جامعه نو

عید خبرنگار حوادث
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧
 

خبرنگاری به اندازه کافی سخت هست تا زیان آورش بشناسند و آن قدر زیان آور هست و طاقت سوز که قانون، سختی آن را تایید کند تا خبرنگاری در شمار «مشاغل سخت و زیان آور» قرار بگیرد. اما خبرنگاری حوادث، هم سخت تر است و هم زیان آورتر. هم زیان آورتر است و هم سخت تر. چه شاید خبرنگار سیاسی با سیاست مردان به چالش برخیزد و ورزشی نویس در هیجانات مسابقات قلم بچرخاند، اما خبرنگار حوادث با حادثه سروکار دارد و افراد حادثه ساز یا با مقتول یا با قاتل یا با جرم یا با مجرم و یا ... به هر روی از خبرنگار حوادث، انتظار خبر خوب و خوش داشتن مثل «انتظار سلامتی از دیوانه» است که هیچ گاه میسر نمی شود چه سلامتی روان و دیوانگی هرگز قابل جمع نیست و اخبار خوش با خبرنگار حوادث نیز هم. خبرنگار حوادث، لبخند کمتر می بیند تا از آن بنویسد. آنچه او می بیند و بر جان هموار می کند تا خبر پاستوریزه شده اش را برای مخاطبان بنویسد، آه است و اندوه، داغ است و اشک، ضجه است و مویه، زخم است و ... که جان را می آشوبد و سلامت تن را با سلامت روان توامان از فرد می گیرد. نگاهی به روزگار خبرنگاران حوادث حتی پس از عادی شدن بسیاری از خبرها، باز هم نشانگر این است که تلخی کار، هرگز اجازه نمی دهد او کام شیرین داشته باشد. وقتی شما یک صحنه و یک جنایت را می بینید، تا مدت ها تصویر جلوی چشم شماست و شما نمی توانید به راحتی لقمه ای از گلو پایین دهید.

حالا تصور کنید خبرنگار حوادث که بسیاری از روزها و شاید هر روز شاهد حادثه و صحنه ای دلخراش است چه می کشد شما برای خانواده خود از زیبایی کارتان می گویید و خاطرات خوش خود را تعریف می کنید اما خبرنگار حوادث چه خاطره ای می تواند برای گفتن داشته باشد که خاطری را نیازارد؟ جنایت و خیانت جز زشتی چه دارد که خبرنگار تعریف کند؟ بگذریم. بسیاری از خاطره ها و روز دیده ها در خواب شب باز تولید می شود و آن که اهل هنر است جنس خوابش هم هنری است. آن که اهل ادب است ادبی خواب می  بیند و هرکس به فراخور آنچه در روز با آن درگیر است. خوابش هم صاحب فیلمنوشت می شود.

اما خبرنگار حوادث، در خواب هم یا شاهد قتل است یا سرقت، یا جنایت ، یا خیانت و یا این همه باهم. چه آنچه در روز دیده و در خاطرش نقش بسته است، در عالم رویا هم دست از یقه اش برنمی دارد و چه تلخ روزگار است خبرنگار حوادث که چنین بیداری دارد و چنین خوابی... بگذریم. این روزها که از خبرنگار گفته و نوشته می شود باز خبرنگار حوادث حاشیه نشین است. اصلا چه کسی حاضر می شود از خبرنگاری تجلیل کند که قلمش بوی حادثه می دهد و ذهنش کتابخانه سیار رویدادهای تلخ است بازهم بگذریم اما شما با خبرنگار حوادث مهربان تر باشید و یادتان باشد او برای تفریح سر حادثه نمی رود، برای تفریح و سرگرمی نمی نویسد، بلکه می رود تا عبرت بگیرد و می نویسد تا شما عبرت گیرید تا مبادا خدای نکرده آن حادثه در زندگی شما اتفاق افتد و شما را به عبرت دیگران تبدیل کند. پس در واژه های خبرنگار حوادث به دیده عبرت بنگرید و پند گیرید. این بالاترین تجلیل از خبرنگار حوادث است و روزی که جرم کمتر اتفاق افتد عید اوست. بیایید تجربه عیدداشتن را به خبرنگاران حوادث هدیه کنیم.صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17050 ، تاریخ انتشار 870517