این سه گانه نفرین شده
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

رهگذر- اگر کسی بفرما زد برای پریدن به چاه جوابش را چه می دهید؟ آیا دست بفرمازن را رد نمی کنید و با سر به داخل چاه می پرید؟ اگر کسی یک «قمه» داد دست تان و گفت فرو کن در «قلبت»، چه کار می کنید؟ آیا باز هم چشم می گویید و دست او را رد نمی کنید؟اصلا هیچ آدم عاقلی این کار را می کند؟ یا نه، یک نفر یک شیشه سم در دست دارد و بفرما بزند، هر روز چند قطره از آن سم را در غذایتان بریزید و بخورید پاسخ شما چه خواهد بود؟ آیا می پذیرید؟ فکر نمی کنم هیچ اهل خردی این را بپذیرد. حتی یک نمونه ضعیف تر؛ یک نفر یک مایع، یک نوشیدنی، یک خوردنی به شما می دهد که تاریخ مصرف آن گذشته است و می گوید شاید آلوده باشد. آیا باز هم با ولع آن را میل می کنید؟ فکر می کنم اگر لحظاتی بنشینیم و برای پاسخ به این پرسش ها تأمل کنیم، آن وقت جور دیگری رفتارمان را مدیریت خواهیم کرد... این پرسش ها زمانی در ذهنم شکل می گیرد که می بینم در خیابان محل زندگی ام در همین مشهد مقدس جوانانی انگار هرچه بفرمازن های شیطان گفته اند را بی آنکه حتی به «نه» فکر کنند، پذیرفته اند! جدی می گویم، وقتی یک جوان در چنگ اعتیاد اسیر می شود چه معنایی می تواند داشته باشد جز این که پای آن بفرما نشسته و سلامت خویش را باخته است. وقتی، بوی تند مشروبات الکلی، الکی، الکی، عقل و هوش و عفت را از سر برخی ها می برد، وقتی، مرگ، پایان یک وعده «نوش» می شود که معلوم هم نیست «عیشی» هم به آن اضافه شده باشد! وقتی سن اعتیاد هر روز پایین می آید و سفره سیاه شیطان، هواخواهان بیشتری پیدا می کند، وقتی برخی کوچولوها می خواهند با سیگارکشیدن اعلام بزرگی کنند غافل از اینکه وقتی سیگار با کشیدن، خود کوتاه و کوچک می شود نمی تواند باعث بزرگی دیگری و یا حتی اعلام بزرگی کسی شود فقط می تواند بزرگ تر شدن دایره و عمق جهل را نمایان کند. غافل از اینکه لب زدن به مشروبات فقط ارتفاع سقوط را افزون و انسانیت آدمی را خرد می کند، آن چنان که هیچ شکسته بند و «بندزنی» نمی تواند این خرده شکسته ها را کنار هم بگذارد و دوباره بند زند.من که ندیده ام قربانیان اعتیاد و مشروبات را که در نقش های دیگر، سارق و زورگیر و... هم نام می گیرند، حال آنکه اگر از روز اول، در برابر اولین بفرما، «نه» می گفتند و دارای مهارت زندگی بودند، امروز چنین درهم نمی شکستند.حالا دوست دارم به اول این نوشتار برگردیم و روایت چاه و قمه و سم و... را دوباره بخوانیم، و به یاد خود و دیگران بیاوریم که اعتیاد به مواد مخدر، به مشروبات، به قمار و به هر عادت زشت و انسانیت سوز دیگر، از چاه بدتر، از قمه کشنده تر و از سم هلاکت آفرین تر است چه اگر با چاه و چاقو و زهر، فقط خود فرد می میرد، با اعتیاد و مشروب و قمار و... یک زندگی، نه هزار زندگی، و بالاتر جامعه، در هم می ریزد. با این سه گانه نفرین شده غیرت از میان می رود و کم خبر نخوانده ایم از معتادانی که چشم بر غیرت می بندند و گاه به زور ناموس خود را در گذر بی عفتی می نشانند. کم خبر نخوانده ایم از بی ناموسی هایی که پیامد مشروب است و کم خبر نخوانده ایم از ناموسی که سر میز قمار باخته می شود و... آیا هیچ چاهی چنین دهان گشوده دیده اید؟ آیا هیچ دشنه ای چنین دشمنی می کند؟ آیا هیچ زهری چنین زهره از آدمی می ترکاند؟ آیا...

صفحه R01 اخبار (رضوی) ، شماره سریال 17276 ، تاریخ انتشار 880310