جامعه زیبا
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: غلامرضا بنی اسدی ،معجزه اجماعی ،کودکان

 

من هنوز، بزرگ ترین معجزه اجتماعی پیامبر را وجود سرشار از مهر و زیبایی حضرت رسول، می دانم. او که حتی قبل از رسالت هم، «امین» بود و «جوانمرد». همه او را به صفت نیکوی امانت داری می شناسند و جایگاهش در «حلف الفضول» چشم ها را می نوازد و جوانمردی اش دل ها را روشن می کند. هنگامی که به مقام شامخ رسالت، برگزیده می شوند هم دایره زیبایی های رفتاری شان جامعه را دچار خویش می کند، مردی که در نهایت اقتدار، در سلام بر کودکان هم پیش دستی می کند، پای عرب بیابانگرد را به مهر می مالد تا خستگی از جانش بیرون شود. در برابر هتاکان زشت کردار، جز به زیبایی رفتاری نمی کند. چهره اش آن قدر آرام است که بی قراران را به قرار می آورد. عرفان او در دل جمع است و جمع ها براساس رفتار عملی او جامعه می شوند. او مثل مردم کار می کند و بار خود را بر دوش دیگران نمی  گذارد که معمولا بار ناتوانان را به دوش می کشد. با مردمانش چنان دایره وار می نشیند که غریبه او را باز نمی شناسد. آن چه دشمنان را در مقابل او متزلزل کرد، نه قدرت شمشیر او بلکه رفعت ایمان و کلام و مهربانی اش بود. هیچ گاه به انتقام رفتار زشت کفار با آنان پنجه در پنجه نمی شد، بلکه زشتی های رفتارشان را با زیبایی پاسخ می داد و همین مهربانی اش بود و کرامتش، که مردم را فوج، فوج به سوی او می کشاند تا «یدخلون فی دین ا... افواجا» شکل بگیرد و رفتار حضرت رسول (ص) در کردار سایر ائمه هم به چشم می خورد و امام صادق(ع)، نیز چونان حضرت رسول رفتار می کرد چرا که از جنس او بود، «کلهم نور واحد» بودند و از نور جز نور نمی زاید و از زیبایی جز زیبایی تکثیر نمی شود. درس پیامبر رحمت و امام صداقت هم همین زیبایی رفتاری است، که از زیبایی پنداری و زیبایی گفتاری برمی خیزد. لذاست که می بینیم افراد هرچه به نبوت و امامت نزدیک ترند، زیباترند. از سلمان که به مقام «منا اهل البیت» بزرگی یافته است تا ابوذر، تا کمیل، تا مالک اشتر، تا هشام و زراره و ... که در مکتب حضرت جعفربن محمد(ع)، درس زندگی آموخته اند. رفتار اجتماعی این ستاره های پرورده شده در کنار خورشید نبوت و ولایت راه را، صراط را به ما هم نشان می دهد و باید که پا به این راه بگذاریم اگر به حقیقت مومنان به آیین محمدی و مکتب جعفری هستیم. چه نمی شود مومن بود و دروغ هم گفت، تهمت هم زد، اهل غیبت و حق را ناحق کردن هم بود، نمی شود مومن بود و کم کاری و بدکاری و بدکرداری داشت. نمی شود به محمد ایمان داشت و به مردم بدبین بود. نمی شود صداقت جعفربن محمد را فهمید و زبان به دروغ در کام گرداند. نمی شود مومن به نبوت و امامت بود آن وقت شاهد بروز رفتارهای خلاف در جامعه شد و برای اصلاح اقدام نکرد. به باور من، صدق گفته های ما را در ایمان به نبوت و ولایت باید رفتارمان گواهی دهد، و چنان زندگی کنیم که شایسته اهل ایمان است. جامعه مان را چنان بسازیم که ترجمه عملی «مدینة النبی» در آن شکل بگیرد و زیبایی را چنان به عمل درآوریم که زشتی فرصت بروز نیابد. این معنای ایمان است.
صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17224 ، تاریخ انتشار 871224
غلامرضا بنی اسدی