من مرده ام تو زنده ای؟
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: یک تکه مرغ ،شرمنده ام ،دوست ،فریاد

 

 شرمنده ام آقا، شرمنده. وقتی به گواه برنامه ماه عسل، همه آرزوی یک کودک فقیر، «یک تکه مرغ» است، باید شرمنده باشیم همه ما که «یک تکه مرغ» برای یک کودک به «آرزو» تبدیل شود. شرمنده ایم آقا که یک یک آرزوهای کوچولوها را می شنویم هنوز زنده ایم.مولای من، مهربان پدر یتیمان، ای که برای یک لحظه هم از نیازمندان غافل نشدی، همه دغدغه ات رفع مشکلات مردم بود.

ما را ببخش اگر بعضی هامان وجودمان خود مشکل است برای مردم! آقا شرمنده ام. شرمنده چیزهایی که می شنوم، می بینم و دستانم را توان حل مشکل نیست. حتی دهانم هم از گفتن بازمانده است. مثل دهان کپک زده شاعری که دیگر فریاد نمی کند. شرمنده ام آقا اما شب احیاءها که همه حالی در دل دارند و دستی در آسمان و زبانی به نیایش، مرا، نه روی دست بردن به آسمان است و نه زبان خواندن و نیایش. آخر من که برای حل مشکل مردم دستی تکان نداده ام چگونه از خدا بخواهم مشکلاتم را حل کند.

شرم هم چیز خوبی است حتی اگر خیلی ها نداشته باشند! من که تاب فریاد مشکلات مردم را ندارم من که زبانم به سکوت و عقلم به سکون عادت کرده است چگونه نیایش بخوانم؟... مرا روی رودر رو شدن با دوست نیست. من که عمری در پوست گرفتار بودم چگونه چشم در چشم دوست شوم؟...آقا! یک کودک همه آرزویش در یک «تکه مرغ» خلاصه می شود و من می دانم این ماجرای فقط یک کودک نیست می دانم بسیارند این کودکان، می دانم بسیارند خانواده هایی که دیری است در حسرت یک وعده غذای گرم و مقوی مانده اند.

می دانم حداقل کم نیستند پدرانی که برای رو در رو نشدن با فرزندان خود، سعی می کنند وقتی پا به خانه بگذارند که آنان خواب باشند و ... من پیشتر قصه «بادمجان پوست کننده به جای موز را نوشته ام» من «جوجه های کنار آتش» را شرح داده ام. پیشترها بر «غیرت های سوخته» گریسته ام.روایت مادری که برای سیر کردن شکم فرزندش به بن بست رسیده است را خوانده ام کم نبوده که با درد مردمان، زیر باران درد قدم زده ام.

با اشک مردم گریسته ام اما... اما می دانم وظیفه خویش را نتوانسته ام به انجام رسانم. بگذار جوشن را آنانی بپوشند که می توانند قامت بکشند به یاری خلق. اما آیا... در شب های احیاء، امید احیای من هم هست.

آیا دوباره زنده خواهم شد؟... من به «لاتیئسوا من روح ا...» ایمان دارم پس دعا می کنم، هم من و هم شما و هم همه کسانی که از خدا روزی گرفته اند هر که و هرجا که هستند، وظیفه خود را انجام دهند و بخشی از مالی را که متعلق به خودشان نیست به صاحبانش برسانند آخر در مال اغنیا سهمی برای فقرا گذاشته اند تا اجابت شود زمانی که دعا می کنم «اللهم اغن کل فقیر» و فقر از این ملک برود...

صفحه R08 جامعه (رضوی) ، شماره سریال 17364 ، تاریخ انتشار 880623