شما «بابارستمی» را می شناسید؟
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بابارستمی ،حسن آزادی ،چراغچی ،حسینی محراب

 


تهور و بی باکی اگر با تدبیر همراه شود، می توان آن را شجاعت نامید والا برخی بی باکی ها، جز تولید خطر نتیجه ای ندارد. تدبیر بی شجاعت هم گاه به نقشه ای روی کاغذ تبدیل می شود که پا به عالم واقع نمی گذارد اما عمل موفق نتیجه شجاعت عملی و تدبیر نظری است. همان چیزی که در وجود سردار دلاور اسلام، بابارستمی موج می  زد. او قهرمانی پهلوان و پهلوانی با تدبیر بود که قهرمانی اش، نماد توانمندی بود و پهلوانی، از این نیرو در خدمت غیرت دینی و کمک به انسان ها بهره می گرفت و چه کمکی بالاتر از این که آنان را از شر امنیت سوزان و ددان آدمی خوار نجات دهد؟ چه کمکی بالاتر از تولید امنیت و سوغات آرامش که اوبه مردم هدیه می داد؟ اگر یاد من و تو و ما وخیلی های دیگر برود، از حافظه تاریخ شجاعت او و حماسه ای که در گنبد، خلق کرد پاک نمی شود.

حتی اگر مردم گنبد، خود «خاطره »هاشان را درگذر زمان از یاد ببرند، در و دیوار شهر آن را به یاد خواهد آورد. کردستان هم شاهد است که بابارستمی چه قهرمانانه برای نجات بانه و دیگر شهرهای کردستان از چنگ ضدانقلاب می جنگید. روح شهید چمران شاهد است که بابا هم در غرب و هم در جنوب مردانگی و وطن دوستی را عملا تدریس کرد. او فراست و تیزهوشی و موقعیت شناسی را به کمال در عمل می آورد و ازجمله، بارها، زاویه آتش دشمن را از روی نیروهای خودی به مناطق بی خطر تغییر داد به این شکل که با شلیک از منطقه دیگر و یا افروختن آتش در آن مناطق آتش دشمن را به آن سمت منحرف می کرد تا نیروهایش از گزند آتش دشمن مصون باشند. او به تصمیم گیری دقیق و به لحظه مشهور بود لذا متناسب با توان و نگاه دشمن عملیات خود را طراحی می کرد. گاه تغییر لباس می داد و گاه تغییر نشان. اما نشانه ها را هرگز اشتباه نمی گرفت و همین از او فرماندهی ساخته بود که توجه رهبر انقلاب، حضرت آیت ا...خامنه ای را متوجه خود کرده بود. او در عملیات سوسنگرد هم با طراحی های جالب خود، نقش خویش را با موفقیت به پایان برد. او کار را به گونه ای سامان می داد که کار در اوج به پایان می رسید و این باز برای یک آغاز دیگر قدم اول بود. آری او بزرگ بود، پهلوان بود، قهرمان بود، عزیز بود اما دریغا که مردم آن گونه که باید او را نمی شناسند هر چند غربت، سهم سرداران و فرماندهان دیار غریب الغرباست اما باز در میان این فرماندهان، باز بابارستمی و فرومندی، غریب ترند. همین چند روز پیش بود که جانباز صفایی از غربت دلاوران خراسانی سپاه عشق می گفت و از کم نشانی این صاحب نشانه ها و صاحب علم ها، راستی علیمردانی را می شناسی؟ حسینی محراب را چطور؟ از علی حسینی خبر دارید از حسن آزادی، از چراغچی  که نورافزای محفل های رزم بود از برونسی و کاوه و... چطور؟ آن ها دین خود را به دین و میهن ادا کردند، ما اما آیا گوشه ای را از دین خود به آنان ادا خواهیم کرد؟

راستی وقتی روزگار آشنایی با شهدا و فرهنگ شهادت در زمان ما این است آیا فرزندان ما از این بزرگان نامی- حتی- خواهند شنید؟ ... بگذریم. ما هنوز هم محتاج بابارستمی هستیم و محتاج بابارستمی ها. کاش این احتیاج را بفهمیم و چاره کنیم.

صفحه R07 فرهنگ (رضوی) ، شماره سریال 17173 ، تاریخ انتشار 871016