صدای زنگ
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: صدای زنگ ،فیلم ،افسر ،آموزش


صدای زنگ در به صدا در می آید، پسرک بی آن که بپرسد آن سوی در کیست، آشناست یا غریبه، دست روی شاسی می گذارد و در را باز می کند... می پرسی که بود، جوابت این است؛ نمی دانم! یاد یک صحنه از فیلم تشکیلات می افتی که وقتی یک افسر می بیند پس از به صدا درآمدن زنگ، پسرکش می خواهد در را باز کند، به سرعت می رود و دست کوچکش را قبل از آن که روی شاسی قرار بگیرد، می گیرد و می پرسد که بود؟ پسرک می گوید نمی دانم و افسر می گوید پس چطور می خواستی در را به رویش باز کنی؟ ... باور کنید اتفاق افتاده است که با باز شدن در به روی همین نمی دانم ها، فاجعه روی داده است. شده که از در به غفلت باز شده، شیطان پای به خانه گذاشته است. اتفاق افتاده است سارقی آمده و ... یکی از نکاتی که حتما باید به فرزندانمان آموزش بدهیم این است که قبل از باز کردن در، کسی را که زنگ را به صدا در آورده است، شناسایی و سپس در را باز کنند نه این که با باز کردن در به روی هرکس، درهای فاجعه ای ماندگار را به روی خود بگشایند. به بچه ها آموزش بدهیم در برابر پرسش های کسی که زنگ را به صدا در آورده است، هوشیار باشند و پاسخ هایی بدهند که طرف اگر غریبه بود و نامطمئن، نفهمد آن ها در خانه تنهایند بلکه جواب ها باید به گونه ای باشد که غریبه نامطمئن را براند و باز به بچه ها بگوییم اگر احتمال خطر دادند، خویشاوندان خود را که به آن ها نزدیکند، در جریان بگذارند و از طریق تلفن راهنمایی بخواهند و به هیچ عنوان در را باز نکنند. حتی اگر آشنای نامطمئن آمد هم در را باز نکنند بگذارند وقتی بزرگ  ترها در خانه بودند بیاید، دلخوری های آنان هم حل می شود. حل هم نشد بهتر است تا مسئله ای اتفاق بیفتد. حتی برای آن که مدعی می شود مامور است هم در را باز نکنند. بگذارید، کنتورها شماره برداری نشود و یا مامور برود و دوباره برگردد. به جایی برنمی خورد، اما بچه وقتی در خانه تنهاست نباید در را باز کند، هر چند امروزه با وجود آیفون های تصویری در برخی خانه ها امکان شناسایی افراد بیشتر است اما باز هم احتیاط به جایی ضرر نمی رساند. در را باز نکردن هم مثل نه گفتن است که باید مهارت آن را به فرزندان آموخت. چه یک نه گفتن فرد را از فرو غلتیدن در بسیاری ماجراها حفظ می کند و قدیمی ها به مثل گفته اند، «نه هزار آسانی و بله هزار مشکل» و این هم از آن رو بود که به مثل فرد وقتی در برابر بفرما زدن افراد ناباب، توان نه گفتن ندارد و بله می گوید، تن به انجام خواسته های پرخطای آن ها می دهد اما اگر بتواند «نه» بگوید خود را از دشواری های افتادن به دام آن ها مصون داشته است.پس نه گفتن را هم خود بیاموزیم و هم به فرزندان خویش یاد بدهیم و این باید در عین تقویت اعتماد عمومی هم باشد چه اعتماد، مولفه هایی دارد که برای شکل گیری آن باید تلاش کرد و امر به منکر و نازیبایی هم دارای زشتی های آشکاری است که باید از آن پرهیز کرد. اعتماد به جای خود و نه گفتن به جای خودو حفظ مرز این دو است که از آن به «مهارت» تعبیر می شود. پس به هر زنگی نباید در را گشود که شاید پشت در شیطان باوری باشد و در جامعه اما باید سنگ های بنای اعتماد را محکم گذاشت، درست و به جا تا بتوان در پناه آن با آرامش زیست پس آن نه و این بله، متضاد نیست بلکه مثل دو بال کبوتر، فرد را از زمین آلوده به پرواز در می آورد.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17092 ، تاریخ انتشار 870707