اگرجرات داشتم می گفتم...........
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

نامه اي از يك دوست زمان جنگ بر ما بسي كمان ملامت كشيده اند! 
نامه اي را نه به نام يك نفر كه به نام همه آناني مي نويسم كه پيشتر از اينها نام خود را در رديف هفتاد و سوم ليست عاشورائيان نوشته اند تا نشان دهند كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا، اگر واقعيت نباشد، حقيقتي غيرقابل انكار است و جبهه تقابل حق با باطل در هميشه زمان گشوده و خاكريزها برافراشته است. نامه ام را به نام آناني مي نويسم كه حتي پشت خاكريزهاي شكسته هم مردانه مي ايستند و حكايت عقيل و مرتضي را چنان نصب العين قرار مي دهند كه برادران تني هم جرأت افزونخواهي نكنند چه رسد به آناني كه برادري را ثابت نكرده دعوي ارث و ميراث مي كنند! و نانجيبانه حق نداشته خويش را از حلقوم صاحبان حق بيرون مي كشند يا به تزوير يا به زور! يا به هر شكل ديگر!
نامه ام را به مرداني مي نويسم كه خوب مي دانند اگر نه شمع بيت المال كه چراغ هاي نابه حق روشن شده از بيت المال همچنان روشن بماند و گروهي «بيت المال» را به «مال البيت» تبديل كنند نه از اسلام نامي خواهد ماند و نه از علي نشاني. حتي اگر مذهب همه را در شناسنامه علوي بنويسند!
نامه ام را به نام دوستان زمان جنگ مي نويسم اما جرأت ندارم مثل آنها فريادگري كنم و روشن بگويم خيلي چيزهايي را كه مي بينم و مي شنوم.
اگر جرأت داشتم مي گفتم بي ريشه ها و تازه به دوران رسيده ها چه به روز اين ملت آورده اند مي گفتم گروهي از كاسه سر برادران شهيدمان نردبان ساختند، مي گفتم عافيت آبادها از كجاست. مي گفتم وقتي زني براي سير كردن شكم گرسنه چهار فرزند و مرد عليلش مجبور است تنها كالاي زندگي اش را، به حراج بگذارد، يقه چه كساني را بايد گرفت! مي گفتم وقتي بسياري كار خويش را آنگونه كه بايد انجام نمي دهند بماند كه كارشكني را كار خويش پنداشته و حقوق كارشكني مي خورند. مي گفتم وقتي كساني، جانبازاني، هموطناني به دليل فقر مالي از درمان عاجز مانده، مرگ را انتظار مي كشند، چه كساني تا عطسه شان مي گيرد راهي انگليس و هزار جهنم دره ديگر مي شوند. مي گفتم .... و مي گفتم... مي گفتم!
اگر جرات داشتم مي گفتم وقتي كساني با آبروي بچه رزمنده ها تجارت مي كنند و كساني كه هنگام جنگ هنوز متولد نشده بودند و يا... آنها را از حضور در ميدان نبرد باز مي داشت هرچه دلشان مي خواهد لاي چفيه مي پيچند و بر سر اين و آن مي زنند، ديگران هم به خود حق مي دهند با چشمان بسته و دهان گشوده، هرچه بد و بيراه بلدند و ياد مي گيرند نثار بچه هاي جبهه كنند و كساني آنقدر پررو شوند كه «نبرد حق و باطل» را «برادركشي» بخوانند! امروز تقاص برادرهاشان را از ما بخواهند...
من كه جرأتي ندارم اما با همه وجودم دعا مي كنم كسي قد علم كند و با همه ايمانش به مردم بگويد چرا جنگيديم و چه شد كه جنگ به اينجاها كشيد و بگويد امروز و عصر پس از جنگ بر نسل دفاع مقدس چگونه سخت مي گذرد!
كسي بيايد و بگويد ما نمي خواستيم خون را به خون بشوييم. نمي خواستيم جنگ ادامه داشته باشد. اما جنگ همانگونه كه بر ما تحميل شد آنچه رفت هم تابع شرايط و اقتضائات خود ادامه يافت، ما اما كار خود كرديم هم براساس حق و هم براساس تكليف و از عمل به حق و تكليف هرگز پشيمان نيستيم. حسرتي هم اگر هست از اين روست كه از قافله پرواز وامانده ايم نه اينكه چرا پر پرواز گشوديم.
كسي بيايد و حال ناخوش ما را و پاي مجروح ما را و دل زخمي و هزار ريش ما را براي همه باز بخواند.
باز بوي باورم خاكستري است
... صفحه هاي دفترم خاكستري است... حال آنكه بايد درگذر از فصل سرخ به بهار سبز مي رسيديم اما
اين شرح حال من است، اما با همه اين نمي توانم در نامه اي كه به دوست زمان جنگ مي نويسم فرياد برنياورم كه بد جوري دور خورده ايم، نگويم دشمن به ميان ما رخنه كرده است. نگويم:
«بين جمع ايستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز...»
نامه ام را به نام دوستان زمان جنگ مي نويسم اما مخاطبانم همه هستند، هم گرسنه هايي كه كنار خيابان مي خوابند و هم كاخ نشيناني كه ديريست خدا را از ياد برده اند و اگر نمازي هم -حتي- مي خوانند ابن ملجم وار از سر عادت است... و به قول شاعر
«... من به در گفتم وليكن بشنوند
نكته ها را مو به مو ديوارها ...»
از ياد نمي برم اين فرموده امام شهيدان، حضرت روح ا... را، كه... جنگ ما جنگ بين فقر و غنا، جنگ بين حق و باطل بود و اين تمام نشدني است... و ما هنوز در جبهه ايم. جبهه اي وسيع تر، مردافكن تر و پيچيده تر و...
با علي در بدر بودن شرط نيست
اي برادر نهروان در پيش است!
اين را به برادرانم مي گويم كه يا در بدنه كارند بي توجه به آنچه مي گذرد، بي توجه به هجوم خستگي كار مي كنند و بايد بكنند و يا گوشه نشيني اختيار كرده اند و سر به لاك خويش فرو برده اند. حالا هنگامه نهروان است و بايد طبقه اي جديد شكل بگيرد سرشار از تخصص لبريز از تعهد و بيايند و در ميان، ميدان، تا فضيلت ها و كرامت ها حفظ شود و شماي واقعي جمهوري اسلامي برخاسته از انقلاب اسلامي چهره ناز و ناب خود را به تماشا بگذارد.