فقر و غنا، اسارت و آزادی
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

سیاه و سفید (١١)

 

لحظه های دعا را باید دریافت، گذاشتن و گذشتن، کفران نعمت نیایش و اجابت خواهی است. کفران نعمت نیایش خوانی و اجابت خواهی، عقوبت جامعه گرفتار و آلوده را به دنبال دارد. در دعا کردن و به طلب دست به آسمان پرواز دادن هم نه باید بخل ورزید و نه حتی به کوچکی خویش نگریست بلکه به یاد باید داشت که از بزرگی، جز بزرگی نباید خواست که باز این کفران نعمت بزرگی است. پس به گاه دعا و خواستن، چشم از خویش و کوچکی خویش باید برداشت و به آن بزرگ بزرگ آفرین نگاه باید کرد و از او مطابق شأن او باید طلب کرد. «ادعونی استجب لکم» که به ما فرموده است، هیچ قیدی ندارد. حد و مرز هم ندارد، پس همه خواستنی ها را برای همه از او باید طلب کرد، وقتی دعا از اوست و اجابت هم از او، پس نه شرط معرفت است که کم بخواهیم و نه شرط انصاف و نه شرط عشق. مگر نه این که تعلیممان کرده اند که حتی دین مردمان و مرامشان را، ملیت و نژاد و زبانشان را در نظر نیاوریم بل بخوانیم و بخواهیم اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع... اللهم رد کل غریب... اللهم فک کل اسیر... اللهم اشف کل مریض...

 

و برای همه مردمان بخواهیم زیبایی ها را، رحمت را، کرامت را، باران را، آن وقت خود ما هم در میانشان فرصت جان شستن در باران و بهره بردن از کرامت و نشستن سر سفره رحمت خواهیم یافت. در دعا، نه کرت، نه باغچه، نه باغ، که همه زمین باشیم. همه زمین که از باران سیراب شود، همه باغ ها و باغچه ها هم سیراب خواهند شد، اما اگر قصه این نباشد و آن باشد که کرت گفت ببار! باران گفت کجا؟ کرت گفت: همین جا/ باغچه گفت ببار! ابر گفت: کجا؟ باغچه گفت همین جا/ باغ گفت ببار! ابر گفت: کجا؟، باغ گفت همین جا/... این خودبینی و خودنگری نتیجه اش این می شود که اگر باران ببارد، باغچه ای و باغی لب تر می کنند و شکوفه می دهند اما دیگر جاها خشک و عطش زده است. اما اگر این دعای زمین اجابت شود که زمین گفت ببار! ابر گفت کجا؟ و زمین پاسخ داد: همه جا!/ همه جا که ببارد، فرصت سبز شدن و به شکوفه نشستن برای همه فراهم می شود. پس کم از زمین نباشیم و باران را برای همه از خدا بخواهیم. اگر دست ها طلب شفاعت دارند آن را نه برای خود، و نه حتی برای هم وطن و هم کیش خویش بل برای همه مخلوقات خدا بخواهیم که همه برای او عزیزند. اگر آزادی را از اسارت آرزومندیم، همه دربندها را در نظر آوریم و اگر می خواهیم برای روزی مردم و گذر از گرسنگی و فقر دعا کنیم باز دعایمان برای همه آفریده های خدا باشد. خدا، پروردگار همه است، خالق همه است. در دعاهامان، فیض مهربانی اش را برای همه بخواهیم و به این نکته هم توجه کنیم که اسارت و فقر و بیماری و گرسنگی فقط مفهوم مادی ندارد بلکه دعا کنیم همه اسرا، هم از بند باطل خواهان رها شوند و هم از بند نفس خویش. هم فقر مادی و گرسنگی جسمی از میان برخیزد و هم فقر و گرسنگی معرفتی شانه به شانه اش از میان برود. هم بیماری های جسمی رفع شود هم بیماری های روحی، هم بیماری های جهل هم بیماری لجاجت و هم بیماری همه زشتی های پنداری و گفتاری و رفتاری... پس به بزرگی خداوند نگاه کنیم و همه زیبایی ها را با هم طلب کنیم. به مهربانی حضرت رحیم ودود بنگریم و همه خوبی ها را برای همه مخلوقات بخواهیم. پس بخوانیم: اللهم اشف کل مریض... اللهم فک کل اسیر و...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17352 ، تاریخ انتشار 880609