نیاز بشر امروز
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بعثت ،صاحب ،الگو ،پیامبر

صفحه 12 اندیشه ، شماره سریال 17043 ، تاریخ انتشار 870508

روری ترین نیاز بشر امروز، «بعثت» است و تا این نیاز برآورده نشود، انسان هرگز به کمال نخواهد رسید.

پس برای رسیدن به کمال در همه شئون آن نیازمند بعثت درخویشیم و باز تولید پیام بعثت رسول مکرم در رفتار خود و غفلت از این هم فاجعه بار است چنان که امروزه در جهان شاهد فجایع بزرگ هستیم که نشانگر غفلت از بعثت و پیام آن است، حال آن که اگر انسان بعثت را تجربه کند درخواهد یافت که باید جان را برای نزول قرآن فراهم کند و تا این «انزال» در شب قدر انسان صورت نگیرد امکان صعود برای آدمی فراهم نخواهد آمد.

پس بعثت را باید تجربه کرد نه این که آن را روزی دانست بسان دیگر روزهایی که در تقویم ثبت شده است.

اگر آن روزها سمبلیک است تا مسئله ای را به یادمان آورد، اما این بار ما خود مسئله ای هستیم که باید با فهم بعثت حل شویم. من معتقدم که هر انسانی تا بعثت را تجربه نکند، نمی تواند مسلمان شود چنان که تا نزول وحی را در جان خویش جشن نگیرد، نمی تواند قامت برکشد و «قد» از ملائک بگذراند و «قدر» هم. حال آنکه اگر نزول وحی را در خویش احساس کند و آیات خداوندی دراو متبلور شود چنان خواهد شد که دیگر نیاز به کار خیر انجام دادن نباشد چه او چنان خوب خواهد شد که همه رفتار و کردارش منظومه ای از زیبایی ها شود چه از کوزه، همان برون تراود که در اوست و از کوزه ای که شراب طهورای انسانیت دارد، جز طهارت و پاکی رفتارنمی تراود و از بذرگل، جز گل نمی روید.

از انسان صادق، جز صداقت نمی توان دید و از مهربان هم جز مهر دیده نمی شود و از اهل حق جز حقیقت رفتاری نمی توان مشاهده کرد واین حقیقت انسان مبعوث شده است و جامعه به چنین انسانهایی سخت محتاج است. من معتقدم، بعثت یک خط تمیز است، تمیز زیبایی از زشتی، خوبی از بدی، و ... و می توان گفت هرکس یا بعثت را تجربه کرده است و یا خوب نیست، زیبا نیست و هرکسی به این تجربه رسیده است، عین زیبایی و خوبی و نیکویی شده است. با این معیار می توانیم عیار ایمانی خود و دیگران را بسنجیم، اگر کسی اهل صداقت گفتاری و رفتاری، رعایت حق الناس وحق  الله ترجمان رفتاری مهربانی، رفتن به سمت متجلی کردن شئون خداوندی در رفتار انسانی، به عمل درآوردن زیبای زیبایی ها باشد و از هرچه که «هارمونی عبودیت» را به هم می زند پرهیز کند بعثت چشیده ای است که به مقام انسانیت هم رسیده است.

والا مایی که بعضی هامان که اگر دروغ کم بیاوریم شاید سخنی به صداقت بر زبان آوریم و تنها اگر همه راه های گریز را به رویمان ببندند شاید کار کنیم و اگر نتوانیم زیبایی ها را خراب کنیم، خودخوری می کنیم و اگر نتوانیم جلوی موفقیت برادرمان مانع ایجاد کنیم از حسد می سوزیم، مایی که بعضی هامان رفتارمان به هرچه شبیه باشد به پیامبر شبیه نیست، مایی که هیچ آیه ای در جانمان نمی تراود و آن چه سیل وار می رود و همه چیز را خراب می کند، وسوسه های شیطانی است، مایی که بعضی هامان چنان زشت سیرت شده ایم که جز کار شر از ما نزاید، چه می دانیم بعثت چیست و چگونه انسان مبعوث می شود و چه می فهمیم این حقیقت را که بعثت هرگز پایان نمی یابد، بلکه هر انسان باید شایسته بعثت و مبعوث شدن هم بشود!؟ راستی چه می فهمیم م الله اگر می فهمیدیم که روزگارمان این نبود که تا همین جا آمد نهان هم رهین انفاس مبعوث شدگانی دیگر است و روشنای کوچه هم از چشم آن هاست والا اگر ما هم مبعوث می شدیم این همه جرم وقوع نمی یافت، این همه نازیبایی فوران نمی کرد بگذریم، من معتقدم برای فرار از زشتی ها و رهیافت به زیبایی ها، باید به فهم تازه و روزآمد از بعثت برسیم. باید شایستگی مبعوث شدن را براساس الگوی محمدی درخویش فراهم کنیم تا مبعوث شویم. اصلا شاید یکی از دلایل نیامدن نام ها در قرآن و ذکر نشانه ها این باشد که ما همه باید صاحب نشانه شویم. همه ما آدم ها، باید آن نشانه ها را درخویش بارور کنیم تا شایسته نام ها هم بشویم. باید آیات خداوند را به رفتار درآوریم تا رفتارمان خدای گونه شود، آن وقت همه فقرها، همه زشتی ها، همه ناموزونی ها و ...از میان برخواهد خواست و ما نیز در قامت زیبایی ها، روشنایی ها، موزونی ها و ...قد خواهیم کشید. پس بیایید. دوباره به بعثت رو کنیم و دوباره مبعوث شویم.