جامعه نو

دختر ١۵ ساله قربانی خیابان یا قربانی خانه
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 

درج خبری با تیتر «دختر ١۵ ساله قربانی دوستی خیابانی» بازتاب گسترده ای داشت، گسترده و تلخ. از جمله شهروندی متاثر از این ماجرا، می گفت چرا برخی افراد به جای خدا می نشینند و حکم می دهند و جان می ستانند. او می گفت گیریم که اتهام حتی ثابت شده باشد و این دختر به واقع جرمی مرتکب شده باشد در این حالت حد آن را شرع مشخص کرده است که قاضی باید با کار کارشناسی و محاکمه بدان برسد و حکم بدهد، نه این که افراد عادی به صرف رابطه خویشاوندی به خود حق بدهند، از متهم جان بستانند.

 

شهروند دیگری هم معتقد بود، در هر ماجرایی باید قانون حاکم باشد. حکمی اگر قرار است صادر شود، حاکم و قاضی باید صادر کند، اجرای حکم هم تابع مقررات خاص خود است؟ اگر به مجرد اتهام قرار باشد اعضای خانواده ها خود حکم بدهند آن هم بدون محاکمه و اجرا کنند بدون در نظر گرفتن شرایط دفاع، سنگ روی سنگ بند نمی شود. تازه در محکمه هم، متهم حق دفاع دارد. از وکیل  مدافع استفاده می کند و خیلی وقت ها اتهام اثبات نمی شود تا طرف مجرم شناخته و محکوم شود. پس به چه حقی برخی افراد به خود اجازه می دهند به صرف یک اتهام جان بستانند از کسی که شاید بی گناه باشد و حتی اگر گناهکار هم باشد، مجازاتش قطعا مرگ نیست.

این ماجرا از سوی دیگر هم قابل واشکافی است و آن این که پلیس برای فرد متهم، پرونده تشکیل داده است. یعنی یک کار قانونی و او را به دادگاه معرفی کرده است، باز هم براساس قانون، و این دادگاه است که باز هم طبق قانون موضوع را بررسی می کند و حکم می دهد، چه حکم به تبرئه چه به جرم، به هرحال در یک جامعه قانونمند، اجرای قانون نباید برخی را متعصبانه به اقدامات غیرشرعی و غیرقانونی بکشاند. بلکه همه، همیشه و در همه جا باید به قانون احترام بگذاریم. احترام به قانون در قدم اول احترام به شخصیت خود ماست و در قدم بعدی به جامعه و سپس قانون و مجریانش. اما نکته ای که باید گفت این که افراد فامیل کاش قبل از این که در چنین مواقعی متعصبانه رفتار کنند، قبل از وقوع حادثه ای با هم افزای فکر و مهر و تدبیر خویش، نهاد خانواده را رونق بخشند و چنان این نهاد را فعال کنند که جز خیر و صلاح و رفتار بهنجار از اعضای آن سر نزند. یادمان باشد همان طور که اگر جامعه، اتاق فکر نداشته باشد ناگزیر درهای اتاق بحران را خواهد گشود، خانواده ها هم اگر به دنبال اتاق فکر نباشند و با تدبیر زندگی خود را مدیریت نکنند، لاجرم در معرض سیل ها قرار خواهند گرفت. سیل هایی که گاه جلوگیری از آن ها، فاجعه بارتر از خود سیل است. مثل این خبر تلخ. مثل درست کردن ابروی غیرت فامیل که به کورشدن چشم خویشاوندی و انسانیت منجر می شود و مثل خیلی وقایع دیگر...

کاش خانواده ها فعال تر باشند تا شاهد اقدامات پرخطر نباشیم. کاش همه به قانون تمکین کنیم و خود جای قانون، جای شرع و حتی جای خدا ننشینیم. کاش این آخرین خبری باشد از این دست که می خوانیم. کاش...

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17247 ، تاریخ انتشار 880206