بسيجی های تقلبی!
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

بسيج يك مكتب فكري با مشرب عرفان اجتماعي است و كلان تر از آن است كه در قالب يك نهاد بتوان آن را محدود كرد. البته هر نهادي مي تواند خود را براساس مولفه هاي اين مكتب شكل دهد و ساختار خويش را بسيجي گونه بنا كند. افراد جامعه نيز با سنجش خود به محك اين مكتب مي توانند به ميزان عيار خويش بسيجي باشند. اگر بخواهيم مولفه هاي اين مكتب را بازشماري كنيم اول به بحث «عدالت» مي رسيم، بسيج خود را براساس «عدالت» و حول اين محور شكل مي دهد و براي حراست از اين «مفهوم» از همه ظرفيت وتوان خود بهره مي گيرد و چنين است كه بسيجي را «عدالت خواه» مي بينيم و همه كنش ها و واكنش هايش را در راستاي تحقق عدالت در مفهوم وسيع آن ارزيابي مي كنيم. در دفاع مقدس نيز حضور بسيج براي حراست از «عدالت» بود و در ساختار خود هم عدالت محور بود. به عنوان نمونه بسيجي فزونخواهي را برنمي تافت و فزون نمي خواست. وقتي هم كه براي جايگاه خود فرد بهتر را مي يافت بدون لحظه اي ترديد جاي خود را به او مي داد و اين را دقيقا در راستاي عدالت خواهي انجام مي داد و عملا هم معلم عدالت مي شد. ياد شهيد حيدري سبز كه عملكرد اينگونه اش دهها سردار تحويل سپاه اسلام داد.
ايثار؛ اين ديگر مولفه فرهنگ بسيج است و مقدم داشتن ديگران بر خود و منافع ديگران بر منافع خود از منش بسيجياني است كه درس آموز اين مكتب هستند و باز دفاع مقدس نمونه بارز اين فرهنگ را در قاموس شمشادقدان شهيد به تمامي فراديد گذاشت و اين امر را نهادينه كرد كه هركس به همان اندازه بسيجي است كه ايثارگر است و به راحتي ديگران بيش از خويش بها مي دهد. بسيجي بهانه ارث و ميراث ندارد بلكه در عين اثبات برادري، بارها و بارها از حق خود به نفع ديگر تا جاييكه به عدالت صدمه نزند مي گذرد.
تولا؛ دراين مولفه، دوست داشتن همه خوبي ها، مشي بسيجي مي شود و او آنچه خداي خوبي ها دوست مي دارد، او نيز بدان عشق مي ورزد و دوستي دوستان خدارا براي خويش برمي گزيند. مهر را و مهرباني را به نهايت درجه مي رساند.
تبري؛ بسيجي هم از دشمنان انس خدا تبري مي جويد و هم از همه پلشتي ها درهمه اشكال آن دامن مي شويد و بر باطل چنان سخت مي گيرد كه به حق گردن نهد اما در اين ميان حتي حق كافر را لگدكوب نمي كند كه او با كفر سرجنگ دارد نه با معلول آن، لذا حقوق كافر را رعايت كرده و بر آن اصرار مي كند چرا كه فلسفه دين احقاق «حق» است. باز دفاع مقدس مدرسه اين معرفت آموزي بود؛ نبرد قاطع و با همه وجود با خصم بدكردار و رافت اسلامي با اسيران. لذا مي ديديم هنگامي كه اسير زخمي دشمن كه تا آخرين فشنگ با ما جنگيده بود نياز به خون داشت باز اين بسيجي بود كه حق انسانيت را پاس مي داشت و با اهداي خون يك «انسان» را، سواي عقيده و مسلكش، از مرگ نجات مي داد و بر اين باور بود كه هركس به درگاه خداوند به جان ارزد. البته درخانه بنده خداوند به نان و به خون ارزد. آري مشي برتر بسيجي اين بود: در دشمني با دشمنان خدا هم بايد مروت را نصب العين قرار داد.
كار؛ كار و تلاش در نهايت دقت و سرعت و بهره گيري از همه ظرفيت ها و به ازاي آن كمتر هزينه كردن، شكل كار بسيج بود. كمترين هزينه =بيشترين آورده. بسيجي هم در مقابل يك لقمه نان خود را مسئول مي دانست و در مقابل يك فشنگ هم.
... بسيج يك مدرسه معرفتي است و اگرچه جنگ به پايان رسيد تا يك عرصه حضور از بسيج سلب شود اما در اين مدرسه براي هميشه باز است و هر روز به شاگردان اين مدرسه اضافه مي شود. چنانكه پيش از اين با حضور اولين پيامبر و نخستين اولياي خدا گشوده شده است. آنچه، البته امروز يادآوري اش ضروري مي نمايد اين است كه اين مدرسه معرفتي را آسيب هايي چند تهديد مي كند كه در اين مختصر به همين بسنده مي كنيم كه عدم تعريف دقيق و تبيين سويه هاي اين فرهنگ، باعث شده است تا گروهي اين فرهنگ ر ا تا اندازه يك نهاد تقليل داده و معادل يك نيرو بدانند و آن نيرو البته هرچند خوب باشد نمي تواند همه ظرف فرهنگ بسيجي باشد. سخت تر اينكه افرادي، خود را تعريف بسيج بدانند و با عملكرد خود بخواهند معرف بسيج باشند حال آنكه خود شايد مصداق اين شعر باشند كه؛ «ذات نايافته از هستي بخش/كي تواند كه شود هستي بخش؟» كسي كه خود لبي از جام مي بسيج تر نكرده كجا تواند معرف بسيج شود؟ متاسفانه اين عرصه گاه چنان مشوش مي شود كه بسياري بدلي ها را اصل مي فهمند و خود بسيجي هاي تقلبي هم از اين فهم سوء استفاده مي كنند و براي كسب نام، اين مدرسه را به ننگ مي آلايند غافل از اينكه «نه هركه چهره برافروخت دلبري داند...» تمام مشكل امروز جامعه دراين ساحت، رسوخ بسيجي هاي تقلبي است كه به اين مدرسه رخنه كرده و به چفيه اي خودرا همطراز سرداران عدالتخواه مي دانند و از منش آنها هيچ بهره اي نبرده اند و افسوس وصدافسوس كه بسياري از مردم اين «كتوله هاي» بدلي  را به جاي «شمشادقدان»  مي پندارند و با تبر به جان شمشادها و سروها مي افتند تا آنچه از «كتوله ها» به دل گرفته است از «شمشادقدان» انتقام كشد. حال آنكه ميان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمين تا آسمان است». مدرسه معرفتي بسيج نام همه پيامبران و اولياءا... وشهدا رادر خويش ثبت كرده است. در اين دفتر نام هيچ بدلي و تقلبي يافت نمي شود. پس هشدار كه هزينه سنگين بسيجي نماها را از حساب آبروي بسيجي هاي حقيقي كسر نكنيم...