری حاضر شده است از این پلشتی ها شعری بسراید؟ اما ما، خبرنگاران بیچاره حوادث هستیم که باید با شرمساری تمام از خبرهایی بنویسیم که هر کدام برای شرمساری همه انسان ها کافی است. خبرنگار بد اقبال حوادث کم خبر نمی نویسد که خودش پاره می کند و به دور می ریزد و چیزی که شاید در دیگر گروه های خبری کم باشد اما اینجا زیاد است. خبرهایی که از بس کثیف است با آب دریا هم پاک نمی شود. خبرهایی از جنس «خیانت» که به «جنایت» هم آلوده تر شده است. کاش می شد چنین خبرهایی را نوشت. کاش چنین خبرهایی شکل نمی گرفت اما هست، متاسفانه، حادثه هست و خبر هم هست و گاه برای عبرت آموزی و هشیاری گری باید نوشت اما نه از سر تفنن و سرگرمی که از سرهشدار چه اگر کسی این خبرها را از سر تفریح بخواند، دور نیست که زندگی خودش هم قصه تفریح دیگران شود، پس باید عبرت گرفت از آنچه اتفاق می افتد. از جمله خبرهای زشت و پلشتی چون «خیانت های جنایت بار» باید لایه های زیرین این حوادث را واکاوید و چرایی های یک ماجرا را فهمید چه هیچ جنایتی به یکباره شکل نمی گیرد بلکه این جنایت را آغازی است به اسم خیانت و خیانت از یک نگاه شروع می شود، کلمه می شود، لبخند می شود. دیدار دوباره می شود...شیطان جشن می گیرد گناهی را که عرش را می لرزاند. جشن می گیرد ماجرایی را که انسان از آن نفرت دارد. آری جشن می گیرد شیطان... و دریغا که گاه برخی آدم ها نقش آفرین این جشن های شومند. چنان  که در خبری که با تیتر «بی تفاوتی شوهر به همسرش، وی را به کام مرگ کشاند» روی خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفته، از ماجرایی روایت شده است که زن به خیانت دامن آلوده، به کمک مردی خیانت پیشه، شوهرش را کشته است با این توجیه که نسبت به او بی تفاوت بوده است آن هم به دلیل «کار زیاد». یعنی مرد با همه وجود کار می کرده است تا خانواده اش در آسایش باشند اما خانم چون احساس کرده است که شوهرش چندان که باید به او توجه ندارد به سوی بیگانه میل کرده است و با همدستی او شوی خسته از کار را از پا درآورده است غافل از این که آنچه او بی تفاوتی می نامد، شاید اثر خستگی کار زیاد مرد باشد. انگار نمی داند در این روزگار گاه حقوق دو شیفته کارکردن هم کفاف زندگی را نمی دهد به خصوص اگر زن مثل او باشد. به هر روی این خبر تلخ را هم خواندیم و کاش زن و مرد، به رشدی برسند که به زندگی همه جانبه نگاه کنند و مرد بداند، زندگی همه اش در پول خلاصه نمی شود و چه بسا، آسایش هایی که به آرامش بدل نمی شود بلکه گاه یک لبخند هزار بار بیشتر از مادیات آرامش آفرین باشد و زنان هم بدانند «توجه مرد» فقط صدقه و قربان رفتن وکلمات عاشقانه خواندن نیست بلکه تعهد او به خانواده و تلاش مدام او برای فراهم کردن امکانات آسایش خود بهترین «توجه» به خانواده است. کاش بدانند وقتی مردی با همه وجود کار می کند، نباید «نابکارانه» با بیگانه، سر و سری داشت و تیغ مرگ بر گردن شوهر کشید...بگذریم. کاش هوشیار باشند همه خانواده ها و بدانند هیچ کس از راه باطل به حق نرسیده و با جنایت و خیانت به آرامش دست نیافته است، کاش بدانند.....(ص-١٣)