هفده شهریور، شکوه زیبایی
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بی طرفی ،باطل ،17شهریور

 

بعضی روزها، در تاریخ ماندگار می شود. این ماندگاری هم دو سویه است به عنوان مثال اگر عاشورا برای امام حسین (ع) و یارانش ماندگار شد و زیباترین جلوه خویش را به تماشا گذاشت تا زینب سلام ا... علیها در کربلا جز زیبایی نبیند، برای یزید و یزیدیان هم جز خسارت و زشتی پیامدی نداشت و از آن پس زشتی معنایی معادل یزید یافت و خط تمیزی شکل گرفت که یک سویش حسین (ع) بود و همه زیبایی و سوی دیگرش هم یزید بود و همه زشتی و شق سومی هم وجود نداشت؛ چه در کربلا هر چیز یا حسینی بود یا یزیدی، یا زیبا بود یا زشت، یا سفید بود یا سیاه و نه رنگ دیگر و شکل دیگر و این از ویژگی های روزهای ماندگار است که قطب ها مثل دو کوه قد می کشند و دیگر هیچ چیز به چشم نمی آید یعنی همه رنگ ها رنگ می بازند و همه اعداد میان صفر و ١٠٠ از میان بر می خیزند تا تقابل این دو بیش از همیشه به چشم آید. با این تعریف در کربلا و در همه کربلاهای تاریخ، چیزی به نام «بی طرفی» وجود ندارد که وقتی حق مطلق هست، بی طرفی هم رفتاری باطل گونه است و اصلا خود باطل است چه هر چیز با حق نیست، باطل است...

ما در تاریخ انقلاب اسلامی نیز از این روزها کم نداشتیم و شاید کم هم نداشته باشیم در فرداهایی که پیش رو داریم و از آن جمله می توان به واقعه ١٧ شهریور اشاره کرد که با وجود تکرار ٣٠ ساله هنوز هم حدیثی تازه است؛ چنان که خون شهید هرگز از تازگی نمی افتد. در ١٧ شهریور هم که پس از هیاهوی دولت آشتی ملی در متن جامعه خطی رسم شد تا یک بار دیگر همه نقش آفرینان را به دو گروه تقسیم کند؛ حق و باطل و هیچ گروه دیگری به رسمیت نشناسد که وقتی یکی به باطل آتش می بارد و دیگری در پی حق جان می بازد، نمی توان نسبت به این مسئله و این دو طرف بی اعتنا بود. در ١٧ شهریور مردم در جبهه حق بودند و حق را فریاد می کردند و زیباترین جلوه های یک حضور دینی را به تماشا گذاشتند آن چنان که در سوی مردم در هفده شهریور، جز زیبایی نبود و اگر کسی از مردم می پرسید از آن واقعه، شاید پاسخی می یافت که ترجمه نگاه زیبا بین حضرت زینب سلام  الله علیها بود که جز زیبایی نمی دید چون جز زیبایی در وجود و نگاه و پندار نداشت و مردم حق بین نیز جز زیبایی در وجودشان نداشتند پس همه چیز را زیبا می دیدند اما از آن سو، دژخیمان حکومت خودکامه بودند که نقاب آشتی ملی را هم از چهره بر گرفتند و زشت ترین تابلو را جلوی چشم جهان گذاشتند تا همگان بفهمند از کسانی که جز زشتی در پندار و گفتار و کردار ندارند توقع زیبایی نمی توان داشت از کسانی که مرگ را دوست دارند، توقع زندگی حرف عبثی خواهد بود و آن ها، زشتی را شرمنده کردند، با گلوله هایی که بر سر مردم باریدند، با زندگی هایی که پرپر کردند، با خون هایی که بر زمین ریختند اما غافل بودند که این خون ها، مثل بذر در زمین باور مردم فرو می رود و به گاه بهار سر بر می آورد و جلوه هایی از حق و حقیقت و زیبایی که در جهان هست، ثمره همان بذرهای روشن است و امروز هم ما وام دار بذرهای روشن خون شهیدان هفده شهریوریم.باشد که این نور را قدر بدانیم و با زیبا زندگی کردن، دین خود را به زارعان زیبایی ادا کنیم.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17075 ، تاریخ انتشار 870617