گوجه و انرژی اتمی!
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ شهریور ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

چنگيز باغفلت شاه سلجوقی خاک ايران را به توبره کشيد و افاغنه در زمان صفويه و.....به هر حال هروقت حاکمان ما دچار غفلت از مردم خود و فهم زمانه و زمينه ها شده اند تاوان سختی از ايران گرفته شده است امروز اما.......من آرزو می کنم تاوان ندهيم!من در يادداشتی در روزنامه خراسان به اين مهم پرداخته ام .نظر شما چيست؟...........گوجه هاي سرخ و سلام هاي سبز! 
گوجه توي دستم پوسيد اما كله اي نديدم كه بر آن بزنم!... اين را مردي مي گويد كه از همه چيز به تنگ آمده است. او مي گويد در كشورهاي غربي، مسئولان آنقدر در دسترس مردم هستند كه وقتي خشم مردم سرباز مي كند با كيك و گوجه و تخم مرغ بر سر و روي آنها مي زنند و با تخليه اين خشم افراد ريلكس مي شوند و سوپاپ نزديكي مسئولان، انرژي متراكم خشم مردم را تخليه مي كند، اما مسئولان رده چندم ما چنان در دوردست هستند كه نمي شود به آنها سلام كرد و ناز قد و بالايشان درود فرستاد، چه رسد به اينكه خداي نكرده... بگذريم.
مسئولان در نظام اسلامي برابر آموزه هاي امام علي(ع) بايد در دسترس مردم و افكار عمومي باشند. عهدنامه مالك اشتر، فرمان حكومتي امير مومنان، كه به نوعي قانون اساسي و ماينفت حكومتي مدل علوي است بر اين امر تاكيد اكيد دارد و«مالك» را و هم«مالك»هاي پس از او را به مردم داري فرا مي خواند و از ديگر ويژگي هاي حكومت براساس اين مدل آن است كه آحاد جامعه نه تنها حاكمان را در دسترس داشته باشند كه براي گفتن گفتني ها، به«لكنت زبان» دچارنشوند. اين فرمان و سيره و روش امام علي(ع)، يك مفهوم موافق هم دارد؛ هر حكومتي اين بايستگي ها را نداشته باشد نمي تواند علوي باشد و دقيقا به همان اندازه علي گونه است كه اينگونه باشد، و نه آنگونه كه مسئولان در فرادست و دوردست و مردمان كوتاه دست و تهي دست. توقع نداريم مثل غرب حديث گوجه و... در اين ديار مكرر شود، اين با آموزه هاي ديني و فرهنگ ايراني ما ناسازگار است.
ما حرمت مي نهيم كارگزاران حكومت را و از آنها هم حرمت مي خواهيم. مي خواهيم مسئولان در ديدرس و دسترس ما باشند. مي خواهيم با آنها كه دوستشان مي داريم به اندازه خدمتشان، نزديك شويم و دردهامان را براي التيام باز گوئيم و كلاف هاي سردرگم زندگي مان را به آنها بدهيم تا با سرانگشت تدبير بگشايند.
مي خواهيم مسئولان برآمده از مردم، مردمي و مردمي كردن سرلوحه كارشان باشد و با مردم باشند چنانكه مي خواهند مردم با آنها باشند. وفاق، به معناي همه با هم است، نه همه با من! همه با هم حول محور منافع و مصالح ملي، نه همه با من بر مدار منافع من و جناح من! در منافع و مصالح هم شناخت زمينه ها و زمانها ركن اصلي است و توقع جامعه از مسئولان فهم دقيق اين شرايط است و اين در همه عرصه ها صدق مي كند، هم در برنامه هاي اجتماعي، فرهنگي و هم حتي در برنامه هاي انرژي اتمي! اين كشور در طول تاريخ از حاكماني ضربه خورده است كه زمان را شناخته و چشم بر زمينه ها بسته بودند و خاك اين ملك را بر اثر ندانم كاري به باد فنا دادند.
ماجراي هجوم چنگيز را كه از ياد نبرده ايم، مي شد به پذيرش هداياي فرستادگانشان و منت نهادن بر آنها، به تعامل رسيد. اما ناداني شاه وقت چنان كرد كه چنين پيامد داشت.
ماجراي هجوم افاغنه به ايران در واپسين سالهاي حكومت صفويه هم از همين دست است اما...
امروز مسئولان رده بالا زمين را با همه زمينه هايش و زمان را با همه زمانه ها و گمانه هايش مي شناسند و تصميم ها را عاقلانه مي گيرند و خواهند گرفت و اين ملك را از دالان تنگ بحران به سلامت نجات خواهند داد اما مسئولان رده هاي مياني و پاييني هم بايد خود را با كلان نگري بزرگان و افكار عمومي آحاد جامعه همسو كنند و كار را آنگونه كه بايد انجام دهند تا گوجه ها در دستها نپوسد و سلام بر كام ها نخشكد.
* گوجه، نه، سلام در كام خشكيد و درود از كلام باز ماند آيا مسئولان قصد نزديكي به مردم را ندارند، آنگونه كه در خور شأن ملت و خودشان باشد. 
هروقت حاکمان ما دچار غفلت از مردم خود و فهم زمانه و زمينه ها شده اند تاوان سختی از ايران گرفته شده است امروز اما.......من آرزو می کنم تاوان ندهيم!