پایان یک میهمانی قشنگ
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سفره اش ،اندرون ،میهمانی ،فرصت

سیاه و سفید (٢٨)

 

روزه میهمانی خدا بود، و ما یک ماه فرصت داشتیم برای ماه شدن در پرتو انوار خورشیدی که عادلانه و بی دریغ و مدام بر ما نور می افشاند. ما یک ماه فرصت داشتیم برای نزدیک شدن به میزبان، اما آیا توانستیم، قدمی به سوی او برداریم؟ برای پاسخ به این پرسش باید فاصله را دوباره دید آیا چند گام کم شده است این فاصله؟  آخر خداوند خود وعده فرموده است که هر کس به سویم یک گام بردارد، من چند گام به سویش برمی دارم، پس باید از طول این فاصله خیلی کم شده باشد، اما  آیا چنین شده است؟ و باز برای فهم این باید ببینیم چقدر به خلقیات خدایی نزدیک شده ایم؟ آیا از زیبایی لذت می بریم؟ آیا دیدن زشتی ها دلگیرمان می کند؟ آیا از بیدادی که می بینیم به داد می آییم و حق می خواهیم از آنانی که حق ها را در لوای پندارهای گوناگون ناحق می کنند؟ آیا حاضریم، سوخت چراغی شویم که کوچه ها را روشن می کند و آیا حاضریم برای توسعه اخلاق خدایی در میان خلق هزینه بپردازیم؟ آیا حاضریم، به یک عمر برجا نشستن، نقطه پایان بگذاریم و برخیزیم و پا به راهی بگذاریم که پیامبر و ائمه معصومین(ع) رفته اند؟ آیا حاضریم، در کلاس معرفت غایب نباشیم؟...

 

روزه، میهمانی خدا بود، این فرصت میهمانی هم هدیه ای بود که پیامبر کریم و مهربان برای خلایق آورده بود از سفری که خود میهمان خداوند بود و این خلق کریمان است چه کریمان زیبایی را نه برای خود که برای همه می خواهند و می خواهند که نعمت، همه جان ها و جهان را لبریز کند. کریمان، هیچ گاه تنها خور نبوده اند بماند که از تنها خوری پرهیز داشتند چنان که حضرت ابراهیم بی حضور میهمان در سر سفره اش، دست به غذا نمی برد. او مردمان را به سفره خویش می خواند اما پیامبر بزرگوار اسلام، کریمانه تر از حضرت ابراهیم، همه آدم ها را به سفره میهمانی خدا فرا می خواند، تا همه بیایند و از سفره ای لقمه بردارند که بی زوال است، لقمه هایی که جان را جلا می دهد. اگر پیشتر می گفتند «اندرون از طعام خالی دار/ تا در او نور معرفت بینی»، سر این سفره، آن چه می خوری خود نور معرفت است، لذاست که درماه رمضان، جامعه گامی به پیش برمی دارد و حداقل در این ۳۰ روز، بازار جرم و جنایت کساد می شود و این نتیجه میهمانی نورانی است و این به میهمانی خواندن هم خود درسی است برای ما که زیبایی ها و نیکی ها را تنها برای خود نخواهیم بلکه یکی از همگان باشید که برایشان نیکی طلب می کنید. مثل آن شهروندی که نه برای آسفالت جلوی خانه اش بلکه برای آسفالت شهرش تلاش می کند و شهر که آسفالت شود، در خانه او هم آسفالت می شود. پس از پیامبر اسلام بیاموزیم که نیکی را برای همه بخواهیم.

روزه، میهمانی خدا بود تا ما در یک ماه تمرین کنیم. فقط به میهمانی خدا برویم و تا پس از این ماه، دیگر به کارت دعوت های شیطان توجه هم نکنیم بلکه نخوانده آن را به زباله دان بیندازیم و دیگر این که هدیه کریمانه پیامبر را قدر بدانیم و شکر نعمت به جا  آوریم که از جنس نعمت باشد، پس ما هم در زندگی خوی کریمانه داشته باشیم و به یاری مردم بشتابیم و در برابر جامعه و مردم همان کاری را بکنیم که فکر می کنیم اگر حضرت رسول اکرم(ص) حضور داشته باشند همان کار را انجام می دهند، تفسیر عملی رابطه امت و پیامبر این است. امت به همان راهی برود که امام و رسولش رفته است، همان کاری کند که آنان می کردند. آن وقت خواهیم دید جامعه چقدر زیبا و زندگی در این جامعه چقدر دلپذیر خواهد بود...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17369 ، تاریخ انتشار 880630