دغدغه های خبرنگاری
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: خبرنگار ،هنجار های رفتاری ،توسعه ،دغدغه

 

ما را یاد، خیلی ها را فراموش! البته با کسی جناغ نشکسته ایم. اصلا ما اهل شکستن نیستیم. خیلی وقت ها سعی می کنیم چینی شکسته خاطر خیلی ها را هم بند بزنیم. هرچند خود خاطر شکسته داشته باشیم، خاطر شکسته، دل شکسته، بال شکسته، مگر بال خبرنگار جز قلم اوست؟ خب وقتی نتواند آن گونه که شرط بلاغ است، به ابلاغ فریاد بپردازد، مگر خاطرش نمی شکند؟ مگر بالش نمی شکند؟ مگر ... ما عادت داریم وقتی در جامعه به سراغ کسی می رویم. حتی به گاه انتقاد سعی می کنیم، نرم و آهسته برویم تا چینی نازک تنهایی کسی ترک برندارد. اما دیگران هر وقت به سوی ما می آیند، معمولا اگر سنگ شکایت به دست نداشته باشند، پاره آجر عصبانیت در دست دارند برای نوازش دیوار کوتاه خبرنگار که از بس کوتاه است به چشم کسی نمی آید تا حرمت حریم نگه دارد؛ بگذریم. سر شکوه و شکایت نیست. خبرنگار، شکستن سر خود را هم به حساب «کاسه مجنون» می گذارد، که اگر لیلی را جز با او میلی بود، کاسه سر او را نمی شکست، پس برای خبرنگار جماعت این شکستن ها هم نه شکست که پیروزی است، پس بازهم بگذریم.

 

اما یک چیز هست که نباید گذاشت و گذشت و آن دغدغه های خبرنگار است. این دغدغه ها، عزیز است که اگر از سوی آحاد جامعه هم عزیز شمرده شود آن وقت شاهد بسط عزت در جامعه خواهیم بود. یکی از دغدغه های همیشگی خبرنگار مخصوصا در حوزه اجتماعی، افزایش هنجارهای رفتاری، توسعه زیبایی های گفتاری و برقراری ارتباط منطقی با آحاد جامعه است که آن را با زبان های مختلف و گاه حتی در قالب به ظاهر متضاد بیان می کند، حال آن که هدف، یکی است یعنی وقتی خبرنگار از سیاهی های به چشم آمده در رفتار برخی مردم می نویسد، قطعا نمی خواهد یک تابلوی سیاه و زشت بکشد و بچسباند روی دیوار جامعه تا دیگران جامعه را با شاخص های زشت بشناسند، بلکه قصد این است که آحاد جامعه از آن ماجراهای سیاه، عبرت گیرند و به سفیدی رفتار برسند تا خود به خود رفتار و کردار هر شهروند یک تابلوی زیبا باشد برای تماشا، تا هر شهروند به یک شاخص تبدیل شود برای شهری که در آن زندگی می کند. «تعرف الاشیاء به اضداد ها» یک روش است در مهندسی افکار که گاه روزنامه نگار می کوشد در تحلیل وقایع از این منطق بهره گیرد، چه تا زشتی را کمی نفهمد، زیبایی را قدر نخواهد دانست تا کسی «ناآرامی» را نفهمد، ارزش «آرامش» را نخواهد فهمید و ... روزنامه نگار می خواهد جامعه اش را از زشتی ها و از ناامنی ها، پاک کند. چنان که سرباز می خواهد جبهه اش از گزند دشمن مصون بماند. چنان که پلیس، جامعه را امن، معلم آحاد جامعه را باسواد و باغبان همه را اهل گل می خواهد.خبرنگار هم جامعه ای را می خواهد که هر دم، از کوچه باغ هایش خبرهای خوش به گوش رسد. خبرهایی که چهره همه را به لبخند بازکند و ...

پس فراموش می کنیم، خاطره های بد را و خبرنگار می مانیم برای نوشتن از خبرهای خوب برای رسیدن به جامعه خوب و ... همین!

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17334 ، تاریخ انتشار 880519