تا همیشه سوگوار خورشیدیم
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

تو سرالاسرار عشقی. عشق را از تو آموختیم ما، عشق به همه خوبی ها را. زیبایی را، شیدایی را و... شهادت را. اگر تو نبودی ما هرگز به فهم بلوغ یافته شهادت نمی رسیدیم. اگر تو نبودی، باغ شهادت گل هایش را به ما نشان نمی داد.

امام! تو مهربان ترین پدر بودی. مهربانی هایت با کودکان درس زندگی ما شد. تو راه را نشانمان دادی، راه زیبا زندگی کردن را. راه رسیدن به حقیقت را. راه بهشت را.

امام! تو «یا علی» ایمانمان را متجسم شدی و یادمان دادی اگر دست به زانو یا علی می گوییم و برمی خیزیم، باید علی گونه هم زندگی کنیم و پی عدالت برویم. پی حق. چه اگر برخاستن مقدمه رفتن به راه عدل و حق نباشد، فرقی با نشستن ندارد.

خرداد برای ما درس های ماندگاری دارد هر چند به «شدت ها» گرفتار شدیم اما «فرج» هم با شدت می آید. «ان مع العسر یسری» ما را به همراهی فرج و شدت تعلیم فرموده است، از این رو غم غربت خورشید جلال شما، با طلوع آفتاب جمال خلف شما آرام گرفت.

امام ای مهربان پدر! غم فراق شما بیست ساله شد و اگر بیست هزار ساله هم شود ما خود را همچنان داغ دار باغ نگاه شما می دانیم و سیاه می پوشیم. ما همچنان اشکباران زمستان کوچ شماییم در بهار.

امام! تو در زمستان ما را به بهار کشاندی و شکوفه های پیروزی را نشانمان دادی و باز این تو بودی که در بهار ما را به زمستان بردی تا آن چنان اشک بباریم که خشکسالی برای همیشه از دل هایمان رخت بربندد.

امام! شمع نه، تو خورشید راهمان بودی. ماه و ستاره ها از تو نور می گرفتند و زمین فرمان جریان چشمه ها را از تو می گرفت. زیبایی های امروز و روزهای پس از این که در جامعه جلوه می کند، شرح اشارت ها و بشارت های توست. نازیبایی ها اما از «قامت ناساز و بی اندام ماست» ما از تو جز زیبایی سراغ نداریم.

۱۲ بهمن به استقبال تو آمدیم با عشق. با شور و باشیدایی و در خرداد بدرقه ات کردیم با معرفت، با شهود و باشهادت که در جان مان جاری کردی و هنوز نیز به همان شهد، کام شیرین داریم و جست وجوگر شهادتیم.

صفحه 10 صفحه ویژه ، شماره سریال 17279 ، تاریخ انتشار 880313