بهشتی،کلیدواژه ای برای کتاب‌‌زندگی
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: کلیدواژه ،بهشتی ،حسرت

 

برخی نامه ها، کلیدواژه اند برای رهیافت به یک کتاب بزرگ، چنان که صاحب آن نام ها هم کلیدند برای رسیدن به بزرگی و فهم جهان بینی که انسان را از «بودن منجمد» تا «شدن مستمر» رهنمون می شود و برایش مدرسه فکری طراحی می کند که همه زیبایی ها در آن، چون خط وخال وچشم و ابرو به جای خویش می نشیند و زیبایی همه جانبه را فرادید می آورد.«بهشتی» چنین کلیدواژه ای بود که می توانست ما را به سوی نظم، اندیشه، مهارت مدیریت، تربیت مدرن، روش مند کردن رفتار، اخلاقی کردن پندار و گفتار، مهربانی در عمل، پرهیز از خودمحوری، قانون گرایی، خداخواهی، مردمداری و... در یک کلام زیبایی های مومنانه هدایت کند. قاطعیت در تصمیم، هوش سرشار، خواست مومنانه، از آیت ا... دکتر بهشتی چهره ای ساخته بود که ایشان را در قالب یک الگو برای همه نسل ها و عصرها مطرح می کرد و هر عصر ونسلی که بخواهد در مسیر تعالی گام بردارد نیازمند این الگوهاست تا با تکثیر آن در جامعه، به سوی توسعه خردورزی گام بردارد. به نظر من، هیچ جامعه ای تا نظم را سرلوحه کار خود قرار ندهد و «اوصیکم بتقوی ا... و نظم امرکم» را به رفتار در نیاورد به توفیق هم نخواهد رسید. زندگی تعالی یافته بهشتی هم، او را منظم و متقی معرفی می کند و از او چهره ای به دست می دهد که تقوا پندارش را چنان فرا گرفته بود که از زبانش جز زیبایی سخنی بیرون نمی آمد. رفتارش هم پر از تجسم آیات خداوند بود. لذا رفتارش بسیاری از بداندیشان را به نیک اندیشی و نیک رفتاری کشاند و فراوان بودند کسانی که با تبلیغات ناجوانمردانه به «خونش »تشنه شده بودند اما وقتی او را شناختند، عاشق او شدند. بهشتی مبدع« گفتمان خدمت» بود در برابر کسانی که رفتارشان روایتگر انکارناپذیر «گفتمان قدرت» شده بود و سرانجام تقابل این دو گفتمان هم این شد، که بهشتی رفت، اما جاودانه ماند و طرف مقابل چند صباحی ماند اما برای همیشه رفت و ذهن مردمان و تاریخ ایران هم از آنان جز نامی به فریب و قدرتخواهی آلوده در یاد ندارد ولی بهشتی در ضمیر جان های تابناک و صفحات روشن تاریخ جاری است و به راستی از منافقان که خط مقدم جبهه دشمن در برابر بهشتی بودند، جز نامی به نفرت آلوده چه مانده است آیا؟کلید واژه بهشتی ما را به وادی قانون محوری هم رهنمون می شود. همان وادی  که با استبداد همیشه بیگانه است، چه مستبدان در برابر قانون می ایستند اما قانون گرایان همواره در برابر بیماری استبدادزدگی واکسینه هستند و صدالبته بهشتی و تفکر بهشتی، رفتار و کنش و واکنش به قاعده قانون را قبول داشتند نه بازی با قانون به قاعده خویش را لذا هرگز قانون را دور نمی زدند و این تفاوت آنان با دیگر مدعیان قانون گرایی که متفرعنانه خود را مساوی قانون می دانستند مشخص می کرد. او قانون را نه لباسی بر قامت افراد خاص که جامه ای برای سلامت سازی رفتار همگان می دانست و خود نیز در برابر قانون با شهروندان دیگر خویش را مساوی می دانست.آری بهشتی کلیدواژه ای بهشتی بود و بهشتی شدن همیشه آرزوی به حسرت همانند شده ماست، حال آن که با تاسی به الگوی بهشتی، حسرت ها را می توان و باید به آرزو تبدیل کرد و آرزوها را جامه عمل پوشاند.
صفحه 12 اندیشه ، شماره سریال 17299 ، تاریخ انتشار 880407