غبارروبی از مساجد جان
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

در آستانه ماه مبارک رمضان رسم نیکویی است غبارروبی مساجد تا میهمانان خداوند خانه خدا را پررونق تر از همیشه ببینند و در این راه، دست های پاک در کارند تا غباربرگیرند از در و دیوار مساجد و این نیکو رسمی است و زیبا آیینی اما کار نیکوتری هم هست که باید به سنت تبدیل شود و فرهنگ مدام و همه روزه ما باشد و آن غبارروبی از «مسجد دل» است، چه اگر جان را غبار نروییم، اگر دل را مهیا نسازیم، غبارروبی مساجد، چاره کارمان نخواهد بود و حداکثر حضور ما در مسجد، به گذاشتن یک آینه مخدوش و زنگارگرفته در تالار آینه مانند خواهد شد و در تالار آینه، حضور آینه زنگارگرفته چه جایگاهی دارد و کجا چشم را می گیرد آینه ای چنین؟ آیا تماشای این آینه نفرت انگیز نخواهد بود؟ اگر نفرتی را برنینگیزد مطمئن باشیم، ترحم برانگیز خواهد شد. پس باید از آینه جان غبارروبی کرد آن گونه که هم بازتاب دهنده آیات الهی شود و هم خود به آیه ای و نشانه ای تبدیل شود. حیف است آینه ای که می تواند بی غبار و «غماز» و «واقع نما» باشد چنین در غبار فرورود و زنگار پذیرد و دفتر مشق سیاه شیطان شود؛                                                                                                    آینه ات دانی چرا غماز نیست؟

چون که زنگار از رخش ممتاز نیست!

که اگر زنگار از رخ آینه ممتاز بود، آینه واقع نما و نمایشگر حقیقت ها می بود اما حیف... کاش در آستانه ماهی که باید به میهمانی خدا برویم، جان جلا دهیم و زندگی چنان ساز کنیم که به نماز مانند شود، آن گونه که اگر همین الان صدای در بلند شود و پشت در امام زمان (عج) باشد، مشتاقانه او را به درون دعوت کنیم نه این که آشفتگی  خانه و نازیبایی اش ما را از تماشای رخ زیبای مهدی در خانه خویش محروم کند. بیاییم خانه دل را چنان بیاراییم که شایسته میزبانی خدا باشد که فرموده اند قلب مومن عرش خداست. پس دل چنان بیاراییم که به عرش مانند شود و برای این اول باید حسد و بخل و کینه و عداوت و قهر و کدورت و زشت اندیشی و بدگفتاری و بدکرداری و ... را از جان بدرکنیم تا با مهربانی، جوانمردی، عدالت، نیک اندیشی و زیباگفتاری و زیباکرداری، خانه جان صفا دهیم. باید از زیبایی ها چنان سرشار شویم که از کوزه وجود ما جز زیبایی نتراود. باید چنان زندگی کنیم که امام زمان از تماشای آن لذت ببرد. باید ... باید همه بایدها و بایستگی ها را در جان جاری کنیم و این برای افراد با توجه به حوزه کاری آنان اگر چه در ظاهر متفاوت است، به حقیقت یکی است یعنی هرکس هرجا که هست باید کارهایش زیبا باشد. مسئول است، مدیر است. کارفرماست، کارگر است، کاسب است و هرچه هست باید زیباکردار باشد . مسئولان اما باید عمق زیباکرداری شان به وسعت مسئولیت شان معنا بدهد.

باید جامعه را چنان مدیریت کنند که شایسته جامعه مومنان شود و این می طلبد که قبل از جامعه خود را مدیریت کنند چه؛                                                                                                                    «جان نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش»

و زمانی که مسئولان، ریاست پیشه کنند، نه روش مسئولانه، شاهد رویش زشتی ها در جامعه خواهیم بود حال آن که ما به زیبایی محتاجیم آن گونه که به هوا و آب به نیکی محتاجیم آن گونه که به نان، پس مسئولان باید پیش قدم شوند برای نیک رفتاری و مردمان هم همه باید در این راه با همه وجود گام بردارند و مسجدی شوند، آن وقت ٢ رکعت نماز و یک قنوت خواهد توانست درهای آسمان را باز کند چه بر زیبا، زیبایی باریدن سزاست و نمی شود زشت بود و زشت اندیش و زشت کردار و توقع زیبایی داشت، نمی شود بخیل بود و حسود و از آسمان کرامت خواست، پس اول باید زیبا شد تا آن وقت با همه احترامی که به طبیعت و قوانین آن قائلیم و آن را سنت خداوند می دانیم، آسمان به مهر بر زمین نگاه کند و زیبایی ببارد و از زمین زیبایی بجوشد و خشکسالی از میان برخیزد و خشکسالی های معرفتی و معنوی و علمی نیز هم. پس حرف آخر این که اکنون که مساجد را غبارروبی می کنند ما هم از مسجد جان غبار برگیریم، تا شاهد تجلی زیبایی ها شویم و از آسمان هم زیبایی ببارد.

صفحه 02 یادداشت روز ، شماره سریال 17062 ، تاریخ انتشار 870602