از ماهی تا ماهی گیری
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ماهی ،ماهی گیری ،مسکن ،اشتغال

 سیاه و سفید(٢٩)

 

اگر به کسی ماهی گیری نیاموزی و فقط به دادن ماهی اکتفا کنی، به محض تمام شدن ماهی، باز به نقطه صفر باز خواهد گشت؛ یعنی باز هم گرسنگی، تازه اگر با تمام شدن ماهی، عمر او تمام نشود. اگر عمر او به دنیا باشد و باز هر روز به او ماهی بدهی، فاصله صفر تا صفر را خواهد پیمود و همچنان در فقر دست و پا خواهد زد پس اگر می خواهی به گرسنه و فقیر، لطف کنی، به او ماهی گیری بیاموز، تور به دست او و راه دریا را نشانش بده، تا خود از لابه لای امواج دریا، ماهی خود به دست آورد. باشد که به روزگار مروارید هم به تور او راه یابد. اگر ماهی گیری بیاموزی شان، به تعداد هر فرد که راهی دریا می شود از فقرای جامعه کم و یک نمره مثبت در کارنامه مدیران ثبت می شود. کارنامه با نمرات مثبت هم، ثبت تاریخ می شود تا فرداها هم به مردان توانمند امروز درود بفرستند چنان که ما به آنانی که درخت گردو کاشتند تا امروز سفره ما بی بهره نباشد، درود می فرستیم. ... این را عرض کردم، تا به این نکته اشاره کنم که این همه فقیر در خور شأن ما نیست، نباید در جامعه ای که ثروت های مادی و معنوی فراوانی دارد، فقر جرأت حضور پیدا کند چه رسد به این همه عضوگیری و لشکرآرایی. در نگاه من لشکری که فقر می آراید به کفر هم زینت می یابد و از لشکر کافر نمی توان توقع توسعه ایمان داشت، نمی شود از خیزش این لشکر، به آرامش چشم داشت و خیلی نمی شودهای دیگر... پس باید برای فقر نسخه ای پیچید که نسخه پیامدهای آن را هم بپیچاند و بهترین نسخه که در دنیا هم جواب داده است، اشتغال مولد و سازنده است. اشتغال، که شعله های دانایی و توانایی را برافروزد و هر فرد را به یک نیروی کار تبدیل کند. نیرویی که در کشاکش کار و کسب تجربه، خود در گذر از نیروی انسانی به معدن انسانی تبدیل شود. معدنی که پایانی برای آن نیست. در چنین صورتی است که دیگر نیاز به توزیع ماهی چه به شکل عادلانه یا غیرعادلانه آن نخواهد بود بلکه عدالت تلاش و استعداد هرکس را به جای خود خواهد نشاند و  آن که توان کمتری دارد هم حتی خواهد توانست حداقل های زندگی خود را فراهم کند و آن که را توش و توان زیادتر است، گام های بلندتری بردارد و این عین عدالت است که فقط و فقط در بستر کار سالم اتفاق می افتد و نتیجه اش را هم خود فرد می بیند و هم جامعه از آن منتفع می شود و این هزار بار بهتر از افکندن سفره ای با ماهی های درشت است که میهمان را سر آن می نشانند. وقتی اشتغال باشد، همه صاحب سفره و صاحب خانه می شوند بی آن که نیازی به میهمانی رفتن های زیاد باشد... البته می دانیم برای اشتغال نیاز به مهارت است، کسی می تواند دست به کار شود که کار بلد باشد لذا شایسته است، به گرسنگان مهارت ماهی گیری را آموخت، آن وقت تور و قایق و امکانات را فراهم کرد و به دریایش فرستاد و به انتظار بازگشت او با دست پر بود پس آموختن مهارت، پیش نیاز اشتغال است و چه خوب است در سطح کوچک تر هم به نوجوانان و جوانانی که سر چهارراه ها گل و آدامس و... می فروشند، مهارت های فنی آموخت تا بتوانند راه فردای خود را از کوچه های روشن امروز آغاز کنند. فکر می کنم تنها به امروز پرداختن و غفلت از فردا، حداکثر مثل «مسکن» است که شاید در کوتاه مدت مفید باشد اما هرگز جای درمان را نمی گیرد پس خوب است به اشتغال نگاه درمان محور داشت تا فقر هم به شکل ریشه ای درمان شود آن وقت در جامعه شاهد احیای شخصیت همگان خواهیم بود که دیگر زیر بار فقر خرد نخواهند شد بلکه آمار برخورداران کاردان و کارساز در شأن نام ایران خواهد بود.

 

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17370 ، تاریخ انتشار 880631