قاتل های اجاره ای و چند نگاه
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: قاتل های اجاره ای ،زالو ،شاهد ،بی هویت

 

یادداشت «قاتل های اجاره ای» بازتاب های تامل برانگیزی داشت، از جمله شهروند محترمی از تهران که در تماس با نگارنده می خواست این قبیل مباحث ، بیشتر و برجسته تر کار شود. وی می گفت شاهد این پدیده زشت در میان آشنایان بوده است و تاسف می خورد که چرا آدم ها به این راه کشیده می شوند. خواننده گرامی دیگری هم می گفت، ماقبل از انقلاب شاهد بودیم که اراذل و اوباشی، پول می ستاندند تا به اندازه پول، فردی را کتک بزنند مثلا یک مشت پای چشم، یک نرخ داشت و شکستن دست یک نرخ و... اما گمان نمی کنم آن آدم های بی هویت هم حاضر می شدند مثل این«آدم کش های اجاره ای» چنین به ثمن بخس آدم بکشند. او می گفت، برای جلوگیری از توسعه پدیده ای با این درجه از زشتی باید همه بسیج شوند. نباید در جامعه ای که اخلاق و مهربانی شاخصه اصلی آن است جنایت هایی از این دست رخ دهد. دیگری هم معتقد بود که باید با فرهنگ سازی جلوی شکل گرفتن دشمنی در روابط اجتماعی گرفته شود، چه رسد به این زالوهایی که با خون ارتزاق می کنند.اگر زالوصفت کسی است که اموال مردم را به حرام می خورد اینان خود زالویند که به قیمت مرگ دیگری نان می خورند! شهروند دیگری هم، آن نوشته را «خیلی خوب» اما یک «طرفه» دانسته بود که گویا در آن مردان بدطینت و جنایتکار از قلم افتاده اند، حال آن که نه، مردان جانی هم در صدر فهرست روسیاهانند اما از آن جا که معمولا مردان در جنایت های خانوادگی خود نقش مباشر دارند، در بحث اجیر کردن آدم کش کمتر می توان آن ها را به تازیانه بیداری کشید. متاسفانه در قتل های خانوادگی که کم هم نیست، مردان به راحتی دست به چاقو می شوند ، دست به مرگ می شوند و همسر خود را که روزگاری با یک دنیا عشق با او پیمان زندگی بسته اند نامردانه می کشند. از نظر من آن ها هم روسیاه ترند ، روسیاهانی که قتل عشق را، قتل عاطفه را، قتل زندگی را، قتل همسری را، قتل زیبایی و... را هم باید در سیاهه جنایت سیاهشان نوشت، اما اجیر کردن آدم کش متاسفانه بیشتر از سوی زنان اتفاق می افتد که گویا خود توان از میان برداشتن شوی خود را ندارند لذا دست به دامان گرگ هایی می شوند که جنایت را هم شرمنده می کنند. پس اگر در آن نوشته سخن از زنان رفت نه برای تبرئه مردان که بیان یک واقعیت خبری بود. «قاتل های اجاره ای »، گیاه هرزی است که متاسفانه روییده است، هر چند بی حساب و کتاب اما برخورد با آن نیازمند کتاب وحساب است. کتاب قانون و حساب قاطع مردان قانون.کتاب اخلاق و جامعه و حساب اقدام منطقی آحاد جامعه.پس برای برکندن این علف های هرز،همه باید دست به دست هم دهیم...حیف است جامعه مهربان  ما،با نفس های آلوده گرگ های کثیفی چون اینان آلوده شود.
صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17220 ، تاریخ انتشار 871219
رهگذر