شکار نشویم!
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: گرگ ،گرگ بازار ،زورگیر ،ساده دلان


 

رهگذر- چشم را باز باید کرد وقتی برخی ها، انسانیت فرو نهاده گرگی می کنند. مگر نشنیده ایم که گرگ ها روبه روی هم می خوابند آن هم با یک چشم بسته و یک چشم باز تا مبادا از آن میان کسی چشم برهم نهد و طعمه دیگر گرگان شود. پس برای این که زنده بمانند یک چشم به نگهبانی باز می  گذارند. نمی خواهم بگویم در جامعه گرگ زیاد است و «گرگ بازار» شده است شهره حرف من این است که در جامعه ما، یک گرگ هم زیاد است، خیلی زیاد هر چند دیگر یک گرگ نیست بلکه گرگ هایند که می آیند به شکار، گاه در شکل زورگیر، گاه سارق مسلح، گاه شکارچی عفت و گاه هم مثل این مورد اخیر؛ خام کردن ساده دلان و اخاذی از آن ها، فریب مردم و کلاه برداشتن از سرشان و یا کلاه گذاشتن سر مردم با وعده های طلایی که خواب ها را هم طلایی می کند!

دیروز در همین صفحه خواندیم که یک جوان معتاد که با سرقت مدارکی از امور مشترکان مخابرات به منازل شهروندان مراجعه و با ادعای این که شما در قرعه کشی همراه اول برنده جایزه سفر به سوریه شده اید از آن ها اخاذی می کرد، دستگیر شد. براساس همین خبر، جوان معتاد در شگرد دیگری، با مراجعه به منازل و این که کنتور برق شما خراب است و باید تعویض شود ۴٠ تا ۵٠ هزار تومان از آن ها می گرفت و رسید هم می داد خب، این شیاد، بشقاب خود را سر میز اعتماد مردم می گذاشت و از سفره صداقت آنان ناجوانمردانه لقمه برمی داشت. حال آن که اگر ما شهروندان با چشم باز مراقب بودیم و یادمان بود که گرگ هایی هار در کوچه ها رها شده اند و پی شکار آدم های مهربان و ساده دل می گردند، آیا یک معتاد می توانست از ده ها تن کلاه برداری کند؟ آیا اگر مراقب باشیم باز هم این همه آمار زورگیری هایی که گاه رنگ خون هم می گیرد روبه  فزونی می نهد؟ آیا... آیا... و هزار آیای دیگر که هر کدام یک سوال است که باید برایش جواب پیدا کرد، این صورت مسئله را نمی شود، پاک کرد فقط باید راه حل را یافت. راه حلی که بخش نخست آن را هوشیاری ما شکل می دهد، که اگر مراقب باشیم آمار جرائم پایین می آید و جرائم انجام شده را هم قانون چاره می کند. ما اما، باید چشم باز داشته باشیم و به هر کس هم اعتماد نکنیم. چه اگر فرد مراجعه کننده مامور باشد، باید کارت شناسایی معتبر داشته باشد. اگر مامور باشد، امروز جوابش را ندهیم، فردا مراجعه می کند. اگر مامور باشد، می توانیم هویت او را از اداره اش استعلام کنیم اما مسئله این است که ذوق زدگی ما و فزونخواهی مان گاه ما را به چاهی می اندازد که بیرون آمدن از آن دشوار است. اما اگر چشم ما باز باشد از میان هزار چاه هم می توانیم به سلامت عبور کنیم. پس چشم را باز باید کرد در هنگامه ای که نوادگان شیطان به شکار چشم های بسته می روند.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17163 ، تاریخ انتشار 871004