اين جاده بن بست نيست!
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ آبان ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

جاده روابط مردم و حكومت يك طرفه نيست و قرار هم نيست كه همه چيز هميشه و همه جا از بالا به پايين باشد. اساسا ساخت قدرت در جوامع مردم سالار از پايين به بالاست. مردم در اين هندسه، نقش ريشه هاي درخت را دارند كه وقتي به «هم همتي» مي رسند نهالي قد مي كشد و به همان اندازه اي كه ريشه قوي مي شود، نهال نيز تقويت شده به درخت تبديل مي شود و به بار مي نشيند اينجا نمي تواند درخت به ريشه حكم كند بلكه درتعامل با ريشه دوام خويش را شكل مي دهد و الا اگر ريشه ها بخشكد يا نظم حاكم بر فرآيند درخت مختل شود درخت خواهد خشكيد. در نظم اجتماعي و مهندسي حاكميت هم مردم ريشه درخت هستند و نظام تنه درخت و سازمانها و نهادها شاخ و برگ هاي درخت.
پس همانگونه كه توانمندي درخت به ريشه هاست كه از آب پاك توان مي گيرند، توانمندي نظام هم به مردمي است كه با انديشه توشه برمي دارند پس در يك رابطه كنشمند و هوشمندانه، هر دو ملزم به رعايت مصالح يكديگرند و حاكميت ملزم تر. نمي شود از مردم خواست «مصلحت نظام» را رعايت كنند اما اركان دخيل در نظام را به رعايت مصالح مردم فرمان نداد. نمي شود از مردم خواست «قانون» را ببينند و به كار گيرند و «قانون» را به گونه اي ننوشت كه مردم را ببيند و حريمشان را وجب الحرمه بشمرد! بپذيريم يا نپذيريم، چشم بگشائيم و ببينيم يا چشم بر هم بگذاريم و با پلك بسته سخن بگوئيم، فرقي نمي كند. مردم مصلحت نظام را به اندازه اي در نظر مي آورند كه مصلحت آنها را نظام به عمل درآورد و قانوني را مي بينند كه آنها را ديده باشد. به ياد داشته باشيم كه زمان انتخاب گزينه از ميان «بد» و «بدتر» گذشته كه مردم لاجرم «قانون بد» را گردن نهند. مردم حق خود مي دانند ميان «خوب و خوبتر» حق انتخاب داشته باشند و در فرآيند انتخاب «خوبتر» را برگزينند و اين گزينه نيز توان تبديل شعارهاي انتخابي خود به قانون را داشته باشد و الا انتخاب معنا نخواهد داشت. انتخاب عرصه اي براي بهگزيني بهترين راي است نه بهترين فرد. مردم را بايد براي انتخاب ايده ها به ميدان آورد نه افراد و عرصه اي چنين مردم را هم براي حضور در عرصه انتخابات بر سر شوق مي آورد والا مردم براي خواندن يك نسخه با هزاران كپي صف نخواهند بست! اگر مي خواهيم -كه مي خواهيم- انتخاباتي پر شورو به معناي واقعي داشته باشيم بايد فضا را مهيا كنيم و در اين راستا نخبگان مي بايست با نقد «راه طي شده» سويه هاي روشن تر در ادامه راه را نشان دهند و بهترين هديه خود را با نقد عالمانه، مومنانه و صبورانه به نظام و نظم جمعي و مردم پيشكش كنند. مستاجران سراي قدرت نيز همچنانكه براي مردم وظيفه شماري كنند، «وظيفه نوشته هاي» خود را هم ازنظر بگذرانند و كلاه خويش را قاضي و وجدان خود را «راضي» كنند كه آيا خود به وظيفه خويش آنگونه كه بايد عمل كرده اند؟ با خود و با مردم صادق باشند و صادقانه سخن بگويند مردم محك خوبي هستند براي سنجش عيار صداقت. اين را هم به خاطر داشته باشيم كه مردم تفاوت مصالح حكومت /حاكميت/ حاكمان و خود را به خوبي مي شناسند و جاهايي كه همه مصالح مصلحت واحد مي شود را هم مي دانند و نشان داده اند كه ملتي رشيد هستند و خوب خود را ثابت مي كنند، در انتخاب فرارو هم رشد و بلوغ فكري خود را به جهانيان نشان خواهند داد. مطمئن باشيم و منتظر تا به چشم ببينيم و ببينيد فكر بالغ و انديشه هوشيار مردم ايران را كه با كرامتمندي و عزتمندي به رخ مي كشند.جاده مردم و حاكميت بن بست نيست، يك طرفه هم نيست. دو طرفه است باز باز!