نگاه های هوس آلود شیطان!
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تصمیم فرار ،ازدواج خیابانی ،طلاق میدانی ،مرداب جهنم


دیگر ماجرای دختران فراری، یک مسئله صرفا اجتماعی نیست بلکه متاسفانه به قضیه ای انتظامی، قضایی، کیفری و ... هم تبدیل شده است. چه قریب به اتفاق دختران فراری، گذرشان به «خانه شیطان» می افتد و جرمی واقع می شود و پای پلیس و قاضی و قانون به میان می آید آن هم برای پاک کردن دمل های چرکینی که از «نگاه های هوس آلود شیطان» حاصل می شود. نگاه هایی که با نگاه شیطان هزار می شود و هر نگاه آلوده یک دمل و این همه عفونت های اخلاقی که می بینیم نتیجه همان اعمال است هر چند اقداماتی دیگر که شیطان را به شعف وامی دارد هم در این عفونت های نکبت بار نقش دارد اما در این مقال سخن از دختران فراری است و زنان فراری که «در آرزوی بهشت» پا از خانه بیرون می گذارند اما چشم که باز می کنند «جهنم نشین» شده اند! راه برگشت هم نیست که «شیشه شکسته» را امکان ترمیم نیست و این قصه پرغصه همه دختران و زنان فراری است که بدان معترفند و زندگی خود را در «مرداب جهنم» چنین تعریف می کنند؛ راه بازگشت بسته است هر چه دست و پا می زنیم بیشتر در مرداب فرو می رویم و کم اند کسانی که از این جهنم فرار کرده باشند و انگشت شمارند که با بال توبه، توانسته اند سری به وادی رستگاری بزنند، خیلی کم. چه اگر خدا هم توبه را بپذیرد، متاسفانه جامعه به آنان روی خوش نشان نمی دهد. گویا گناهانی از این دست، مثل حوادثی می ماند که به یک باره چشم و دست و دیگر اعضای طرف را می گیرد و هوشیاری پس از این هم چاره کار نیست، حال آن که او یک لحظه غفلت کرده است اما متاسفانه یک عمر باید تاوان پس بدهد. در مباحث تربیتی و اجتماعی و رفتاری هم ماجرا همین است غفلت و تسلیم به هوس برای لحظه ای، هوای یک عمر را زمستانی می کند و از باران چشم ها هم گاه حاصلی نمی آید. پس هوشیار باید بود و بیدار تا چنین واقعه ای اتفاق نیفتد. باید مهارت های زندگی را به رفتار در آورد تا «خانه»، کانون امن و گرم زندگی باشد و بهشت مهربانی تا فرزندان هیچ گاه جز به ماندن در خانه، به هیچ خیابان و خانه ای فکر نکنند. باید آموزه های اخلاقی و دینی را به رفتار درآورد و بایستگی های زندگی را به فرزندان چنان تعلیم کرد که آداب و رسوم و دین گفته ها را مرز زندگی سالم بدانند و خدشه به این مرزها را برنتابند و الا از فرار، جز بی قراری نخواهد زایید و از «ازدواج های خیابانی» ، جز «طلاق های میدانی» سرانجامی یافت نخواهد شد. نگاهی به این قبیل پرونده ها نشان می دهد افراد همان گونه که خیلی زود به «تصمیم فرار» می رسند و بدان عمل می کنند و پس از فرونشستن آتش غرور و هوس و... خیلی زود خیابانی را که بی انتها می دانستند در بن بست می بینند و خیلی زودتر از آن که تصمیم به ازدواج گرفتند به تصمیم طلاق می رسند. تازه این سرنوشت افراد بهتر این گروه است و الا برخی افراد فراری، نه به عقدی درآمدند و نه طلاق بر آن ها بار شده است. فقط شکار شیطان شده اند و بس و... این تلخ ماجرایی است وسخت روزگاری که همه را باید نسبت به مخاطرات آن هشدار داد و هوشیار کرد که از خیابان های گناه کسی به میدان بهشت نمی رسد و والدین را باید به یاد آورد که کاربرد مهارت های زندگی برای مدیریت زندگی است و اقناع فرزند والا پس از این که فاجعه ای رخ دهد، دیگر کاری نمی شود کرد.

خبرهای سیاه حوادث را برای نگهبانی از زندگی سفید خود، زنگ خطر حساب کنیم و جدی بگیریم.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17159 ، تاریخ انتشار 870930