درس زندگی
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: همسایه ،امام کاظم ،کمال
صفحه 12 اندیشه ، شماره سریال 17042 ، تاریخ انتشار 870507

بعضی هامان، ائمه را نه تنها امام زندگی نمی دانیم، بلکه از امامان هم فقط به تاریخ شهادت و سوگواری برای آنان دل بسته ایم. البته شاید در زبان، آنان را امام زندگی و دلیل مسلمانی هم بدانیم اما رفتارمان، صدق گفتارمان را گواهی نمی کند که اگر می کرد رفتار و کردار ما هم صادقانه بود و بر اساس رهنمودهای پیشوایان معصوم شکل می گرفت. آن وقت همه خوش خو می شدیم و بخشنده و بهشتی؛ چنان که امام کاظم(ع) می فرماید:بخشنده وخوشخو در حمایت خداوند است و خدا او را تا بهشت همراهی می کند.به باور من، اگر ما همین یک اصل را از امام کاظم یاد بگیریم، زندگی ما به کمال می رسد و اخلاق ما نیز هم و رفتار ما اصلاح می شود و آرامش در جامعه موج می زند آن قدر که نه تنها بدی نمی کنیم، که بدی همسایه را هم تحمل می کنیم تا او نیز به خود آید و به خوبان بپیوندد.چنان که امام تعلیممان می فرمایند که  «حسن مجاورت، نیازردن همسایه نیست، بلکه صبر بر آزار همسایه است» و ما اگر امام کاظم(ع) را، امام زندگی بدانیم و بخواهیم زندگی را بر اساس هندسه معرفتی ایشان بنا کنیم، آن وقت با به عمل درآوردن فرامین ایشان، جامعه ای تهی از آزار و اذیت و سرشار از همراهی و همدلی خواهیم داشت تا همسایه ها، سایه های خویش را به مهر بر سر هم گیرند نه این که جز بدی واذیت، بهره ای نداشته  باشند. یادمان نرفته است که در آموزه های اسلامی تا چهل خانه همسایه شمرده می شود و از آن جا که هرخانه، با چهل خانه دیگر همسایه است ما همه زنجیروار به هم وابسته ایم و باید که این وابستگی را با دل بستگی همراه کنیم تا دل ها رابه دست آوریم و از تباهی رهایی یابیم، زیرا که به فرموده امام کاظم علیه السلام، سه چیز، باعث تباهی است: ١ - پیمان شکنی ٢ - رها کردن سنت نبوی ٣ - جدا شدن از جماعت مسلمانان و ما باید، به پیمان خود وفادار باشیم، هم پیمانی که با خدا بسته ایم و در عهد الست بدان بلی گفته ایم تا غیر خدا را نپرستیم و هم پیمان با اولیاء  الله و هم پیمان با مردم که اگر بر سر پیمان باشیم هم در ساحت دینداری، استواریم و هم در رفتارهای اجتماعی، جایی در خور خواهیم داشت و در چشم ها هم عزیز خواهیم نشست؛ چه هیچ کس را نمی توان یافت که از انجام پیمان دل خوش نباشد و زیبایی وفای به عهد و پیمان ذاتی است که هرگز زایل نمی شود، اما آن که پیمان بشکند، عزت خودش هم شکسته است. آن که از سنت های خداوندی و نبوی روی برتابد به سنت قهر و خشم خداوند گرفتار می آید و آن که از جماعت اهل ایمان جدا شود طعمه گرگ های بی ایمانی خواهد شد. پس هوشیاری مومنانه رهاورد مکتب کاظمی است تا چشم ها را بگشاید و آن وقت چشم های به ایمان گشوده هرچه ببیند، زیبایی و ایمان خواهد بود، چه جهان جلوه جمال دوست و آینه رفتار و کردار ماست و ما هر کدام در این عالم صورت خود را می بینیم، زشت یا زیبا و چنین است که حضرت زینب سلام  الله علیها، در کربلا صورت خود و حسین خویش را می بیند و زیبا هم می بیند، اما آل ابوسفیان و آل زیاد، از آن جا که زشت رو و زشت خو هستند در آینه جز زشتی نمی بینند و از این روست که آینه شکن می شوند، حال آن که اهل ایمان هر چه می بینند، مثل خط و خال و ابروست که در جای خویش نیکوست و این چشم هر آن چه ببیند، باید که دل یاد آن کند، آن وقت هم این دیده را باید بوسید و هم دل را از پی دیده روان کرد که زیبا، زیبا می بیند و تماشای زیبایی هم عین زیبایی است و این هم عین ایمان است. عین همان زندگی که امام کاظم معلم آن است پس زیبا ببینیم و هر روزه نیز رفتار و کردار خویش را به محک محاسبه بسنجیم و با حساب و کتاب هر روز از قطر نازیبایی ها بکاهیم و بر وسعت زیبایی ها بیفزاییم و چنان زندگی کنیم که شایسته نام شیعه کاظمی باشد. آن گونه که مرگی شهادت گونه و عزیز تقدیر مان شود...