شوهای میلیاردی و شب های گرسنگی!
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شوهای میلیلردی ،افعی گونه ،بیت المال ،مال البیت

 

یکم: من با فقر مخالفم، فقر را هم در شأن ایران و ایرانی نمی دانم.دوم: «سرمایه داشتن» بدون خوی «سرمایه داری» را نه تنها بد نمی دانم بلکه برای توسعه کشور و ارتقاء سطح زندگی آحاد جامعه، خوب و لازم می دانم با این «باور» که در نبود سرمایه، «مایه»ای برای پیشرفت نیست و «سر»ها را هم توان سرفرازی نمی ماند.سوم: پس من ،مبنایی با فقر مخالف و با سرمایه داشتن و برخورداری و تلاش برای افزایش مشروع سرمایه موافقم با این اعتقاد که همان طور که ما معرفت را باید از ائمه بیاموزیم، در کار و تلاش و آبادانی هم باید نگاهمان به هندسه زندگی آنان باشد.چهارم: اما من با یک مسئله به شدت مخالفم و آن را عامل بدبختی یک ملت می دانم و آن این است که فرصت ها ناعادلانه قسمت شود تا گروهی به آلاف و الوف برسند و میلیارد، پول خردشان باشد و عده ای چنان خرد و کوچک شوند که نتوانند سفره خود را از سیب زمینی و نان و ماست هم پر کنند. من با این با همه ایمانم به مخالفت برمی خیزم که گروهی «بیت المال» را به «مال البیت» تبدیل کنند و گروهی نیز ازکوچه پشتی دعواهای سیاسی و بی توجه به آن چه در کشور اتفاق می افتد «افعی گونه» بر سرمایه مردم چمبره بزنند و هزینه نپرداخته، بدون برادری، همه میراث کشور را برای خود بخواهند. من نمی توانم بپذیرم، علف های هرز باغ، درخت ها را بخشکانند و باغ را حق خود بدانند.پنجم: من به شکل گرفتن طبقه های مرفه و بی درد اعتراض دارم که بی سر و صدا قد می کشند و تحقق جامعه توحیدی را روز به روز دشوارتر می کنند. من به پدیده های منحوس سرمایه داری و اخلاق سرمایه داری معترضم، من با این جور طبقه ها که سایت «آینده» در گزارش خود به آن پرداخته است، به اندازه... دشمن هستم. فکر می کنم اگر شما هم این گزارش را بخوانید با من هم عقیده خواهید شد، پس بخوانید؛سال گذشته در سردترین شب های دی ماه ۸۷ یکی از واردکنندگان مشهور خودرو در کشور، شو جالبی در یکی از باغ های لواسان، از چند خودرو لوکس تشریفاتی که حداقل قیمت آن ها از ۱۲۰ میلیون تومان شروع می شود، برگزار کرد.میهمان این واردکننده مشهور خودروهای وارداتی بیش از ۱۰۰۰ نفر بودند که به تاکید میزبان ۳۵۰ نفر از تهران و ۶۵۰ نفر باقی از متمولان شهرستانی بودند که خود را از شهرهای شیراز، لار، بندرعباس، تبریز، ارومیه، ساری، مشهد، اصفهان، اهواز، همدان، اردبیل و رشت، به باغ مورد اشاره در لواسان رسانده بودند.این کلوپ بی درد و غم در کنار شعله های انبوه گاز شهری که توسط مشعل های بزرگ میهمانان را گرم می کرد، دارای یکی از بزرگترین میزهای سرو غذا در تهران بود تا با ۵۰ نوع غذا و ۳۰ نوع دسر و انواع و اقسام نوشیدنی های داخلی و خارجی! از میهمانان پذیرایی شود.اما همه این هزینه ها و راه اندازی این میتینگ با یک رکورد جالب همراه بود، تنها در ظرف ۳ ساعت ۳۰۰۰ دستگاه از این خودروها به صورت پیش فروش و دریافت علی الحساب ۸۰ میلیون تومانی فروخته شد.وقتی حضور سه ساعتی در یک میتینگ داغ و چرب برای خرید یک خودرو تشریفاتی به جمع آوری مبلغی نزدیک به ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۲۴۰ (دقت کنید، دویست و چهل میلیارد تومان) منجر می شود که ارزش کامل آن به رقمی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد تومان می رسد، طبیعی است که قدرت مالی شگرف شرکت کنندگان در چنین مراسمی به هیچ وجه قابل تصور نیست و امکان اندازه گیری اقدامات آن ها با مقیاس قانون وجود ندارد.همین تفکر و حضور فرزندان افراد مورد اشاره، موجب شده نقاطی از شهرهای مختلف کشور که شامل تهران، اصفهان، شیراز و مشهد نمی شود، به پاتوقی انحصاری برای شوهای هفتگی و شرط بندی های کلان برای مسابقه های خودرو تبدیل شود.این قشر تازه به دوران رسیده و پدیده های ناهنجار وابسته به آن ها نه کاری به سیاست دارند نه اقتصاد ملی و نه موضوع پیشرفت پروژه پارس جنوبی برای آن ها مهم است، نه آن چه بر سر میراث شهدا می آید. برای این افراد، رجایی، بهشتی، چمران، پروفسور حسابی، علامه طباطبایی و... جایی برای فکر کردن ندارد...ششم: این ها قدرت هم دارند، شک نکنید. میان ثروت و قدرت خویشاوندی ناگسستنی است. این ها قدرت دارند حتی اگر اسم مسئولان را ندانند و یا مسئولان هم نامی از آن ها به خاطر نیاورند، اما این مرفه های بی درد که باعث سرقت رفاه من و تو و افزایش دردسر ما هستند، قدرت هم دارند. باور کنید!هفتم: من با این نوکیسه های مقتدر مخالفم. با در سایه نشستن و قدرت یافتن اینان به اندازه وجود متجاوزان به خاک وطن مشکل دارم و باور دارم در یک روند منطقی وقتی میلیون ها نفر زیر خط فقر هستند، نمی شود جز از راه باطل به چنین سرمایه هایی رسید. پس من مثل شما با رسیدن به آلاف و الوف از راه باطل مخالفم.هشتم: من صاحب سرمایه تولیدگر اشتغال آفرین را فرشته نجات ایران می دانم و دستش را هم با همان افتخاری می بوسم که روزی دست فرمانده ام را در جبهه می بوسیدم. اما به مرفه های بی درد و سرمایه سالاران زالوصفت به چشم یک متجاوز نگاه می کنم.

 

صفحه 02 اخبار ، شماره سریال 17320 ، تاریخ انتشار 880503