خسته مثل بازنشسته
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:
آمده بود مرد، خسته بود، هر چند نمی خواست این خستگی را نشان دهد، اما چه می شد کرد با خطوطی که در چهره اش خستگی را نقاشی می کردند. مثل خیلی از ما. حرفش هم مثل حرف خیلی از بازنشسته ها بود. او قدردان تلاش های انجام شده دولتمردان برای ارتقای سطح رفاه عمومی بود اما گفتنی هایی هم داشت که به آرزوی شنیده شدن بیان می کرد و از صاحب این قلم می خواست به حرمت قلمداری، آن را به گوش مسئولان برساند تا طرحی نو در اندازند و مشکلات را از بیخ و بن براندازند و... او به شکل فهرست وار اشاره می کرد که:١ - پرداخت پاداش سنوات پایان خدمت هر سال تا پایان همان سال انجام می شد اما پاداش خدمت بازنشستگان سال ٨۶ تاکنون پس از کلی مسئله به شکل نصفه و نیمه پرداخت شده است و بسیاری چون ما که با حساب کردن روی مبلغ پاداش از این و آن قرض گرفته بودیم، حالا نمی دانیم چه کار کنیم؟ اشک ما را که به چیزی نمی خرند و قرض را هم با اشک و آبرو نمی توان پس داد. ٢ - سال ٨٧ دارد به نیمه می رسد و تازه چند روز پیش بود که وزیر محترم رفاه از افزایش ۵/١٧ درصدی حقوق بازنشستگان سخن گفت. به راستی آیا نمی شد و نمی شود این افزایش در پایان فروردین ماه انجام شود؟ ٣ - آیا می دانید حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران را پنجم هر برج به حساب بانک رفاه می ریزند و بانک برای جلوگیری از شلوغی، براساس حروف الفباء، حقوق را پرداخت می کند؟ بیچاره آن هایی که حرف اول فامیلشان در آخر حروف الفباست می گویند قرار بر «رفاه کارت» است، اما کی؟ آیا نمی شد فکر بهتری کرد؟ ۴ - نظام هماهنگ، کارت منزلت، سفر کارت، همراه داشتن یک نفر در سفر و... وعده های شیرینی است اما کدام کام تاکنون طعم اصلی شیرینی را چشیده است؟ ما که کاممان تلخ است که تلخ! ۵ - گرانی، تورم، اجاره خانه، بیماری، جهیزیه، وام، سود و... اجازه بدهید چیزی نگویم. نگفته طاقت سوز می شود، بگوییم مغز استخوان را هم می سوزاند.نمی گوییم اما در حسرت کاسب هایی که کالای خود را با «تومانی یک قران» سود می فروختند، می سوزیم. در حسرت «مدیر مردانی» که دست مردم را بگیرند و از این روزگار گران بدر برند. ۶ - گفتنی های روزگار تلخ ما بازنشستگان کم نیست اما برای این که کام شما بیش از این تلخ نشود، به همین بسنده می کنم اما امیدوارم دولتمردان پاک دست ما به همین بسنده نکنند بلکه با برنامه ریزی و تلاش، ما را هم به سمت پاکدلی رهنمون شوند. ٧ - بر کارهای انجام شده چشم نمی بندیم و قدر می دانیم آن را، اما کارهای به سرانجام نرسیده، امان ما را بریده است. آرزو می کنیم با تحقق وعده ها، روزگار فردای ما به از امروز باشد. اگرچه می گویند آرزو بر جوانان عیب نیست اما بگذار هر کس می خواهد ما را عیب گوید اما ما در پیرسالی می خواهیم روزگار خوش را آرزو کنیم. می خواهیم از مسئولان بخواهیم در تحقق این آرزوها ما را کمک کنند. می خواهیم بگوییم، ما عمری به پای اعتلای وطن گذاشته ایم و در سربلندی ایران نقش آفرینی کرده ایم. پس امروز شما برای سربلندی ما و اعتلای هویت ما تلاش کنید و یادتان و یاد همه ما باشد که حی الی خیرالعمل پس به سوی کار خیر بشتابیم. صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17066 ، تاریخ انتشار 870606