چشم فتنه را کور باید کرد
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

یکم: حادثه تروریستی مسجد علی بن ابی طالب(ع) زاهدان، یک اقدام کور بود که هیچ ارزش نظامی ندارد. حتی ارزش امنیتی بالایی هم ندارد. یعنی جنایتکاران نمی توانند آن را یک پیروزی به حساب آورند. پیروزی در میدان نبرد رقم می خورد نه در پستوهای جنایت و بمب گذاری های بزدلانه که ناجوانمردان را هم شرمنده می کند. اگر این اعمال پیروزی آفرین بود، همه تروریست های جهان پیروز می شدند، اما آیا حتی یک نمونه می توان یافت که در جهان، گروهی تروریستی پیروز شوند؟ آیا هیچ انسان صاحب وجدانی نگاهش به تروریزم می تواند مثبت باشد؟

دوم: این حادثه ارزش عملیاتی نداشت، یک اقدام کور بود، پیامد آن هم باید کور شدن چشم فتنه ای باشد که نمی تواند وحدت و هم گرایی برادرانه پیروان مذاهب را در این استان و پهنه پرافتخار ایران تاب آورد. باید این حادثه ما را بر آن دارد که چراغ هوشیاری را همواره افروخته نگهداریم آن چنان که دشمن نتواند حتی جایی برای طرح نقشه هایش پیدا کند باید هوشیار باشیم و مراقب زیرا که این حادثه می تواند تلاش مذبوحانه ای باشد از دشمنی شکست خورده که نقشه اش در کردستان با حضور پرکرامت و حکمت رهبر انقلاب خنثی شد. این حادثه حتی می تواند نشانگر دلخوری اصحاب شیطان باشد از موجی که برای برگزاری یک انتخابات بزرگ در ایران برخاسته است این حادثه می تواند سنگ شیطنت دشمنی حقیر و سیلی خورده باشد که از دور سنگ بر پنجره خانه مردم می زند، این حادثه می تواند از اندیشه ای پلید طراحی و به دستانی گرفتار جهل انجام شده باشد اما پشت همه این مسائل دست شیطان عریان تر از همیشه عیان است.

سوم: این اقدامات ارزش عملیاتی ندارد اما این هرگز بدان معنا نیست که ما کم عملی خود را توجیه کنیم. به نظر من وقتی دیوار خانه به هر دلیلی خراب می شود نشانه این است که من صاحب خانه کم کاری کرده ام. که اگرنه این کارم به قاعده بود، دیوار خانه ام خراب نمی شد. روشن عرض کنم من چون بسیاری از مردم، این حادثه را نه نشان قوت تروریست ها بلکه نشانگر غفلت برخی مسئولان می دانم که باید به هوشیاری مضاعف تبدیل شود.

چهارم : تروریست ها قوی نیستند. ما با قوت لازم عمل نکردیم و باید برای این قوی عمل نکردن پاسخ گو باشیم. این دیگر، یک پل نیست که فروریخته باشد. یک پروژه نیست که به موفقیت نرسیده باشد. این جا، خون ۲۵ انسان مومن ریخته شده است و نباید بر زمین بماند، بلکه باید هم آنانی که به سهو غفلت کرده اند در برابر این حوادث پاسخگو باشند و هم باید مقتدرانه تقاص این جنایت ها را از جانیان گرفت و این هرگز به معنای «انتقام فردی» نیست حتی انتقام خون ها هم نیست بلکه اجرای حدود الهی و حراست از مرزهای کشور است که باید با انهدام باندهای تروریستی به سرانجام نیکو برسد.

پنجم: مردم توان اطلاعاتی و امنیتی نهادهای امنیتی کشور را قبول دارند و بر این باورند که چشمانی هوشیار سرحدات کشور و کوچه به کوچه شهرها را رصد می کنند و بر اساس این باور است که آسوده می خوابند، چون هوشیاران را بیدار می دانند. پس نمی توانند چنین حوادثی را قبول کنند. نمی توانند بپذیرند، چند تروریست مفلوک این گونه، امنیت این دیار را به بازی کودکانه بگیرند بلکه به جد می خواهند سر تروریست ها به طاق اقتدار نهادهای امنیتی کوبیده شود تا بدانند برای شکستن گردن گردنکشان این جا پنجه های مقتدر فراوان است.

ششم: دشمن هم به توان امنیتی ما باور دارد؛ پس حق داریم ما هم به صدای بلند از مسئولان انتظامی امنیتی بخواهیم، ریشه فتنه را برای همیشه از بن برکنند.

وجود استخوان های لای زخم هم چون «ریگی» و دیگر اوباش پذیرفتنی نیست پس روشن و قاطع به قطع دستان فتنه و کور کردن چشم شرارت بپردازید.

هفتم: من شیعه همیشه برادر سنی ام را در کنارم و او را چون خویش زخم خورده تروریست ها می دانم و باور دارم در جبهه صداقت و عدالت و مبارزه با تروریزم باید در یک سنگر بجنگیم تا کور شوند آنانی که وحدت ما را نمی توانند دید. تا کور شود هرکس عظمت ایران را تاب نمی آورد. تا کور شوند همه دشمنان.

صفحه 02 اخبار ، شماره سریال 17276 ، تاریخ انتشار 880310