قاتل های اجاره ای
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: رهگذر ،قاتل های اجاره ای ،النگو ،قاطعانه
رهگذر-برخی خبرها سیاهند و برخی از سیاه هم سیاه ترند! من اصلا قبول ندارم که بالاتر از سیاهی، رنگی نیست. اتفاقا هست و بدش هم هست. بالاتر از سیاهی، «روسیاهی» است که آن هم مراتبی دارد و مدارجی.اگر «حوادث خوان» باشید، می بینید، گاه خبر از سرقت است، گاه مشروب و گاه اعمال خلاف شرع و اخلاق و روابط نامشروع و گاه قتل، این ها همه از جنس اخبار سیاه اند، اما به نظر من، سیاه تر از سیاهی، زمانی فرادید قرار می گیرد که ، زنی، بانوی خانه ای، که باید آرامش بخش خانه باشد و حتی بر زخم های اهل خانه مرهم باشد و مثل ساحلی بزرگ و مقتدر موج های توفان دریای وجود همسرش را هم آرامش بخشد، چشم و دل به آن سوی خانه داشته باشد و مهربانی نگاهش را از شویش دریغ و برای دیگری ذخیره کند. سیاه تر از سیاهی زمانی شکل می گیرد که پای بیگانه ای به خانه باز شود و پای آرامش بخش خانه به جاهای بیگانه! سیاه تر از سیاهی زمانی اتفاق می افتد که دل در جای دیگر باشد و در خانه، جسم تنها بماند و...دعوا... دعوا...دعوا... و آخر هم به جای این که از راه پرسنگلاخ طلاق بگذرند و زشت ترین حلال را برگزینند، زشت ترین حرام ها را انتخاب می کنند تا به جای گذر از راه پرسنگلاخ، مستقیم به چاه ویل سقوط کنند. سیاه تر از سیاهی زمانی شکل می گیرد که زن خانه، ناموس خانه را حفظ نکند و در به روی دیگری باز کند و خبرهای شومی که در این باره بارها خوانده ایم و متاسفانه بازهم خواهیم خواند شکل بگیرد. سیاه تر از سیاهی، زمانی شکل می گیرد، که پای «آدم کش های اجاره ای» به خانه ای باز شود، افراد بی هویت و تهی از انسانیتی که به شبی هوس، به مقداری پول، جان از انسانی به شقاوت می ستانند و قبل از آن هم جان از انسانیت خویش ستانده اند و در حقیقت ٢ قتل مرتکب شده اند، اول قتل خود و بعد قتل آن کسی که برای کشتن اش اجیر شده اند. راستی از خود پرسیده اید که آدم به چه درجه از درنده خویی باید برسد که دست به قتل کسی بیالاید که شاید برای اولین و آخرین بار، همان زمان قتل او را دیده باشد؟ چگونه می شود کسی را کشت که با او هیچ دشمنی در میان نیست؟ قدیم ها، دشمنی هم اگر شکل می گرفت، آداب و رسومی داشت، نه به این فضاحتی که در خبرها می خوانیم. گاه یک نفر، ٢ نفر و ... حاضر می شوند به بهایی اندک کسی را بکشند. همین چند روز پیش خواندیم که مرد و زنی به قیمت ٣٠٠ هزار تومان که از زن خانه گرفتند، خانه را از مرد تهی کردند و قومی را به عزا نشاندند. پیشتر هم خوانده بودیم از این دست خبرها ، که گاه النگوهایی که مرد با هزار شادمانی برای زنش خریده، بهای مرگ او شده است! من معتقدم اگر قاتلی را که از سر دشمنی کسی را می کشد، باید کشت، قاتلان اجاره ای را که بی هیچ پیشینه دشمنی دست به خون می آلایند هزار بار باید کشت، اگر با سرد شدن داغ دشمنی از قاتل دشمن کیش می شود گذشت، از قاتلان اجاره ای به هیچ عنوان نباید گذشت. چه این ها، قوانین دشمنی را هم برهم زده اند. اینان انسانیت را کشته اند. اینان آدم کشی را باب می کنند. اینان سلامت جامعه را بیش از هرچیز دیگر نابود می کنند. اینان آدم کشی را شغل می دانند. اینان سیه رویانی اند که رنگ بالاتر از سیاهی را فرادید عموم مردم می گذارند. آدم کش های اجاره ای، دشمن زندگی اند، پس برای آن که زندگی بماند و از وجود منحوس شان ایمن شود، باید قاطعانه با آن ها برخورد کرد، قاطع تر از قاطعانه چه اینان بالاتر از سیاهی رنگی به میان آورده اند...
صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17218 ، تاریخ انتشار 871217