چه کردند حضرات!
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

باز هم«مولوي»، ارشادي شد؟ 
* غلامرضا بني اسدي
علماي علم اصول، اوامر را به مولوي و ارشادي قسمت كرده اند، مراد از اوامر مولوي، فرامين واجب الاطاعه مي باشد و اوامر ارشادي، صرفا جنبه ارائه راه دارد و پيروي از آن لزوما واجب نيست. اين بحث اصولي، از سوي آيت ا...احمد آذري قمي، كه آن روزها ليدر فكري و نظريه پرداز، راستگرايان در مجلس بود وارد ادبيات سياسي شد و او در برابر فرمايشات حضرت امام آنجا كه مطابق سليقه و نظر خود نمي ديد، برداشت ارشادي مي كرد! نمونه اين موضع گيري از سوي وي و راست نشينان ساختمان قدرت را در رأي منفي 99 نفره به نخست وزيري ميرحسين موسوي مي توان ديد كه به رغم صوابديد بنيانگذار جمهوري اسلامي كه طي پاسخ نامه جمعي ديگر از نمايندگان كه غالبا چپ انديش اسلامي محسوب مي شدند، به مجلس بازتابانده شد. اما ليدر آن روز جناح راست كه همزمان رياست بنياد رسالت و صاحب امتيازي روزنامه رسالت را برعهده داشت، گروهان 99نفره خود را به راهي كه خود صواب مي ديد هدايت كرد. او در روزنامه خود نيز چنان واژه ها را كنار هم مي چيد كه حاصل تابلويي سياه از اوضاع تحت كنترل دولت چپ گراي ميرحسين موسوي كه به شدت مورد حمايت و علاقه امام خميني بود فراديد بگذارد، بازگويي اسرار نظام هم آن روزها در لابلاي كلمات اين روزنامه به چشم مي خورد به گونه اي كه گفته شد به دستور فرمانده كل قوا، ورود اين روزنامه به جبهه هاي جنگ ممنوع شد.
آن روزها رفت و احمد آذري قمي كه قريب به يك دهه، ليدر محبوب جناح راست شناخته مي شد، با رفقاي قبلي به هم زد و راه خود را از آنها جدا كرد به گونه اي كه به هنگام مرگ ميان او و راست گرايان كه بخش اعظم قدرت را در اختيار داشتند فرسنگ ها فاصله افتاده بود. اما اين فاصله باعث شد كه تئوري معروف مولوي و ارشاد كردن فرامين رهبري او هم از سوي راست قباها با نامهرباني مواجه شود گواه تعلق خاطر راستگراها به اين نظريه، برخورد آنان با فرامين رهبر امروزين جمهوري اسلامي است كه در ديدار با نهاد قدرتمند و راست رو شوراي نگهبان به صراحت راه روشن را تبيين كردند و طريق برون رفت از مشكل فراروي جامعه را ارائه دادند، را باز تفسير ارشادي زدند و راه خود را در پيش گرفتند. و به رغم اظهارات آيت ا...جنتي در خطبه هاي نماز جمعه مبني بر مولوي دانستن فرمان رهبري، اقدامي در خور انجام نگرفت. شايد واجب را«موسع» يافته اند.
وقتي هم منويات رهبري به پيشنهاد لايه اصول گراي دوم خرداد، -روحانيون مبارز- در مجلس در قالب طرح سه فوريتي درآمد، پاسخ اين شورا شوك آورتر بود؛ «مخالفت با قانون اساسي و شرع مقدس»! حال آنكه هنوز صداي رهبر انقلاب در گوش ها مانده است و انگشت اشاره ايشان در چشم ها ضبط شده است. راستي آيا عملكرد اينگونه در برابر فرامين رهبري از سوي داعيه داران ولايت مداري، پاسخي قانع كننده براي مردم دارد؟ آيا اگر اصلاح طلبان در برابر فرامين رهبري با توجيه ارشادي بودن آن، در موضوعات مختلف از جمله اصلاح قانون مطبوعات راه خود را مي رفتند از سوي راستگراها به هزار چيز متهم نمي شدند؟
صاحب اين قلم معتقد است هيچ متولي اينگونه حرمت امام زاده را نمي شكند و وقتي متولي اينگونه حرمت نگاهدارد، فرامين رهبري را كه مشروعيت خود را از او مي گيرد، از ديگران چه انتظار؟ آيا نمي توان گفت رهبري در ميان كساني كه نان حمايت از ايشان مي خورند و آبرو و مشروعيت از جايگاه ايشان مي گيرند بيش از هر جاي ديگر تنهاست؟ آيا كلام روشن رهبري آنقدر حرمت نداشت كه حضرات حسب تكليف شرعي، بدون فوت وقت بدان عمل مي كردند و كشور را در هنگامه اي چنين حساس از بحران مي رهاندند؟ آيا آقايان به مردم حق مي دهند كه بگويند بسياري از مسئولان عوض اينكه سنگري براي دفاع از حريم ولايت مي خواهند از ولايت سنگر و جانپناهي براي خود و منافع و اعتقادات خود بسازند؟ ياد شهدا و ايثارگران هشت سال دفاع مقدس سبز، كه به سرخي خون خود هم كه شده نمي گذاشتند كلام رهبر بر زمين بماند. آن روزها نسل شهادت يك بار هم چون و چرا نمي كردند در برابر رهبر و امروز؟... بگذريم.
ياد شهدا بخير!