یک پیاله عسل، یک دریا زهر
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: عسل ،زهر ،حرام ،حلال

سیاه و سفید (١٣)

 

زندگی طرف، چشمش را گرفته بود. نمای ساختمان برایش زیبا بود و مبلمان درون خانه حرمت آفرین، لوستر و پرده و LCD و... هم هرکدام یک گوشه قلبش را پر کرده بود تا به خانه که برگشت با دل پر، پنجه در آرامش شوهر و اهل خانه اش بکشد که چه خوش بخت است فلانی که این همه دارد و چه بدبخت ایم ما که از این قبیل امکانات نداریم. و سپس به مقایسه شوهر تحصیل کرده اش با فلانی که «اکابر» را هم به زور رد کرده است اما حالا آن قدر پول دارد که بسیاری از تحصیل کرده ها یک دهم او هم ندارند و این باعث دلخور شدن او و درگیر شدن با شوهرش می شود و... صحبت هایشان را که می شنوم یاد آن آموزه دینی می افتم که به تاکید آموزشمان می دهد که در همنشینی، باید به سوی کسی رفت که از حیث مالی فقیرتر باشد و از حیث معرفت بالاتر، در این صورت، آن چه داری برای اهل منزل عزیز و صاحب حرمت خواهد بود و خودت هم محترم و در وادی معرفت، شاید تحریک دیگران تو را به تکاپو وادارد که با افزایش بنیه علمی و معرفتی خود، زندگی خویش را ارتقا دهی و در ارتقای جامعه هم نقش ایفا کنی و این خوب است اما...

 

اما، خانه کاخ مانند و خودروی گران قیمت فلانی، چشم برخی ها را با خود می برد، چشم و نگاه که رفت، دل هم می رود، دل که رفت خود صاحب دل هم می رود و چون بازآید، به کمتر از آن چه فلانی داشته است بسنده نخواهد کرد و برای رسیدن به جایی که فلانی ایستاده و از نگاه خود بالا است، به هر دری خواهد زد و به هر چیز متوسل خواهد شد تا بتواند چون او زندگی کند و این گونه است، که چشم ها و هم چشمی ها، بصیرت را در نگاه برخی می کشد و او را به قتل اعتقاد و ایمان خویش وامی دارد تا فرداروز در راه کسب پول افزون تر از کشتن نفس محترم انسان هم ابایی نداشته باشد و در بمباران آبروی مردم هم پرهیز نکند، حال آن که ...

حال آن که اگر نگاه به بصیرت بگشاید در می یابد، ثروت فراوان اما غیرمشروع هرچند هم زیاد باشد، در برابر ثروت کم اما مشروع، مثل یک دریا زهر و یک پیاله عسل است. آن زهر هزار بار آدمی را می کشد اما پیاله عسل جان می بخشد جسم را و جلا می دهد جان را و شیرین می کند کام و زبان را... کاش همگان می فهمیدیم که یک پیاله روزی حلال، هزار بار بهتر از یک دریا زهر است که خوردن آن آثار منفی دارد. چه بدانیم و چه ندانیم باز هم مثل زهر که چه دانستن در کار باشد یا نباشد، اثر خود را به جا می گذارد و گاه جان را می ستاند.

کاش به جای بزرگ دیدن اموال حرام در دست برخی ها، به شهد و شیرینی زندگی ساده اما حلال خودمان فکر کنیم، آن وقت لباسی از آرامش خواهیم پوشید که فلانی با همه ثروتش هم توان تهیه آن را نخواهد داشت. مطمئن باشید افرادی که از راه حرام به انباشت ثروت دست می زنند اگر هم بتوانند آسایش برای خود فراهم کنند، از فراهم آوردن آرامش ناتوان خواهند بود. چه شاید در دریای زهر بتوان شنا کرد، اما نمی توان به آرامش شهد دست یافت. کاش با دانستن قدر زندگی ساده و بی ریای خود به ورطه غلتیدن در دریای زهر نیفتیم.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17354 ، تاریخ انتشار 880611