چشم به راه شمایند
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سفر ،صلوات ،گلاب

 

"به سفر می روی، سفر به سلامت، اما یادت هست، قبل از رفتن چشم هایی گرم، تو را به انتظار نشسته اند؟ یادت هست، اولین سلام در کنار کدام سفره باید آغاز گر هفت سین باشد؟ یادت هست در کدام کوچه، صدای هر گام را چه کسانی به صلوات، سلامتی اش را از خدا می خواهند؟ می دانی، پدرت، مادرت چقدر چشم به راهند؟ یادمان هست کجا باید برویم؟...

 

"قبل از آن که سفر را آغاز کنیم یادمان باشد، اول گل به چمن صفا می دهد، بعد گلاب می شود و شاهد هزار بازار. گلاب می شود و عطر ناب به کوچه ها و خیابان ها و خانه های دیگران می برد. گلاب می شود، هر جا می رود، نشان چمن و گل را یک جا به همراه می برد. اما... قبل از این که برود، بر سرشاخه چمن می روید، و زیبا هم می روید.

"سلام اول نوروز مشهدی ها در حرم آغاز می شود و سلام دل همه ایرانیان نیز هم اما دومین سلام، شایسته خانه ای است که ما را با حرم آشنا و محرم این «خورشید خانه» کردند. شایسته دستانی است که ما را دست گرفتند و پابه پا بردند و شیوه راه رفتن و عاشقانه رفتن آموختند. شایسته مادرانی است که بهشت را به زیر گام آوردند تا ما در این دنیا و در عصر پس از هبوط هم، حسرت بهشت نکشیم. شایسته پدرانی که به ما با یا علی برخواستن را آموختند.

"بزرگیم یا کوچک، فرقی نمی کند، برای پدر و مادر، فرزند همیشه بچه است. حتی اگر در سر موی سیاه نداشته باشد و خود فرزندان زیادی داشته باشد. اما او را به مهر، پدر و مادر پیر یا هر کدام که پای برخاک دارند به انتظار می نشینند تا نوروز را با او آغاز کنند.

"هیچ فکر کرده اید، نوروزی که بدون دعای پدر و مادر آغاز شود، نو نمی شود آن روز، هیچ فکر کرده اید، سالی که آغازی نو نداشته باشد و از کهنگی سرشار باشد، فرصت زیباشدن را از انسان می گیرد؟ هیچ فکر کرده اید، کهنه جانی هزار بار از کهنه جامگی سخت تر است. هیچ فکر کرده اید، می شود به سلامی به آفتاب چشمان پدر و مادر جان را چنان نو کرد که اگر جامه هم نو نشود، جامعه نو شود؟...

"اگر امکان رفتن راه دور و دراز تا شهرهای دور و کسب فیض از محضر پدر و مادر نداریم و اگر غربت چنان دامن گیرمان شده است که مجال برخاستن نمی دهد، لااقل به تلفنی، صدای گرم و پرمهرشان را آیه آغاز سال نو کنیم. بگذاریم به هر زبان که می دانند یا مقلب  القلوب و الابصار را بخوانند و به هر بیان که دارند، احسن الحال را از خدای زیبایی ها طلب کنند...

"نمی توانم تصور کنم، بین پدر و مادر و فرزند، کدورتی می تواند وجود داشته باشد. نمی توانم بپذیرم، فرزندی به آنان بی حرمتی کرده باشد و نمی توانم باور کنم، که می شود پدر و مادر از فرزند خود کینه به دل گرفته باشند و درها را به قهر به روی هم بسته باشند، نمی توانم این ها را بفهمم، اما اگر خدای نکرده، این تصویر نازیبا در چشم برخی ها نشسته است به دعا از خدا می خواهم و می خواهیم و بخواهیم که، زیبایی مهر جای این تصاویر نازیبا را بگیرد و همه بهاری شویم و بدانیم، هیچ چمن گلی را از خود نمی راند و هیچ گلی امن تر و آرام تر از آغوش چمن، جایی ندارد... .

صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سریال 17226 ، تاریخ انتشار 871227