... شاید این فرصت آخر باشد
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: راضیه مرضیه ،اخلاق ،فرصت آخر ،زمان طلایی

سیاه و سفید (١٢)

 

«کوله بارت بربند!/ شاید این چند سحر/ فرصت آخر باشد/... می شود کاری کرد/ می شود آسان رفت/ می شود حرفی گفت/ تا رضا باشد دوست/ تا رضا باشد یار...»این متن یک پیامک بود که از فرهیخته ای همشهری دریافت کردم. اما دو نکته آن برایم خیلی بیداری آفرین بود، اول «فرصت آخر و این که شاید در آخرین فرصت قرار گرفته باشیم و نکته دیگر این که می شود کاری کرد و این می شود می تواند کلید رسیدن به سرای آرامش باشد، به باور من اگر آدمی بداند در آخرین فرصت قرار دارد و دیگر زمانی برای از دست دادن نیست، به این فهم خواهد رسید که باید بهترین استفاده را از آخرین فرصت ببرد. دیده ایم کسی که می خواهد به مسافرت برود، ضروری ترین کالاها را برمی دارد و ازآخرین فرصت استفاده می کند تا همه لوازم موردنیازش را برداشته باشد و کارش «درست» باشد، در چنین موقعیتی دیگر زمان را از دست نمی دهد. حالا اگر احتمال بدهیم این «فرصت آخر» برای زندگی ما باشد، آن وقت چه خواهیم کرد؟ آیا نباید از این فرصت آخر به عنوان «طلایی ترین زمان ممکن» بیشترین بهره را برد؟ هم معرفت و هم عقلانیت حکم می کند، زمان طلایی را از دست ندهیم. برای باورمندان این حدیث انسان ساز و جامعه ساز امام مجتبی(ع) که چنان توشه برگیر و زاد سفر آماده کن که گویی همین فردا خواهی مرد، هر روز یعنی آخرین روز، یعنی فرصت آخر، یعنی زمان طلایی. یعنی از زمان طلایی باید قیمتی ترین بهره را برد و من فکر می کنم اگر نگاهی این گونه به زندگی، به حیات اجتماعی، به کار و تولید و ... داشته باشیم، ضریب خطا به کمترین حد ممکن خواهد رسید، یعنی خود ما برای خویش خطاپذیری را کاهش خواهیم داد، تا اگر کالایی تولید می کنیم از کیفیت بالایی برخوردار باشد، اگر قرار است سخنی بگوییم، بهترین و آموزنده ترین سخنان باشد. هیچ کس زمان طلایی را هدر نمی دهد هیچ دیده اید کسی مثلا سرجلسه کنکور، وقت خود را به بطالت بگذراند و بگوید، سال دیگر جبران می کنم؟ در کنکور زندگی، که هر روز تکرار می شود هم باید بهترین برون داد را داشت، چه شاید فرصت نباشد تا بتوانیم نتیجه بهتری به دست آوریم. پس چه خوب است با مدیریت پندار و کردارمان هرجا که هستیم، به هر کاری که مشغولیم، کارمان را مومنانه و کامل انجام دهیم. اگر نانواییم، نان سالم و مرغوب تحویل بدهیم و هرگز کار بهتر پختن را به فردا وانگذاریم. اگر معلم هستیم، مهارت تدریس و شوق پرورش را به اندازه ای برسانیم که حق معلمی است. اگر کاسب هستیم، چنان رفتار کنیم که تعریف «خلق حسن» باشد. اگر کارگریم، هر روز، تلاش کنیم بهترین تولید را داشته باشیم. اگر کشاورزیم، بهترین محصول را به بازار عرضه کنیم و اگر بازاری هستیم کالارا با بهترین کیفیت به دست مصرف کننده برسانیم. به باور من همه چیز زمانی خوب می شود که همه ما، خود را در زمان طلایی احساس کنیم و بدانیم در فرصت تکرارناشدنی باید بهترین محصولات راعرضه کنیم و بهترین بهره برداری را داشته باشیم. در حوزه اخلاق و معرفت هم باید به فکر امروز و فردای قیامت باشیم و به آخرین فرصت به عنوان زمان تکرار ناشدنی و طلایی بنگریم که باید قیامت ما را چراغان کند.

 

آن وقت دیگر حاضر نخواهیم شد، زمان را به بطالت بگذرانیم و بر زمین بذر باطل بیفشانیم. بلکه زاد و توشه چنان فراهم خواهیم کرد که اگر همین لحظه «ارجعی الی ربک» بخوانند، «راضیة مرضیه» لبیک گویان دوست به سعادت «فادخلی فی عبادی» و کرامت «وادخلی جنتی» برسیم. «پس می شود کاری کرد/ می شود آسان زیست/ می شود آسان رفت/ می شود .../

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17353 ، تاریخ انتشار 880610