عالم مردم یار
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: صفایی حائری ،عالم ،زیست مومنانه ،عرفان
عالم اگر عامل نباشد و اگر اندیشه و رفتارش یکی نشود، نه که درخت بی ثمر است بلکه بدتر، بیماری است که سیاهی کاغذها در چشم و دلش کاخ غرور ساخته است. حال آن که وقتی عیار علم عالم را عمل او مشخص کند و به تصدیق گفتارش بپردازد، آن وقت از کوچه های زمین خورشیدی قامت خواهد کشید که زمین و آسمان را با هم روشنی می بخشد.

 

آن وقت در نگاه به آن عالم، علم را و عمل را و دین را یک  جا خواهیم دید و با او در گذر از معبر دنیا به سوی مقصد همراه خواهیم شد و در پرتو انوارش راه خواهیم یافت، نور خواهیم نوشید و قطره، قطره دریا خواهیم شد و ذره ذره خورشید، فلسفه مجاورت با نور هم نورانیت است، چنان که همسایگان فکری آیت ا... صفایی حائری که این روزها، سالروز کوچ اوست از نور، سرشار می شدند، چه همراه او که بیشتر با «عین. صاد» معروف بود، از نام می گذشتند و با او راه عمل به تکلیف را در پیش می گرفتند و به نورانیت می رسیدند. در مدرسه تربیتی «عین.صاد» بود که می شد، چگونه زندگی کردن را در همه شئون آن فرا گرفت، از چگونگی تعامل با شهروندان تا خودسازی و جامعه سازی.

از تبدیل تهدیدها به فرصت تا مغتنم شمردن فرصت برای سبز شدن و جوانه زدن، تا مدیریت رفتار خویش آن گونه که در اوج بلاها و شدت ها، گشایش و آسانی را به تجربه نشست. تا چیدن قطعات زیبا کنار هم و شکل دادن یک زندگی زیبا و... و بالاخره تا چگونه مردن. چه استاد، خود این همه راه را رفته بود و او را نورانیتی بود که می توانست بی خطر گمراهی آدمی را از کوچه ظلمات به وادی روشن رهنمون شود. استاد، انسان را نه جزءجزء، بلکه کلی متشکل از اجزاء می دانست، لذا هیچ گاه با دیده یک نقطه سیاه در رفتار کسی، همه او را سیاه نمی دید و اما یک نقطه سفید را چنان سفید می دید تا فرد خود جان سفید کند.

در مکتب صفایی حائری، دست گیری از مردم یک وظیفه عاشقانه بود و او نه به اندازه توانش، بل به اندازه آبرویش «مردم یار» می شد؛ حال آن که در زندگی خویش به کمترین ها قناعت می کرد، اما برای دیگران رفاه کامل می خواست و برای رساندنشان به آن مرحله می کوشید و کم نیستند افرادی که قفل زندگی شان با کلید تدبیر و سخاوت او گشوده شده است. این روزها، که افراد نیازمند را بیشتر می بینم بیشتر دلم برای استاد تنگ می شود و چه قدر افسوس می خورم که چون او در جامعه ما کم است و ما را تاب چون او رفتار کردن نیست حال آن که جامعه به بزرگانی چون او محتاج است تا کارهای بزرگ کنند و ما کوچک مانده ها را هم بزرگی تعلیم فرمایند اما...

برای من که عالم و استاد و دانشمند کم ندیده ام، آیت ا... صفایی حائری یک استثنا بود. عالمی که عرفان خود را در هم کلامی با مردم جست وجو می کرد. بزرگی که به بزرگی رساندن آحاد جامعه و تشکیل جامعه بزرگان را هدف خویش می شمرد. همین سویه نگاه و رفتار کم نظیر او بود که از عالم تا عامی، از اندیشمند تا فیلم ساز، تا روزنامه نگار، تا کاسب و کارمند و کارگر و... را بر سفره فکری اش می نشاند و او بی مزدخواهی و منت گذاری بی ریا و باصفا، با آن ها هم کلام می شد. او برای من یک الگوی زیست مومنانه بود و باور دارم اگر ما چون او شدن را تجربه کنیم، جامعه مومنان و جامعه ایمانی شکل خواهد گرفت.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17312 ، تاریخ انتشار 880423