بذر و باران و روایت رمضان
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تعاونی افکار


آن که بذری نکاشته، چشم به راه باران نیست... بلکه چشم هایی به راه باران به سوی آسمان است و دست هایی به دعا، باران را طلب می کند که پیش از این بذری کاشته و دل به سبز شدن آن بسته است. این چشم ها اگر شده به باران خویش، باران را از آسمان می گیرند و این دست ها اگر شده با قنوت خویش زمین و آسمان را گره بزنند، چنین می کنند....

اگر بذری نکاشته ایم تاکنون، رمضان را فرصتی بدانیم برای افشاندن بذرهایی که چون سبز شود شاد شویم و چون به بار بنشیند احساس سربلندی، ما را تا آسمان ببرد. بیاییم و از این فرصت بهره  گیریم و بذر ایمان بکاریم و نهال مهربانی بکاریم تا وقتی به میوه نشست، کام همه را شیرین کند. نور بکاریم تا چشم همه را و همه کوچه ها را روشن کند. آبی از دیده بیفشانیم تا چشمه های فردا شود و در جاری زلال خود عطش از لب ها برگیرد و تبخال های تشنگی را به زلال مهربان خویش بشوید. دستی به نیکی دراز کنیم تا در کنار دیگر دست ها، تعاونی  جماعت مومنان را شکل دهد در اصلاح امور مسلمین و افکار خویش را در کنار هم سامان دهیم تا تعاونی افکار تشکیل شود و به رفتار ها و گفتار ها و حتی پندارها جهت مومنانه بدهد. یادمان باشد همان طور که دریا از قطره ، قطره باران تشکیل می شود و قرن ها از لحظه ، لحظه زمان، تشکیل هویت انسانی هم از قطعه های کوچک رفتاری ما تشکیل می شود و زمانی می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم که قطعات زیبای زمان را کنار هم بچینیم والا از مخلوط خوبی و بدی و یا چینش زشتی ها نمی توان به زیبایی رسید. از قهر و کینه و کدورت نمی توان به تابلوی مهربانی دست یافت. نمی توان در دریای آرامش غوطه خورد. نمی توان زیر باران لطف، قدم زد. نمی توان انتظار رحمت داشت وقتی رحمی در دل نمانده است، نمی توان از خدا خیر فراوان طلب کرد وقتی خود برای بندگان خدا، جز شر نمی خواهیم. نمی شود... نمی شود، بذری نکاشته، انتظار مزرعه داشت و حتی برای رویش یک گل تلاش نکرد و منتظر بهار ماند. نمی شود خار کاشت و رویش گل را به انتظار نشست چه زندگی هر فرد، شکل یافته از پندار و گفتار و کردار اوست و تا این خوب نشود، آن خوب نخواهد شد. پس برای خوب شدن، این رمضان را فرصتی نیکو بشماریم و اول از همه نگاه خود را به رمضان نیکو کنیم و یادمان باشد، «سخت افزار» پنداشتن رمضان، کار را بر ما سخت می کند و اگر رمضان را در همین نخوردن بدانیم، خوره جهالت همه جانمان را خواهد خورد حال آن که پشت این نخوردن، یک دنیا معناست. پشت پرده اعمال رمضان خبری هست راز آلود که اگر گره گشایی شود و رمز گشایی، خواهیم توانست به نرم افزار رمضان دست پیدا کنیم تا زندگی ما را متحول کند و آن که به رمضان نگاهی نرم افزارانه دارد، نگاهش هم لطیف است آن قدر که گرسنگی او را به خویش نمی کشاند بلکه چندگاهی از خویش بیرون می برد و به اندیشه در امور مردم می کشاند والا اگر قرار باشد این نخوردن اضطراب افزا شود و ما را به حرص خوردن افطار بکشاند که همان خوردن به. اگر قرار است روزه داری عوض این که ما را بسازد، ما را درهم بشکند پس چه حاصل از رمضان ؟ رمضان قرار است ما را بسازد قرار است ما چشم از خویش برگیریم و به خدا بیندازیم و در راه خدا، دست خلق را هم بگیریم و از پا افتادگان را با یاعلی گفتن همراه باشیم. قرار است چنان از روزه به فهم قیامت برسیم که حضور قیامت را در همین دنیایمان احساس کنیم. قرار است چنان با نخوردن و نیاشامیدن به مهارت «نه» گفتن به شیطان برسیم که در همه عمر بلندترین نه را، شیطان از ما بشنود. قرار است فقط به خدا بله بگوییم و جز زیبایی مرتکب نشویم، قرار است با فهم رمضان، رازهای عبودیت را بشکافیم و عبادت هامان را عابدانه ادا کنیم قرار است رابطه خود را با خدا چنان کنیم که شایسته خلیفة الهی است. قرار است ... اصلا قرار است هرچه زیبایی است در زندگی فراهم شود تا از غمزه سحر تا شکوه پرناز افطار را یک جا درک کنیم. قرار است عاشق شویم و کجا عاشق جز زیبایی می تواند دید که ما را در چشم آید؟ قرار است عاشق شویم و عاشق زیباست و عاشقی هم زیبا پس چنین مان تقدیر باد....

صفحه 14 اخبار ، شماره سریال 17075 ، تاریخ انتشار 870617