صندلی شکسته من
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: صندلی شکسته ،احترام ،عقلانیت ،محکم

 سیاه و سفید (٧)

 

معمولا حواسم است که چگونه روی صندلی بنشینم، اما چند روز پیش که روی صندلی نشستم، رویه صندلی افتاد و من میان چارچوب آن گیر کردم، هر چند زمین نخوردم اما... با خود گفتم: من با این که مراقب بودم و با این که صندلی ما هم صندلی کارگری است، نزدیک بود بیفتم و همین هم لبخند را بر لب چند نفر آورد، حالا چقدر سخت است کار برخی افراد که بی هوا روی صندلی های بزرگ هم می نشینند. رئیس هم هستند و مدیر و نمی دانم مسئولیت های دیگر. حالا اگر صندلی آن ها بشکند چه می شود آیا؟ اگر زمین بخورند چه می شود؟ البته این زمین خوردن، با آن زمین خوردن بعضی ها متفاوت است، اما شاید صدایش به همه جا برسد. شاید خیلی ها را به خنده بیندازد، مخصوصا روسایی را که به خیلی ها خندیده اند! کاش هرکس هرجا که می نشیند اول از محکم بودن زیر پایش مطمئن شود و مخصوصا اگر مسئولی روی صندلی می نشیند یادش باشد که اگر قرار بود، صندلی برای رئیس همیشه محکم باشد، نوبت نشستن به او نمی رسید و یک ای کاش دیگر و آن این که کاش همان زمانی که نوبت نشستن روی صندلی به ما می رسد، چنان درست کار کنیم و چنان کارها را درست انجام دهیم و چنان حرمت داری کنیم از مردم که وقتی برخاستیم مردم هم به احترام ما برخیزند. کاش هرکس رئیس شد، یادش بماند، یک روز رئیس نبوده و باز فردا روزی رئیس نخواهد بود، کاش با مردم چنان رفتار کند که می خواست با او رفتار کنند و یا فردا خواهد خواست رفتار رئیس بعدی با او آن گونه باشد. و کاش، این درس امام مجتبی را به عمل درآوریم که آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند و ما هم با مردم آن گونه رفتار می کردیم که توقع داریم با ما رفتار شود. هرچند تقدیر روزگار هم معمولا چنین است که با هر دست که بدهی با همان دست پس می گیری و با تو همان رفتاری می شود که تو با دیگران داری، پس عقلانیت حسابگر هم حکم می کند چند روزه صندلی داری و با مردم به مروت و یا لااقل به مدارا رفتار کنیم تا فردا روز، رفتار با ما هم بر مدار مروت باشد که اگر این گونه شد، جامعه بستر حرمت و تکریم خواهد بود و از درخت احترام هم میوه شیرین بزرگی و بزرگواری خواهد رست و کام همگان را شیرین خواهد کرد. آن که کام شیرین داشته باشد، نگاهش هم شیرین خواهد شد و پندارش هم و دست هایش هم برای افزودن بر شیرینی تلاش خواهد کرد.رویه صندلی من افتاد و مرا برای لحظاتی در حصار چارچوبه صندلی قرار داد، شاید تقدیر شده بود این اتفاق تا نگاهم به صندلی و رفتار برخی مسئولان بیفتد، که مسئولیت را با ریاست عوضی می گیرند و پاسخ گویی را به سوال عار می دانند حال آن که هرکس مسئولیتش افزون است باید توان پاسخ گویی اش هم افزون تر باشد.

 

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17348 ، تاریخ انتشار 880604