جام زهرآگین در شب شراب
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ایرج میرزا ،رهگذر ،شب شراب ،بامداد سیاه

درج یادداشت «بامداد سیاه شب شراب» که به ماجرای مرگ ١٢ تن به دلیل مصرف مشروبات الکلی در هرمزگان اشاره داشت، در میان خوانندگان فهیم روزنامه نیز بازتاب داشت و حرف آن ها این بود که «کاری باید کرد»، هم مسئولان باید چاره کنند کار را و هم خانواده ها و سایر گروه های اجتماعی باید حساس شوند و اعضای خود را از افتادن به شکارگاه شیطان باز دارند چرا که پایان «شب شراب»، «بامداد سیاه» است نه حتی «بامداد خمار» که شاعر گفته است «شب شراب نیرزد به بامداد خمار» و صدالبته هزار شب شراب به یک بامداد سیاه نمی ارزد. پس کاری باید کرد .در این میان اما یک شهروند دست به قلم شده و نوشته است: در ستون «یادداشت» روز دوشنبه یازدهم آذر به قلم «رهگذر» زیر عنوان بامداد سیاه شراب آمده بود: آدمی را یاد آن داستان قدیمی می اندازد که به گمانم مولوی از آن سخن می گوید؛ «قصه جوانی که شیطان او را در سه راهی قرار داده بود» این قصه از ایرج میرزا است که، تحت عنوان «شراب» چنین سروده است:

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آن که بپوشم زهلاک تو نظر را

لرزید از این بیم جوان بر خود و جاداشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لکن چوبه می دفع شر از خویش توان کرد

می نوشم و با وی بکنم چاره شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک بن تاک خداوند

زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را

اگر آن شاعر امروز زنده بود، در ضرر و زیان مواد مخدر هم شعری می سرود، زیرا هیچ کس در این باره زحمت سرودن نمی دهد! مگر شیشه و کریستال و هروئین را نمی توان از ام الخبائث نامید؟  آیا حوادث و جنایات فجیع روزانه را، در همین روزنامه نمی خوانید؟ چند درصد این فجایع ریشه در مصرف موادمخدر دارد؟ دولت چقدر نیرو و هزینه برای مبارزه با موادمخدر مصرف می کند؟ و این گویندگان صاحب تریبون و قلم به دستان رسانه ها تا چه حد کوشش می کنند برای روشنگری؟ البته که معتادان به الکل و مواد بیمارند، اما ریشه های این رفتارها در کجاست؟ با بایدها و نبایدها چه دردی را دوا کرده ایم؟ تا این جای مطلب را که شهروندی عزیز به نام محمود فرخ پیام نوشته و قطعاتی را از پازل رونمایی کرده است، اگر با سایر قطعات کنار هم چیده شود آن وقت شکل نهایی مشکل دیده خواهد شد و شاید عزمی فراگیر و حتی ملی برای اصلاح امور شکل بگیرد تا جامعه را از بیماری هایی چون اعتیاد به موادمخدر، مشروبات، روان گردان ها و نیز رفتارهای ناپسند پاک کند تا شاهد بیماری های پیامد آن چون بی غیرتی و بی ناموسی و بی وجدانی و... نباشیم، چه از افرادی که بر جان و خانه و ناموس خود غیور نباشند، نمی توان انتظار داشت نسبت به فردای جامعه و کشور غیرت داشته باشند. پس باید با برنامه ریزی هدفمند و علمی کاری کرد، تا کارستان شود روزگار، تا روزگار، از غبار بیماری تن بشوید.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17148 ، تاریخ انتشار 870914