این زورگیرهای خیابانی
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: زشتی زدایی ،آسیب های روانی ،موبایل ،موتورسوار

مراقب چاله و چوله  خیابان باشیم که در آن نیفتیم، یا مواظب موتورسوارهایی که یا کیف می قاپند و می گریزند یا زورگیرهایی که به مدد چاقو و قداره از مردم یقه می گیرند و داروندارشان را چون حرامیان و غارتیان به یغما می برند. راستی مراقب چه باید باشیم و مگر چند چشم داریم که همه چیز و همه کس را بپاییم تازه چشم هم باشد کسی به این فکر کرده است که آسیب های روانی پیامد چنین فضایی چه خواهد بود؟

آیا افزایش استرس های زندگی و کاهش آرامش روانی و احساس امنیت، جز افزایش بیماری های روحی و روانی و ... پیامدی خواهد داشت؟ آیا کسانی که به این فشارها و بیماری ها دچار شوند خواهند توانست قد بکشند و کاری درخور شان ایران و ایرانی انجام دهند؟ و ... این ها را مادری می گفت که هفته پیش زورگیران موتورسوار موبایل و کیف پسرش را به زور قداره گرفته و گریخته بودند، او می گفت: چندی پیش هم پسر دیگرش شکار این قبیل زورگیرها شده بود.

این مادر تاکید داشت باید برخورد با این قبیل جرائم مشهود به گونه ای باشد که دیگر کسی جرات ارتکاب آن را نداشته باشد والا با این اعمال قانون که از بازدارندگی بایسته برخوردار نیست نمی توان بیش از این انتظار داشت چه اگر این انتظار منطقی بود دیگر نباید شاهد این ماجراها بودیم که به گواه اخبار صفحات حوادث متاسفانه روبه فزونی دارد. این شهروند معتقد بود، حضور نیروهای آموزش دیده و سازماندهی شده بسیج و دیگر نیروهای امنیت آفرین در کنار پلیس می تواند اقتدار انتظامی و امنیت عمومی را در پی داشته باشد.

از سوی دیگر شاهد کاهش حساسیت مردم نسبت به جرائم می باشیم، یعنی مایی که اگر یک جا آتش ببینیم، بعضی هامان برای خاموش کردن آن با همه وجود وارد می شویم اما همین بعضی ها هم نسبت به آتشی که با زورگیری در خانه و خرمن امنیت جامعه می افتد، چندان که باید فعال برخورد نمی کنند و شاید از همین رو باشد که زورگیران هر روز وقیح تر از پیش پنجه در چهره امنیت عمومی می اندازند، حال آن که اگر مردم با پلیس همراه شوند و یا به یاری فرد در معرض آسیب  بشتابند، زورگیران ناموفق خواهند ماند و حضور مقتدرانه پلیس هم آن قدر برای امنیت سوزان هراس انگیز خواهد بود که برای مردم تولید هراس نکنند و نکته دیگر این که، شاید اگر ما نسبت به «جرائم خرد»، این قدر بی تفاوت عمل نمی کردیم، «جرائم کلان» هم امکان وقوع نمی یافت. جرم هم مثل گناه است، که معمولا از گناهان صغیره آغاز می شود و سپس به گناهان کبیره ختم می شود که اگر از گناهان صغیره زشتی زدایی شده بود، کسی نمی توانست تن به زشتی فراوان گناهان کبیره بدهد اما... گناهان کبیره متاسفانه عادی شده است و طبیعی است جرائم گوناگون هم دیگر کسی را شگفت زده نکند! کاش شگفت زده می شدیم وقتی خبر دزدیده شدن یک تخم مرغ را می شنیدیم تا الان شاهد شتردزدی های گوناگون نباشیم. کاش اولین زورگیری، چنان ما را بی قرار می کرد که دیگر جرم دومی اتفاق نمی افتاد اما... یادمان باشد، هم مراقب چاله ها باشیم و هم مواظب موتورسوارهای زورگیر و کیف قاپ. مراقب همه چیز باشیم!

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17160 ، تاریخ انتشار 871001