جامعه نو

درس امام حسن(ع)
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸
 

سیاه و سفید(١۵)

 

آن روز که مرد شامی، رخ در رخ آفتاب شد و از «شام» گفت و از شب و زبان به دشنام آفتاب و اجدادش و همه قبیله نور گشود، نمی دانست تاریخ همان لحظه، کلاس درس گشوده است، تا معلم زمان و زمین از جمله ماندگارترین درس ها را برای همیشه زمان بگوید و برای همه زمین ها تقریر کند، تا من و تو و ما، ۱۴ قرن بعد، باز قلم و کاغذ به دست پی نوشتن مشقی از آن سرمشق باشیم، مشقی که نه تنها در دفتر که در رفتار ما باید نقش بندد تا نعمتی چون امام مجتبی(ع) قدر داشته شود. آن روز مردشامی نه خستگی را می فهمید نه گرسنگی را و نه بی کسی را، آمده بود تا سیلاب کینه به راه اندازد، اما وقتی پاسخ امام را شنید، فهمید چقدر خسته است، چقدر گرسنه و چقدر بی کس و بی  پناه از همه مهم تر چقدر تشنه. رفتار امام را که دید، احساس عطش بیشتر فهمیدن همه وجودش را فراگرفت و راستی هم تشنگی دارد، فهم کسی که در برابر دشنام، نه دشنه می کشد و نه دشنام به مثل می دهد بلکه درد را تشخیص می دهد و به فکر درمان می افتد. رفتار طبیبانه امام حسن علیه السلام، مرد بیمار دل شامی را شفا می دهد و از او انسانی دیگر می سازد، یعنی از خاکستر مرد شامی، مردی دیگر متولد می شود و این کم از مرده زنده کردن حضرت مسیح (ع) نیست که امام حسن تنها مرده را زنده نمی کند بلکه می میراند و سپس زنده می کند و درسی می دهد که در طول تاریخ همگان بتوانند آن را انجام دهند حال آن که معجزه مسیح(ع) تکرار ناپذیر است اما معجزه کلام و رفتار امام حسن همیشه قابل تجربه کردن است و اصلا ما به عنوان رهروان امام باید این معجزه را به رفتار درآوریم. اگر نه این کنیم رفتارمان حسنی نخواهد بود و پیامد رفتار حسنی هم نخواهد داشت. به فهم من اگر ما همین یک درس را از مکتب امام مجتبی درک کنیم، کافی خواهد بود تا شمایی رااز بهشت در جامعه خود ببینیم. جامعه ای که کسی بدی را با بدی پاسخ نمی دهد و بدی هم مثل «هایی» که با «هوی» پاسخ نگیرد رو به کاهش و انقراض خواهد گذاشت. پس در مطالعه سیره امام مجتبی باید به این مهم عنایت داشته باشیم، که چنان خوب رفتار کنیم که بدی ها فرصتی برای بروز نیابند. مخصوصا هرچه بزرگ تریم باید رفتارمان هم به امام شبیه تر باشد و تحمل و بردباری ما نیز هم. درس گیری را از ائمه هم می  توان ترجمه «الناس علی دین ملوکهم» دانست چه هنگامی که رهبران جامعه خویشتن دارند، التهابات اجتماعی هم فروکش می کند اما آن جا که بزرگان جامعه در جامه خویش بی تاب شوند، آحاد جامعه درجهان بی تاب خواهند شد. این واقعیت تجربه شده همه ادوار تاریخ است چنان که هرگاه درس عملی امام مجتبی(ع) هم عمل مردم و مخصوصا مسئولان شده است، مخالف اگر مرد شامی هم باشد، سرانجام در برابر دریای آرامش و متانت، سرخم خواهد کرد. اگر مردان شامی کردار جامعه همچنان بر سر خشم می مانند، از این روست که حرف باطل آنان، به پاسخ حق نرسیده است، پس باطل خود را حق پنداشته، بر آن اصرار می ورزند. کاش یادمان می بود که رسالت ما نسبت به این درس عملی امام، تنها نقل تاریخ و روایت یک رویداد نیست بلکه درس گرفتن و به کاربستن است که اگر چنین شود همه درخواهیم یافت حق را و حقیقت را و خود هم نسبت به آن ملتزم خواهیم شد، چنان که مرد شامی پس از شنیدن پاسخ های امام، به صراحت گفت، پیش از این نزد من از تو و پدرت مبغوض تر وجود نداشت و از این پس محبوب تر وجود نخواهد داشت و عملا هم ملتزم به منش امام شد. خب آیا ما نباید از این ماجرا درس بگیریم و با عمل به سیره امام، در «حسنی شدن جامعه» گامی به پیش برداریم؟ فکر می کنم اگر سوای روایت فقط در همین رفتار امام تامل کنیم در خواهیم یافت که اول باید رفتار خود را اصلاح کنیم، اصلاح خود که میسر شد، جامعه ما هم اصلاح خواهد شد.

 

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17356 ، تاریخ انتشار 880614