كركس سياه و جوجه هاي كنار آتش
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

غلامرضا بني اسدي
bhaniasadi@yahoo.com
اعلان حكم اعدام براي «كركس سياه» التيامي بود براي وجدانهاي زخم خورده و چشم هاي نمناكي كه با تماشاي كودكان افتاده در دام كركس، باراني مي شدند. رسيدگي سريع و قاطع دستگاه قضايي و قبل از آن تلاش مجدانه نيروي انتظامي و هوشياري رسانه ها، اقدامي است درخور تقدير. جامعه نيز اين همراهي، هم رايي و تلاش را قدر مي داند و واژه، واژه حكم قاضي را مي بوسد.
اما آيا با اعدام «كركس سياه» سياهي از جامعه رخت بر مي بندد؟ صريح و روشن عرض كنم؛ «نه». تا در بر اين پاشنه مي چرخد و حلقه ها به هم وصل نمي شوند «نه» براي نديدن سياهي بايد بستر سياهي آفريني را جمع كرد.
بايد خيلي از «بايدها» شمار شده و لحاظ شوند تا اين «نبايد» شكل نگيرد.
صاحب اين قلم در ماجراي قتل هاي عنكبوتي هم تاكيد داشت كه تا بستر مهياست با مرگ «حنايي» مرگ آفريني ديگر، حناي خون دم خواهد كرد. و جامعه را به رنگ و ننگ آلوده. اينها خود «معلول يك جامعه بيمار» هستند نه «بيماري يك جامعه». روشن است به جاي علت به معلول پرداختن دردي را دوا نمي كند البته به اندازه مسكني، چند زماني تسكين دهنده درد است. از ريشه درآوردن معلول ها، هنر نيست، علت ها را ريشه يافتن و از بن بركندن هنر است. براي اين هم همه حلقه هاي زنجيري كه «اجتماع» را چونان كمربندي محكم نگاه مي دارند بايد نقش خود را ايفا كنند. حوزه، دانشگاه مسجد و منبر و مدرسه، فرهنگ سازي كنند، خانواده ها خود بر اساس مدل فرهنگ ديني و ملي شكل بگيرند و فرزندان خود را شكل دهند، آحاد براي باز پيرايي جامعه تلاش كنند. فضاي جامعه بهداشتي شود. آن وقت عملا بيماري هايي از اين قبيل وجود نخواهد يافت كه بخواهيم براي درمانش اين همه هزينه بپردازيم.
هميشه پيشگيري به صرفه تر و موثرتر از درمان است. درمان مال زماني است كه جامعه اي به غفلت فروگزار كرده باشد وبيماري بدخيم شده باشد، آن وقت بايد به اتاق عمل هم رفت. در اين اتاق عمل هم بايد همه اجزاء اعم از انتظامي، قضايي، روانكاوي، رفتار شناسي و... به خوبي كار كنند تا بيمار سلامتي خود را بازيابد و الا اگر هركس كار خود را بكند، بيمار زير عمل تمام مي كند. به اعتقاد من در برخورد با كيس هاي مشخص همه نهادهاي مرتبط بايد هماهنگ عمل كنند مثلا قاضي حكم مي دهد، پليس اجرا مي كند اما آيا كسي هست كه به فكر كودكان اين متهمان وحتي مجرمان باشد؟ بچه مجرم، مجرم نيست ولي هشدار كه با اين رويه، فردا او هم راه پدر و مادر خود را برود! خانم دكتري، براي نگارنده پيغامي فرستاده بود كه در مشهد انتهاي خيابان خواجه ربيع پي جوي كاري بودم. وقتي برگشتم راننده آژانسي كه مرا آورده بود را ديدم كه از دور مي آيد با يك بسته بيسكويت.
وقتي كنارم رسيد ديدم چشمانش از فرط اشك سرخ شده است علت را كه پرسيدم، نتوانست حرفي بزند، با انگشت كنار كوچه را نشانم داد؛ يك دختربچه 5 ساله و يك پسربچه حدود سه ساله كه مثل جوجه هايي از سوز سرما به تنگ آمده، تنگ هم كنار آتش نشسته بودند. به طرف آنها رفتم. راننده كه بيسكويت را به آنها داد به اندازه يك دنيا خوشحال شدند و تشكر كردند. دخترك بسته را باز كرد و با همان لحن مهربانش «خاله»ام خواند و راننده را «عمو» صدا و هردويمان را دعوت كرد و خود دانه دانه بيسكويت ها را در دهان برادر كوچكش مي گذاشت عين كبوتري كه به جوجه اش غذا مي دهد. خود هيچ نمي خورد. پي جوي ماجراي آنها كه شدم گفتند مامورها پدر و مادرش را گرفته اند آن وقت اين بچه ها بيرون بودند، حال هم در خانه شان قفل است و اينها ميهمان كوچه...
اين ماجرا را دوباره بخوانيد؛ پدر و مادر مجرم، حكم قاضي، اجراي مامور، تا اينجاي كار درست اما بچه هاي مانده توي كوچه- كار لنگ مي زند. يك جاي كار عيب دارد. باور كنيدماجرا شبيه آن طنز تلخ اجتماعي است كه يك نفر خيابان را مي كند و بدون آنكه كار مثبتي صورت گيرد، ديگري پر مي كرد وقتي از آنهاسئوال شد كه چرا چنين؟ گفتند اولي مامور كندن است و آخري مامور پر كردن در اين ميان آنكه بايد لوله ها را كار بگذارد نيامده است و ايندو كار خويش وفق وظيفه انجام مي دهند! خوب روشن است كه اقدام وفق وظيفه آنها هم به آسفالت خيابان صدمه زده است، هم كلي انرژي و سرمايه مصرف كرده و هم كاري انجام نشده است. حالا، حال و روز ما در برخي موارد اينگونه است؛ حلقه هاي واسط خوب عمل نمي كنند. كار به اين بي قاعدگي در مي آيد. اما اگر همه، مسئوليت خود را انجام دهند و از سئوال نهراسند كارها قاعده مند و با سرانجام مي شود. اميد كه چنين شود و همگان به جاي معلول پي جوي علت ها باشند و... باز هم تاكيد مي كنم با اعدام كركس، كار پايان نمي يابد بايد فضا را چنان پيراست كه هيچ كركسي وجود نيايد تا به پرواز در پي طعمه هاي گوناگون باشد و حرف آخر؛ مجرم را بگيريد اما به فكر فرزندان آنها هم باشيد، كاري نكنيد آنها هم با ارتكاب جرم از جامعه انتقام كشند.