بر انبار باروت کبريت کشيدن ديوانگی است!
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ دی ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

سيخ كبريت و انبار بزرگ باروت! 
غلامرضا بني اسدي
rbaniasadi@yahoo.com
نه عقب گرد، نه ايستايي، انقلاب چند گام بلند رو به جلو بود. با حضور مردمي كه هويت خويش را جويا بودند. بعد از پيروزي انقلاب باز اين مردم بودند كه هرگاه و هرجا نياز بود و تشخيص دادند، آمدند و كارهاي ناممكن را ممكن كردند، حتي بسياري از وقت ها از قصور و تقصير مسئولان هم گذشتند و آمدند. هرجا هم كه آمدند با حضور خود حماسه آفريدند. هرجا آحاد جامعه در كنار هم قرار گرفتند ضريب خطا را كاهش و ضريب صلاح را افزايش دادند امام هم آنها را صاحب انقلاب و محور حركت مي دانستند و راي آنان را ملاك قرار مي دادند حق هم همين است كه مردم خود سرنوشت خود را رقم زنند و از آنجا كه حضور آنها، انقلاب را به پيروزي رساند و از كوچه هاي توطئه عبور داد. امروز هم هر حركتي، هر اقدامي، هر كنش و واكنشي، هر فعل يا عدم فعلي كه مردم را از صحنه بدر كند از سوي هركس و هرجناحي كه باشد اقدامي ضد انقلابي است و برعكس هر اقدامي كه دايره انزوا را بشكند و مردم را به عرصه وارد كند، حركتي انقلابي و درخور ستايش است. اين را بايد به همه تصميم سازان و تصميم گيران گفت كه حكومت در ايران «جمهوري اسلامي است» و خدشه به هر كدام ضربه به كليت نظام، انقلاب و ايران است. اما حضور مردم با پذيرش درصد پايين خطا را به مراتب مشروعيت آورتر و مقبوليت آفرين تر از حضور گروهي اندك به هر شكل ممكن است ولو اين گروه اندك كه كشتي را به سلامت به پيش ببرند و مردم كشي را سوراخ كنند. چرا كه سرانجام آن كشتي سالم با تعداد اندك سرنشين خود به مقصد نخواهد رسيد و چرا كه جباري سركش در كمين است تا كشتي را به زور بگيرد اما كشتي سوراخ شده با حضور مردم به مقصد خواهد رسيد چو كه مردم اگر شده به جان در مقابل جبار خواهند ايستاد. امروزه نيز فراتر از اين ماجراهاي رد صلاحيت اين و آن- كه صد البته در جاي خود جاي بحث بسيار دارد و بايد بازشكافي شود و احقاق حق شود- ماجراي به حاشيه راندن مردم و گرفتن ظرفيت اعمال نظر آنهاست. اين خيلي خطرناك است كه مردم را از چرخه تصميم گيري حذف كرد، چه به شكل گرفتن حق انتخاب از آنها چه به شكل پديد آوردن فضايي كه مردم خود رغبتي براي رفتن پاي صندوق هاي راي نداشته باشند! همه مي دانيم كه ما نه قدرت برتر نظامي هستيم نه توان فوق العاده اقتصادي داريم و نه پشت به كمك قدرت هاي بزرگ گرم داريم. همه توان ما اتحاد مردم است و دست خدايي كه همواره با جماعت است. ما اگر مردم را از دست بدهيم به اندك فشاري در هم مي ريزيم. از دست دادن مردم يك خطاي استراتژيك است كه به هيچ وجه نبايد دامن به آن آلود كه فردا دامن هاي آلوده را به گونه اي ديگر پاسخ خواهند داد. اينكه به سكوت مردم دلخوش كنيم و بپنداريم اين سكوت همواره ادامه خواهد داشت اشتباهي جبران ناپذير است. گاه جوامع شكل آتش زيرخاكستر را به خود مي گيرند كه خطرناك است و گاه تفاوت مداران هم به جمع بي تفاوت ها مي پيوندند كه اين خطرناكتر است. بايد با نفي افراط و تفريط امكان انتخاب «راي»ها را و نه «راس»ها را فراهم آورد. بايد همه سليقه ها را در چارچوب قانون به محك انتخاب مردم گذاشت تا خود برگزينند و براي برگزيدگانشان نيز نه تنها نبايد مانع ايجاد كرد كه بايد در خدمت آنها تلاش كرد تا طعم شيرين مشاركت را به مردم چشاند نه اينكه همه توانها مصروف خنثي كردن همديگر بشود. يكي فضا را متشنج كند و ديگري قدرت انتخاب صالحان را از آنها بگيرد. كلام آخر اينكه به مردم فرصت انتخاب بدهيد، همه سيلقه ها را فرصت عرضه بدهيد و به راي مردم تمكين كنيد. خود را نقد كنيد و سهو و خطاها را اصلاح اگر مي خواهيد مردم بيايد. راي هاي ساكت را گويا كنيد اگر مي خواهيد صداي سعادت جامعه انقلابي را فرياد كنيد...
هشدار... هشدار... هشدار.... كه به كوچكي كبريت رد وتاييد صلاحيت ها نگاه نكنيد، بزرگي انبار باروت جامعه را ببينيد.